close
متخصص ارتودنسی
شعر ها

ذکر کاشف الکرب

برای تعجیل در ظهور صـــلـوات : الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم

حدیث موضوعی
دوشنبه 25 تیر 1397
  • Translator site ، موقع الترجمة ، مترجم سایت
  • شعر ها

    اللّهم عجّل لولیک الفرج
    ساعت فلش مذهبی
    درباره ما
    امام زمان حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف
    سلام ♦ به نام حضرت دوست که هر چه داریم ازوست ♦ یا مهدی ادرکنی ♦ اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ ♦ یا علی مدد.
    امکانات جانبی
    Free Sitemap Generator
    سایت نوکر امام زمان حضرت اباصالح المهدی عجل الله
    به سایت نوکر امام زمان عجل الله خوش آمدید تعجیل در فرجش صلوات بفرست
    اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ
    جستجوگر پیشرفته سایت مهدویت



    آخرين ارسال هاي تالار گفتمان مهدویت
    کمی طاقت داشته باشید یا مهدی...
    عنوان پاسخ بازدید توسط
    0 2624 mahdi14
    4 1279 mahdi14
    0 837 mahdi14
    7 1265 sedaghat12
    1 844 sedaghat12

    صاحب مدرسه غدیر، یعنی امیرالمؤمنین (علیه السلام) در عظمت و منزلت، در مرتبه پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) است، و ایشان چنان منزلت والایی در نزد خداوند تبارک و تعالی دارند که هیچ کس را جز حضرت رسول یارای همسنگی با او نیست. از همین رو امام صادق (علیه السلام) درباره «حکم بن عتیبه» که می‌خواست از غیر طریق امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به مراتب خداشناسی دست یابد، فرمود:

     

    ... فَلْیُشَرِّقْ وَلْیُغَرِّبْ، اَما وَاللهِ لایُصیبُ الْعِلْمَ إِلا مِنْ اَهْلِ بَیْت نَزَلَ عَلَیْهِمْ جَبْرَئیلُ (۱)؛ برود و شرق و غرب را در نوردد. آگاه باشید که ـ به خدا سوگند ـ [هر کجا که رود] به علم [واقعی] دست نخواهد یافت، مگر از محضر کسانی که جبرئیل بر آنان نازل شده است.

    ۱) کافی، ج ۱، ص سیصد و نود و نه.

     

    افتخار پرچم داری امیرالمؤمنین جهان حیدر کرّار علی علیه السلام


     

    حدیث الرّایة:


    در یکی از روزهای جنگ خیبر فرماندهی عملیّات با خلیفه اوّل بود که متاءسّفانه فرار کرد و به وقت برگشتن، او نفرات خود را متّهم به ترس و فرار می‌کرد و نفراتش او را.

    روز دوّم، فرماندهی با خلیفه دوّم بود، او نیز مانند خلیفه اوّل فرار کرد.

    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که از این پیشامد بسیار ناراحت شده بودند، فرمودند:

    قالَ: لاءُعطِیَنَّ الرّایَةَ غَدا رَجُلا یُحِبُّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ و یُحِبُّهُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ کرّارٌ غَیْرُ فَرّارٍ، لا یَرْجِعُ حَتّی یَفْتَحُ اللّهُ عَلَی یَدَیْهِ

    فردا پرچم را به دست مردی خواهم داد که خدا و رسولش او را دوست دارند و او خدا و رسولش ‍ را دوست دارد، هجوم کننده است، فرار کننده نیست از حمله بر نمی‌گردد تا خدا به دست او قلعه را فتح کند.

    فردای آن روز که همه انتظار به دست آوردن این مقام را داشتند، آن حضرت، علی بن ابیطالب علیه السلام را خواست و پرچم را به او داد و خدای بزرگ با دست او پیروزی را به مسلمانان عطا فرمود.

     منبع حدیث :

     جریان فرار خلیفه اوّل و خلیفه دوّم بسیار مشهور است که ابن ابی الحدید آنرا به شعر درآورده است.
    ارشاد مفید ص پنجاه و هفت و اعلام الوری ص شصت و دو و شصت و سه به نقل بحار ج بیست و یک ص بیست و یک، صحیح بخاری ج پنج ص ‍ صد و هفتاد و یک (باب غزوة خیبر) و صحیح مسلم ج ۲ ص سیصد و شصت بابٌ من فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام



    لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار


    تا نگویی یا علی رونق نگیرد هیچ کار

    نوح پیغمبر که در کشتی نشست

    این دعا را خواند و از طوفان گذشت

    یا علی و یا علی و یا علی و یا علی و یا علی
    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 120


    رسول خدا ( صل الله علیه و آله ) درباره حضرت علی ( عليه‏ السلام ) فرمودند :

    «علي نسبت به من، چون جان من است . پيروي از وي، پيروي از من است، و نافرماني از وي، نافرماني از من .


     (حکمت 24) و مِن حِکمَةٍ لَهُ ( عليه‏السَّلام )


    ترس از خدا در فزونى نعمت‏ها

    متن  و ترجمه :

    وَ قَالَ ( امیرالمومنین علیه السّلام ) يَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَيْتَ رَبَّكَ سُبْحَانَهُ يُتَابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِيهِ فَاحْذَرْه‏

     

     اى فرزند آدم هنگامى كه ببينى پروردگارت پى ‏درپى نعمتهايش را بر تو مى‏فرستد در حالى كه تو معصيت او را ميكنى بترس (كه مجازات سنگينى در انتظار تو است). ‏



    (حکمت 7) و من حکمة له ( عليه‏السلام )

    متن  و ترجمه  :

    وَ قَالَ ( عليه‏السلام ) اعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ


    يَنْظُرُ بِشَحْمٍ وَ يَتَكَلَّمُ بِلَحْمٍ

    وَ يَسْمَعُ بِعَظْمٍ وَ يَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ

    براى (آفرينش) اين انسان به شگفت آئيد (انديشه نمائيد تا به قدرت و توانائى آفريدگارش پى بريد كه او را طورى آفريده) كه با پيه ى (چشم) مى‏ بيند، و با گوشتى (زبان) سخن مى‏گويد، و با استخوانى (گوش) مى‏شنود، و از شكافى‏ (بينى) نفس مى ‏كشد.

    ( حکمت 107) و مِن حِکمَةٍ لَهُ (عليه‏السَّلام)

    امر خداوند سازش بردار نیست

     متن  و ترجمه :

     

    لَا يُقِيمُ أَمْرَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَّا مَنْ لَا يُصَانِعُ وَ لَا يُضَارِعُ وَ لَا يَتَّبِعُ الْمَطَامِعَ

     

    «فرمان خدا را اجرا نمى‏كند مگر كسى كه اهل مدارا و سازش نيست، و فرومايگى نمی نمايد و به دنبال طمع نمی رود».

    ( حکمت 106) و مِن حِکمَةٍ لَهُ (عليه‏السَّلام )

    معیار اعتدال

    متن  و ترجمه :

    نَحْنُ النُّمْرُقَةُ الْوُسْطَى بِهَا يَلْحَقُ التَّالِي وَ إِلَيْهَا يَرْجِعُ الْغَالِي

     

    «ما تكيه‏ گاهى هستيم در ميانه، آن كه عقب ماند خود را به آن برساند و آن كه پيشى گرفته به سوى آن بازگشت نمايد».


    (حکمت 37) و مِن حِکمَةٍ له ( علیه­السّلام )

    توصیه­ های یک پدر

     

    وَ قَالَ ( عليه‏السلام )لِابْنِهِ الْحَسَنِ ( عليه‏السلام )

    يَابُنَيَّ احْفَظْ عَنِّي أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً لَايَضُرُّكَ مَاعَمِلْتَ مَعَهُنَّ

    إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ وَ أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ وَ أَكْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلْقِ ...

     

    به فرزندش امام حسن عليه­السّلام فرمود: پسرم چهار چيز از من ياد گير (درخوبى ‏ها)، و چهار چيز به خاطر بسپار (هشدارها)، كه تا به آنها عمل مى‏ كنى زيان نبينى:

    الف- خوبى‏ ها

    1- همانا ارزشمندترين بى ‏نيازى عقل است، 2-و بزرگترين فقر بى‏ خردى است، 3- و ترسناك‏ترين تنهايى خودپسندى است. 4- و گرامى‏ ترين ارزش خانوادگى، اخلاق نيكوست.






    دلم تا از مسیر عشق رد شد

    به اشعارم نظر بی حصر و حد شد

    کسی که گفت ذکر یا علی را

    امین قل هو الله احد شد

    که مولا عشق رب العالمین است

    فقط حیدر امیرالمومنین است


     

    اگر از عشق او بیگانه باشم

    ضرر کردم پی میخانه باشم

    اگر عشاق را دیوانه خوانند

    همان بهتر که من دیوانه باشم

    مساوی نام مولا با یمین است

    فقط حیدر امیرالمومنین است

     

    علی در مکتبش صد یاس دارد

    طلا ، یاقوت ، دُر ، الماس دارد

    مگو سقای لب تشنه محال است

    ابالفضل از علی میراث دارد

    علی ذکر یل ام البنین است

    فقط حیدر امیرالمومنین است

     

    کتاب مرتضی صدها ورق داشت

    فلق از عشق او رنگ شفق داشت

    همین روح القدس که هست مشهور

    به ذکر یا علی روح و رمق داشت

    نگارم زینت عرش برین است

    فقط حیدر امیرالمومنین است

     

    اگر خواهی که یابی احترامی

    میان مردمان باشی گرامی

    بیا و بر در این خانه بنشین

    غلامی کن غلامی کن غلامی

    بدان ارباب ما شاه زمین است

    فقط حیدر امیرالمومنین است

     

    می افتد قیمت یاقوت و گوهر

    می افتد هیبت طوفان و تندر

    می افتد کاخ هر شاه ستمگر

    نمی افتد تلاطم های حیدر

    چرا؟ چون عشق مولا آتشین است

    فقط حیدر امیرالمومنین است

     

    الا که مست عین و شین و قافی

    اگر قبر شهیدان را شکافی

    از آنان هم بپرسی رمز ایمان

    فقط گویند یک جمله ست کافی

    تمام اعتقاد ما همین است

    فقط حیدر امیرالمومنین است

     

    منم ریزه خور دربار زینب

    سلامم بر همه انصار زینب

    نمی خواهم پزشک و قرص و دارو

    خوشم چون که شدم بیمار زینب

    تمام حرف این علامه این است

    فقط حیدر امیرالمومنین است
    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 7

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

    إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱)

    وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲)

    لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳)

    تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴)

    سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)


    اعمال شب های قدر

    شب قدر، لاله‌ای شکفته در کویر شب‌های عادی سال است

    ای فقیران غنی، کجایید که شبهای قدر آمده است؟ شبی که بهتر است از هزار ماه!

    1- غسل


    غسل در شبهای 19و21و23 در همان اول شب، مقارن طلوع آفتاب سفارش شده وهدف ازآن تطهیرجسمانی برای آمادگی روحی و پاک شدن از تمامی زشتیها وپلیدیهای روحی است وتا جان از آلودگیها پاک نشود روح نیزپاک نخواهد شد. در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده؛ «انجام دادن چنین غسلی انسان را از گناهان پاک می گرداند، ومانند روزی می شود که از مادر متولد گردیده است».1

     تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی
     شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی

    لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم
     سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی

    2- احیاء (شب زنده داری)


    برای انسان مومن، سزاوار نیست تا در شبی که آسمانیان میهمان او شده اند، حجاب غفلت به روی خویش اندازد و خود را از همنشینی با آنها محروم سازد، لذا مستحب است، آن شب را زنده نگهدارد و تا صبحگاهان شب زنده داری نماید و این خود نوعی مبارزه با خمودگی و سستی و خواب سنگینی است که انسان را از هدف های عالی اش باز می دارد.

     الهی !

    تو را سوگند بر مظلومیت بیست و یکم رمضان و دلهای مملوّ از آه و فغان
    بینوایان داغدار را در حسرت سعادت ناشی از فضیلت خویش مسوزان
    و دلهای افتاده را از درگاه با عظمت خویش نا امید مفرما

    3- تلاوت قرآن


    در روایتی آمده هرکس یک آیه از قرآن در این ماه بخواند ثواب کسی را دارد که در ماه های دیگر ختم قرآن کرده است. وهمچنین تلاوت سوره های یس، عنکبوت، روم ،دخان و...وارد شده است. همچنین تلاوت سوره« قدر» نیز در شب قدر تأکید شده است بطوریکه در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمده است: «کسی که سوره قدر را بخواند، اجرش چون اجر کسی است که ماه رمضان را روزه داشته و شب قدر را احیاء داشته است.» 2


    4- توبه و استغفار



     این منم، بیدار، از هول گناه
     مى کنم، بر آسمان شب، نگاه

    این منم، از راه دور افتاده اى
     رایگان، عمر خود از کف داده اى

    این منم، در دستِ غفلت ها اسیر
     اى خداى مهربان، دستم بگیر


    5- خواندن دعا


    خواندن دعای جوشن کبیر و دیگر ادعیه مأثوره (جوشن صغیر، دعای توسل، دعای مجیر، دعای اللهم انی امسیت... و خواندن دعای فرج)

     خیز، اى بنده محروم و گنهکار بیا
    یک شب اى خفته غفلت زده بیدار بیا
    بس شب و روز که در زیر لَحَد خواهى خفت
    دَم غنیمت بشمار امشب و بیدار بیا

    6- توسل به ولایت ائمه هدی


    در شب قدر وسیله ای مطمئن تر از ائمه هدی (علیه السلام) برای انسان وجود ندارد، پس باید به ایشان توسل جست، مخصوصا به مولی الموحدین، علی ابن ابیطالب علیه السلام که «لیالی قدر» مصادف با شهادت مظلومانه آن امام متقین است ونیز با تمسک به زیارت ابا عبد الله الحسین به در گاه حضرت احدیت به استغاثه پرداخت.

     

    7- نماز


    نماز که سر لوحه همه عبادات است در ردیف اعمال و وظایف لیالی قدر، به طرق مختلفی وارد شده است:


    - خواندن نمازهای قضا شده در گذشته به خصوص نمازهای سال اخیر.

    - خواندن نمازهای مستحبی برای کسب ثواب بیشتر. از جمله نمازهای مستحبی خواندن دو رکعت نماز با یک سلام، همچون نماز صبح با این تفاوت که در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه سوره توحید بخواند و بعد از سلام هفتاد مرتبه «استغفرالله و اتوب الیه» بگوید بطوریکه در روایت نبوی آمده است از جای خود بر نخیزد تا حق تعالی او را و پدر و مادرش را بیامرزد.3

    - خواندن صد رکعت نماز، همچون نماز صبح به صورت دو رکعتی و نیز مجاز است به جای این صد رکعت، شش روز از نمازهای قضا شده خود را بجا آورد، بگونه ای که از ظهر روز اول شروع کرده و در عشاء روز ششم ختم نماید.
    در روایتی آمده هرکس یک آیه از قرآن در این ماه بخواند ثواب کسی را دارد که در ماه های دیگر ختم قرآن کرده است

    8- قرآن بر سر گذاشتن


    ازامام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «قرآن را در سه شب از ماه رمضان بردار و بگشا و جلوی روی خود قرار می دهی و در ادامه فرمود،چنین بگویید: اللهم انی اسئلک بکتابک المنزل، وما فیه وفیه اسمک الاکبر، واسمائک الحسنی، و ما یخاف و یرجی ان تجعلنی من عتقائک من النار.4
    شب قدر

     

    9- تجدید عهد با امام زمان (عجل الله) و خواندن دعای فرج


    در شب 19 ماه مبارک رمضان، یکی از شب های احتمالی قدر، امام علی (علیه السلام) در مسجد کوفه به دست ابن ملجم مرادی با شمشیری زهر آلود ضربت خوردند و در بستر بیماری قرار گرفتند و در شب 23 ماه مبارک رمضان -یکی دیگر از شبهای احتمالی قدر- به شهادت رسیدند. لذا یکی از اعمال شب 19 ماه مبارک رمضان، گفتن صد مرتبه «اللهم العن قتله امیرالمومنین» می باشد.


    چرا شب قدر را برای رضای خدا احیا می کنیم؟


    لیلة القدر شب نزول کاملترین کتاب آسمانی یعنی قرآن است پس باید آن شب را احیاء نمود تا از فیض و برکات معنوی و بی حد و حصر نزول کلام خدا بر آسمان دنیا برخوردار شویم و آن را بر سر نهیم و زیر سایه قرآن با توسل به ائمه (سلام الله) از خدا طلب آمرزش و مغفرت نموده و آیات نورانی آن را دائما در اندیشه و فکر خود داشته و در آن شب عزیز با حالت خضوع و خشوع تصمیم بگیریم دستورات عالیه آن را واقعا در زندگانی با تمام روح و روان خود عملا پیاده کنیم.

    شب قدر؛ شبی است که گفته شده عبادت در آن شب اگر خالصانه باشد برابر است با بیش از سی هزار شب.

    شب قدر؛ شبی است که اگر بیدار بمانیم طاعتی افزون تر از شب های دیگر بنماییم، و در آن هنگام فرشتگان فوج فوج تا صبح بر مومنین و مومنات در حال عبادت سلام و درود و رحمت می فرستند و خود شاهد و ناظر رکوع و سجود متواضعانه اشرف مخلوقات هستند تا بدینوسیله اشرفیت و خلیفه اللهی انسان بر فرشتگان تفسیر گردد و رمز سجده ملائک در برابر آدم را بیابند.

    شب قدر؛ شبی است که آدمی راه طولانی سیرالی الله را یک شبه طی مینماید و در این شب آدمی بهتر می تواند به تهذیب نفس بپردازد چرا که در این شب شیاطین در اسارتند وانسانها از شر وسوسه های او تا صبح در امانند مگر اینکه انسان خود نعوذ با ا لله با اعمال نا شایست درآن شب بند از پای شیطان باز نهد.

    شب قدر؛ شبی است که مقدرات یکساله هر انسان و سرنوشت همه موجودات جهان در آن رقم زده می شود.

    شب قدر؛ شبی است که حضرت مهدی (عجل الله) مقدرات یکساله هر انسانی را به امضاء می رساند وشب شناخت آن انسان عظیم الشان، «امام عصر» است وشب قدر انسان کامل است.

    شب قدر؛ شبی است که لیله الاسراء ومعراج رسول الله در آن واقع شده است.

    شب قدر؛ شبی است که اگر نبود ونیامده بود شب تیره، بد بختی انسان به پایان نمی رسید و بامداد، نیک بختی او طلوع نمی کرد، و از بند اسارت اقویا و استعمار گران آزاد نمی گشت.

    حال با این تفاضیل آیا شایسته است که انسان مسلمان خود را از برکات و فیوضات خدا در چنین شبی محروم سازد! لذا بر هر مسلمان پاس داشت واحیاءاین شب ضروری می نماید.

     

    1- وسائل الشیعه، ج7، ص261.

    2- مجمع البیان، ج10-9، ص516.

    3- مفاتیح الجنان، اعمال شب قدر.

    4- بحار الانوار، ج 94، ص 4.
    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 3

    کسی نیامده جز او سر قرار خودش


    نشسته غرق تماشای شیعیانِ خودش


    چه انتظار عجیبیست این که شب تا صبح


    کسی قنوت بگیرد به انتظار خودش

    اللّهمّ عجّل لولیک الفرج


    پیامبر خدا (صل الله علیه و آله) فرموده است: گروهی از امت من تلاش فکری و معنوی فراوانی خواهد کرد تا حقیقت را قبل از فرارسیدن قیامت برپا کند. در چنین هنگامه ای مسیح پسر مریم به زمین نزول خواهد کرد. رهبر آن گروه قائم ، به مسیح خواهد گفت که ما را در برپایی نماز مقتدایی کن. و او در پاسخ خواهد گفت : نه . سپس مسیح ، مقام امامی را به او اعطا خواهد کرد».


    حضرت مهدی (اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف) دستوراتی را که خداوند به حضرت رسول داده است را جامه عمل خواهد پوشاند.


    دانش و اطلاعات مربوط به آخرالزمان را خداوند از طریق حضرت جبرئیل به رسول گرامی اسلام داده است. و رسول اکرم نیز این دانش را که از طریق الهامات برای وی منکشف گردیده است، از طریق احادیث با دیگر مسلمانان در میان گذاشته است. حضرت مهدی (اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف) بصورت کامل از این دستورات الهی ، که پیشتر بر پیامبر اکرم نازل شده است، اطاعت خواهد کرد. حضرت مهدی (علیه السلام) به عنوان کسی که در عشق و ترس از خدا به سر می برد، به تلاش بی وقفه خود در راستای اجرای دستورات الهی ادامه خواهد داد. او با گسترش عشق، علم، هنر، اخلاق حسنه، صلح،و خردورزی، اخلاق و سیرت اسلامی را در تمام جهان مستقر خواهد کرد.


    دستوراتی که از طریق الهام بر قلب مبارک حضرت رسول نازل شده و اجرای آنها بر حضرت مهدی

    علیه السلام واجب می باشد، از این قرار است:

    ۱- حضرت مهدی (علیه السلام ) خونی نخواهد ریخت.

    مردم پیرامون حضرت مهدی (علیه السلام ) جمع خواهند شد، همانگونه که زنبوران به دور ملکه خویش حلقه می زنند. او زمین را که مملو از ظلم شده است با عدل پر خواهد کرد. عدالت او به شکلی خواهد بود که هیچ خوابیده ای از خواب نخواهد پرید و قطره ای خون به زمین نخواهید ریخت. و زمین به دوران وفور نعمت باز خواهد گشت. ( ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص ۲۹ )



    البته این احادیث جای تفسیر دارد ممکن است منظور این باشد که خونی را به ناحق نخواهند ریخت چرا که در زمان رسول خدا صل الله خون کفار در جنگها ریخته میشد و ممکن است خوابیده ای را انسان اگر جان او در خطر باشد بیدار کند در کل احتمالا منظور حق را ناحق نمیکنند باشد احتمال هم برای این است که ما از آینده خبر نداریم و این یک احتمال و استدلال عقلیست




    حضرت مهدی (راه حضرت رسول را ادامه خواهد داد)، هیچ خوابیده ای را از خواب بیدار نخواهد کرد و هیچ خونی نخواهید ریخت. ( البرزنجی ، العشاء لعشرة الصئاح – ص ۱۶۳ )


    در زمان [حضرت مهدی (عجل الله ) ] هیچ خوابیده ای از خواب نخواهید پرید، و خونی نخواهید ریخت. ( ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص ۴۴ )

    کسانی که از او حضرت مهدی(علیه السلام] اطاعت می کنند، و تابع او هستند با او در بین رکن و مقام ( در مسجدالحرام) بیعت خواهند کرد. آنها کسی را از خواب بیدار نخواهند کرد، و هرگز خونی نخواهند ریخت. ( ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر – چاپ قاهره – ص ۲۴ )


    ۲ – حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف) از طریق اقدامات علمی، اخلاقیات اسلامی را در تمام جهان نهادینه خواهد کرد.

    حضرت مهدی (علیه السلام ) بقدری مهربان و دلسوز است که هیچ خوابیده ای را از خواب بیدار نخواهد کرد و هیچ خونی نخواهید ریخت.(ابن حجر الهیثمی، القول المختصر فی علامات  – چاپ قاهره – ص ۴۲ )

    ادامه مطلب را بخوانید

    مهدویت">

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

     مرا با عشق خود درگیر کردی

    به پایم با غمت زنجیر کردی بدان دنیای بی تو هیچ باشد

    دلم را از زمانه سیر کردی تو با رفتن به پشت ابر ایّام

    غروب جمعه را دلگیر کردی یا اباصالح ادرکنی



    احادیث معصومین علیه السلام" target="_blank">احادیث معصومین علیه السلام


    رسول اللّه (صل الله علیه و آله) می‌فرمایند:

    لاتقوم الساعه حتی یقوم القائم الحق منّا و ذلک حین یأذن اللّه عزّوجلّ له و من تبعه نجا و من تخلّف عنه هلک. اللّه اللّه عباد اللّه فأتوه و لو علی الثلج فانّه خلیفه اللّه عزّوجلّ و خلیفتی.(1)

    روز قیامت فرا نمی‌رسد مگر آنکه از بین ما، قائم حقیقی قیام نماید؛ و آن قیام، زمانی خواهد بود که خدای عزوجل او را اجازه فرماید. هرکس پیرو او باشد، نجات می‌یابد و هر که از فرمانش تخلف ورزد، هلاک می‌شود. ای بندگان خدا، خدا را، خدا را، بر شما باد که به نزدش آیید، اگرچه بر روی یخ و برف راه روید. زیرا او خلیفه خدای عزوجل و جانشین من است.


    امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: همانا برای صاحب این امر، غیبتی هست، پس بنده خدا در آن دوران باید تقوای الهی پیشه کند و به دینش چنگ زند.

    قال الحسین (علیه‌السلام): التاسع من ولدک یا حسین! هو القائم بالحق، المظهر للدین، الباسط للعدل، قال الحسین (علیه‌السلام) فقلت: یا امیرالمۆمنین و إنّ ذلک لکائن؟ فقال (علیه‌السلام) : ای و الذی بعث محمداً بالنبوه و اصطفاه علی جمیع البریّه و لکن بعد غیبه و حیره لاتثبت فیها علی دینه اِلاّ المخلصون المباشرون لروح الیقین الذین أخذ اللّه میثاقهم بولایتنا و کتب فی قلوبهم الایمان و ایّدهم به روح منه.(2)

    امام علی (علیه‌السلام) به امام حسین (علیه‌السلام) فرمودند: نهمین فرزند تو ای حسین، قیام کننده به حق و آشکار سازنده دین و گستراننده عدالت است. امام حسین (علیه‌السلام) گویند: پرسیدم: یا امیرالمۆمنین، آیا حتماً چنین خواهد شد؟

    فرمودند: آری، قسم به کسی که حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را به پیامبری بر انگیخت و او را بر تمام خلایق برگزید، چنین خواهد شد، اما بعد از غیبت و حیرتی که در آن، کسی ثابت قدم بر دین نمی‌ماند، مگر مخلصین و دارندگان روح یقین، آنان که خداوند نسبت به ولایت ما از آنان پیمان گرفته و ایمان را بر صفحه دلشان نگاشته و با روحی از جانب خود تأیید فرموده است


    حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌فرمایند:

    قال لی رسول اللّه (صلی الله علیه وآله وسلم) أبشری یا فاطمه، المهدیّ منک.(3)

    رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به من فرمودند: ای فاطمه، تو را بشارت باد به اینکه حضرت مهدی (عج) از نسل توست


    امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) فرمودند:

    ما منّا احدٌ اِلاّ ویقع فی عنقه بیعه لطاغیه زمانه اِلاّ القائم الّذی یصلّی روح اللّه عیسی بن مریم خلفه فان اللّه عزّوجلّ یخفی ولادته و یُغیّب شخصه لئلاّ یکون لأحد فی عنقه بیعه.(4)

    هیچ یک از ما اهل بیت نیست مگر آنکه بیعتی از طاغوت زمانش را اجباراً بر عهده دارد. مگر حضرت قائم که عیسی بن مریم، روح اللّه پشت سر او نماز می‌گذارد. خداوند ولادت او را مخفی می‌دارد و شخص او را از دیدگان، غایب می‌گرداند، تا بیعت هیچ کس را بر گردن نداشته باشد.
    امام حسین (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

    منّا اثنا عشر مهدیّاً اوّلهم امیرالمۆمنین علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) و آخرهم التاسع من ولدی و هو الامام القائم بالحق. یحیی اللّه به الأرض بعد موت‌ها و یظهر به دین الحق علی الدین کلّه و لو کره المشرکون.(5)

    دوازده هدایت شده هدایتگر از بین ما هستند، اولین آنان امیرالمۆمنین علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) و آخرین آنان، نهمین فرزند من است که پیشوای قیام کننده به حق خواهد بود، خداوند به وسیله او زمین را پس از موات شدنش زنده می‌کند و به دست او، دین حق را بر تمامی ادیان پیروز می‌سازد، اگر چه مشرکان را ناخوشایند باشد.

    امام زمان (عج)


    احادیث معصومین علیه السلام
    امام زین العابدین (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

    إن للقائم منّا غیبتین، احداهما أطول من الأخری... فیطول أمرها حتی یرجع عن هذا الامر اکثر من یقول به، فلایثبت علیه اِلاّ من قوی یقینه و صحّت معرفته و لم یجد فی نفسه حرجاً ممّا قضینا و سلّم لنا اهل البیت.(6)

    برای قائم ما دو غیبت هست. یکی از آن دو، طولانی‌تر از دیگری است، و آن قدر طول خواهد کشید که اکثر معتقدین به ولایت، از او دست خواهند کشید. در آن زمان کسی بر امامت و ولایت او ثابت قدم و استوار نمی‌ماند مگر آن که ایمانش قوی، و شناختش درست باشد و در نفس خویش، نسبت به حکم و قضاوت ما هیچ گرفتگی و کراهتی احساس نکند و تسلیم ما اهلبیت باشد.
    امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

    راوی گوید از امام (علیه‌السلام) درباره آیه شریفه فلا أقسم بالخنّس الجوار الکنّس (تکویر: 15 و 16) سوال کردم. فرمود: هذا مولود فی آخر الزمان. هو المهدی من هذه العتره. تکون له حیره و غیبه، یضلّ فیها اقوام و یهتدی فیها أقوام. فیاطوبی لک إن أدرکته و یا طوبی لمن أدرکه.(7)

    مراد این آیه، مولودی در آخر الزمان است که همان مهدی از این خاندان است. او را حیرت و غیبتی هست که در آن، گروه‌هایی گمراه شوند و گروه‌هایی دیگر هدایت پذیرند. خوشا به حال تو اگر او را درک کنی و خوشا به حال هرکسی که او را درک کند.
    امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

    إنّ لصاحب هذا الامر غیبه، فلیتّق اللّه عبد و لیتمسّک بدینه.(8)

    همانا برای صاحب این امر، غیبتی هست، پس بنده خدا در آن دوران باید تقوای الهی پیشه کند و به دینش چنگ زند.
    امام کاظم (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

    صاحب هذا الامر، هو الطرید الوحید الغریب الغائب عن أهله الموتور بأبیه.(9)

    صاحب این امر (حضرت مهدی (عجل الله) رانده شده، تنها، غریب، غائب و دور از اهل و خونخواه پدر خویش می‌باشد.
    امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

    ... و بعد الحسن ابنه الحجّه القائم المنتظر فی غیبته، المطاع فی ظهوره، لو لم یبق من الدنیا اِلاّ یوم واحد لطوّل اللّه ذلک الیوم حتی یخرج فیملأها عدلا کما ملئت جوراً.(10)

    و بعد از امام حسن عسکری (علیه‌السلام) فرزندش حضرت حجت قائم، امام خواهد بود آن کس که در دوران غیبتش مورد انتظار، و در زمان ظهورش مورد اطاعت مۆمنان است. اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خدا همان روز را چنان طولانی کند که قیام فرماید و زمین را از عدالت پر کند، چنانکه از ستم پر شده باشد.
    امام جواد (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

    درباره اینکه چرا حضرت مهدی (عج) منتظَر نامیده می‌شود فرمودند:

    إن له غیبه یکثر ایام‌ها و یطول امدها فینتظر خروجه المخلصون و ینکره المرتابون و یستهزئ به الجاحدون و یکذَّب فیها الوقاتون و یهلک فیها المستعجلون و ینجو فیها المسلّمون.(11)

    او را غیبتی هست که زمانش زیاد است و پایانش به طول می‌انجامد. پس مخلصین، چشم انتظار قیام او می‌مانند و شک کنندگان به انکار او بر می‌خیزند و منکرین به استهزای او می‌پردازند و تعیین کنندگان وقت ظهور، مورد تکذیب قرار می‌گیرند و عجله کنندگان در آن هلاک می‌شوند و تسلیم شدگان نجات می‌یابند.

    امام زمان (عج)


    احادیث معصومین علیه السلام
    امام علی النقی (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

    اذا غاب صاحبکم عن دار الظالمین، فتوقّعوا الفرج.(12)

    زمانی که صاحب و امام شما از دیار ستمگران غایب گشت، چشم انتظار فرج باشید.
    امام حسن عسکری (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

    المنکر لولدی کمن اقرّ به جمیع أنبیاء اللّه و رسله ثم انکر نبوّه محمد رسول اللّه (صلی الله علیه وآله وسلم) و المنکر لرسول اللّه (صلی الله علیه وآله وسلم) کمن انکر جمیع الانبیاء لأن طاعه آخرنا کطاعه اوّلنا و المنکر لآخرنا کالمنکر لأوّلنا.(13)

    کسی که فرزندم، مهدی (عج) را انکار کند مانند کسی است که تمام پیامبران و رسولان الهی را قبول داشته باشد، اما نبوت حضرت محمد رسول اللّه (صلی الله علیه وآله وسلم) را انکار کند؛ و انکار کننده رسول اللّه مانند کسی است که همه انبیاء را انکار نماید. چون اطاعت آخرین امام ما، به منزله اطاعت اولین امام است و منکر آخرین امام ما، به منزله منکر اولین امام است.

    پی نوشت‌ها:

    1. بحارالانوار ج 51 ص 65.

    2. مدرک پیشین ص 51.

    3. منتخب الاثر صفحه 192.

    4. کمال‌الدین و تمام النعمه جلد 1 باب 29 صفحه 316.

    5. مدرک پیشین ص 317.

    6. مدرک پیشین ص 323 و 324.

    7. مدرک پیشین ص 330.

    8. مدرک پیشین 343.

    9. مدرک پیشین 361.

    10. مدرک پیشین صفحه 372 ـ عیون اخبار الرضا.

    11. بحارالانوار ج 51 ص 158 ـ کمال‌الدین صفحه 378.

    12. کمال‌الدین جلد 2 باب 37 ـ صفحه 380.

    13. مدرک پیشین باب 38، صفحه 409.

    منبع: کتاب امامت، غیبت، ظهور، انتشارات مسجد مقدس جمکران

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 3

    فرا رسیدن ماه شریف و پرخیر و برکت ربیع الاول را به محضر رسول خدا (صل الله علیه و آله) و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشّریف) و شما دوستان تبریک عرض میکنم

    رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله فرمودند:

    هرکس بشارت ماه ربیع الاول را به من بدهد من هم بشارت بهشت را به او می دهم .

    حلول ماه ربیع الاول بر همه مسلمین خصوصاً شما دوستان گرامی مبارک باد .

    جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند
    نام مهدی صد هزاران درد درمان میکند
    مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
    من گلی دارم که عالم را گلستان می کند
    نهم ربيع الاول، عید منتظران مبارک

    آداب ماه ربيع الاول  
    اين ماه همانگونه كه از اسم آن پيداست بهار ماههاست ؛ به جهت اين كه آثار رحمت خداوند در آن هويداست . در اين ماه ذخاير بركات خداوند و نورهاى زيبايى او بر زمين فرود آمده است ؛ زيرا ميلاد رسول خدا صل الله عليه و آله در اين ماه است و مى توان ادعا كرد كه از اول آفرينش زمين ، رحمتى مانند آن بر زمين فرود نيامده است .
    از آداب اين ماه است :
    1. تمام ماه را در روز تولد پيامبر صل الله عليه و آله با تلاشهاى نيكو و اطاعتهاى گرانقدر و بزرگ ، بزرگ داشته و با پروردگار خود در مورد اين نعمت بزرگ مناجات نمايد.
    2. دعا كردن در اول اين ماه با دعاهايى كه روايت شده است از مهم ترين اعمال اين ماه مى باشد.
    3. روز هشتم ربيع الاول ، روز وفات امام حسن عسگرى عليه السلام مى باشد. پس سزاوار است در اين روز اندوهگين باشد، بخصوص با در نظر گرفتن اين كه صاحب مصيبت حضرت امام عصر (عجل الله) مى باشد؛ پس بايد آن امام عليه السلام را با هر زيارتى كه به ذهنش مى رسد زيارت نموده و به امام زمان عليه السلام تسليت بگويد.
    4. روز نهم ربيع الاول ، چنانكه در روايت گرانقدرى آمده است ، روز نابودى دشمن خدا بوده و اين روز و خوشحالى در آن فضيلت داشته و روز شادى پيروان آل محمد صل الله عليه و آله مى باشد. سزاوار است كه دوستان آل محمد صل الله عليه و آله شادى خود را در اين روز، به خاطر نابودى دشمن خدا آشكار كنند.
    5. روز دهم ربيع الاول ، روز ازدواج پيامبر صل الله عليه و آله با حضرت خديجه عليهاالسلام مى باشد و بر شيعيان لازم است كه به خاطر تاءثير اين ازدواج مبارك و فرخنده ، در خوبى ها و سعادت ها و انتشار نورهاى درخشان و پاك ، آن را بزرگ بدارند.
    6. روز هفدهم ربيع الاول ، همان طور كه گفته شد روز ميلاد حضرت رسول صل الله عليه و آله است . از كارهاى مهم اين روز، روزه داشتن اين روز، به خاطر شكرگزارى و به جا آوردن دو ركعت نماز مى باشد كه در هر ركعت آن يك بار سوره حمد، ده بار سوره قدر و ده بار سوره اخلاص مى خواند. سپس در مكان نماز خود نشسته و دعايى را كه روايت شده است را مى خواند.
    7. از كارهاى مهم در روز ميلاد پيامبر صل الله عليه و آله ، رعايت آداب عيد و اظهار مراسم شرعى عيدهاى بزرگ است ، تا ديگران اين روز را به عنوان عيد بشناسند.
    8. از مهمترين اعمال مهم اين روز به پايان رساندن روز خود با سلام به حاميان و نگهبانان آن روز و به درگاه آنان جهت شفاعت و اصلاح حال تضرع نمودن ، مى باشد.
    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 3

    السلام علیک یا أباصالح المهدی «عج»

    یكی از وظایف منتظران راستین ظهور مصلح بزرگ جهانی، این است كه هرگونه ابهام و تردید را از دل ناامیدان و منكران بزدایند و شور و نشاط و امید را جایگزین آن گردانند.
    وعده های تحقق دولت عدل الهی، انتظار و ثواب منتظران و بعضی از وظایف آنها در دوران پرآشوب و آكنده از ظلم و ستم روزگار غیبت امام زمان علیه السلام در شعر و كلام بعضی اندیشمندان به وضوح دیده می شود كه به نوعی امید را در قلوب ایجاد می نمایند. در این مطلب به بعضی از آن موارد اشاره ای گذرا می شود

    همه گویند، به تعجيل ظهورش صلوات

    کاش جمعه اي بيايد، به تبریک ظهورش صلوات

    به من رحم کن بی قرارم بیا
    کجا بغضم رو جا بگذارم بیا

    نمیدونم این چندمین جمعه بود
    حساب زمان رو ندارم بیا

    هوای جهان سرد و طوفانیه
    تو میدونی این قصه طولانیه

    غمش ریشه داره توو دیوار و در
    توو محراب حیدر، محرم صفر

    تو پاهای زخمی روو شن های داغ
    غریبی اسیری همون اتفاق

    چقدر کینه دارند هنوز از غدیر
    بیا انتقام خدا رو بگیر

    ببین چی گذشته تو این انتظار
    بیا روی این زخم مرحم بگذار

    چیه کوله بارم تو این زندگی
    بجز حسرت و بغض و شرمندگی

    دارم ادعا میکنم با تو ام
    شاید این فقط حرفه و ادعا

    نمیدونم این چندمین جمعه بود
    خدا شاهده درد دارم بیا

    به من رحم کن بی قرارم بیا

    1. خواجه نصیرطوسی،در كتاب كشف المراد آورده است:" غیبت او، مربوط به خود ما است."
    یعنی عدم آمادگی ما نسبت به ظهور امام، باعث به تعویق افتادن ظهور حضرت می شود. پس باید هر چه بیشتر  و سریعتر خود را آماده انقلاب امام زمان (عجل الله) بنماییم.
    2. اسدی طوسی، در گرشاسب نامه سروده است:
    از این پس نباشد پیمبر اگر
    به آخر زمان، مهدی آید به در
    بگوید خط و نامه كردگار
    كند دین پیغمبری، آشكار
    بدارد جهان بر یكی دین پاك
    برآرد ز دجال و خیلش هلاك
    رسد ز آسمان هر پیمبر فراز
    شوند از پس"مهدی" اندر نماز
       
    3. خواجه حافظ شیرازی، دیوان:
    كجاست صوفی دجال فعل ملحد شكل
    بگو بسوز كه مهدی دین پناه رسید
    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

    برگی از مناجات های حضرت سجاد علیه السلام
    طاووس فقیه نقل کرده است : امام سجاد علیه السلام از سر شب تا سحرگاه به عبادت می پرداخت، آن گاه رو به آسمان می کرد و با صدای بلند گریه و مناجات می کرد. گاهی به خود می گفت: وای بر من! هر چه از عمرم می گذرد، گناهانم زیاد می شود و توبه نمی کنم. آیا وقت آن نرسیده است که از پروردگارم حیا کنم؟ و گاهی نیز به خدا عرض می کرد: «خدایا! آیا واقعا مرا به خاطر گناهانم می سوزانی؟ پس امید و محبتم به تو چه می شود؟ خدایا! چنان از فرمانت سرپیچی می کنیم که گویا نمی بینی! و چنان حلم می ورزی که گویا کسی تو را معصیت نکرده! خدایا! چنان به مردم نیکی می نمایی که گویا محتاج آنهایی، در حالی که تو سَرورِ بی نیازی».

    طاووس گوید: امام سجاد علیه السلام ناگهان به حالت سجده روی زمین افتاد. دیدم سجده اش طول کشید. نزدیک شدم، سرش را به دامن گرفتم، دیدم از حال عادی خارج شده است. گریه کردم، اشکم روی صورت مبارکش ریخت. به هوش آمد و فرمود: کیست که مرا از توجه به معبودم بازداشت؟


    هر که با تو آشنا شد از جهان بیگانه گردد 

    ترک خان و مان بگوید دست از جان هم بشوید

    هر که او روی تو بیند بر تو کی غیری گزیند   

    جز حدیث تو نگوید جز وصال تو نجوید


    آثار لذت مناجات و محبت الهی

    فیض کاشانی

    از زبان رسول گرامي اسلام چنين است: «إنّ‌الله عزّوجلّ حرَّم الجنّةَ جَسداً غُذِّي بِحَرامٍ»؛ (خداوند عزيز و جليل بهشت را بر بدني كه از مال حرام تغذيه كرده حرام كرده است). (تنبيه الخواطر، ج1، ص 61).


    و مال حرام لذت مناجات الهی را از بین میبرد

    همانطور که در آخرت بهشت قرب الهی را از انسان میگیرد


    چون دانستى كه محبت خدا در حق بندگان ممكن، و راس همه فضايل و سرمايه جمله سعادات است.بدان كه: الذ همه لذات، و بالاترين جمله ابتهاجات نيز هست.وبيان اين مطلب آن است كه: آنچه سابقا اشاره به آن شد معلوم شد كه محبت، ميل ورغبت طبع است به چيزى كه ادراك آن ملايم طبع باشد.يا بهجت و سرور به ادراك ملايم و لذت آن، خود ادراك ملائم و رسيدن به آن است.پس لذات، تابع ادراكات اند، و انسان جامع قواى چند هست و از براى هر قوه، لذتى است كه عبارت است از: رسيدن و ادراك آن قوه به مقتضاى طبع خود.
    و چون مقتضاى قوه غضبيه، انتقام و برترى است، پس لذت آن در تسلط و غلبه است.و قوه شهويه كه مقتضاى آن تحصيل غذا و حصول مباشرت و امثال آن است پس لذت آن در رسيدن به آنها است.و همچنين لذت قوه سامعه در شنيدن الحان ونغمه ها.و لذت باصره در ديدن آبها و سبزه ها و صور جميله.و [لذت قوه] شامه دربوييدن عطرهاى طيبه.و [لذت] قوه عاقله كه آن را بصيرت باطنه گويند، مقتضاى آن معرفت حقايق اشياء و احاطه علمى به موجودات است.پس التذاذ آن در علم و معرفت است.و نظر به اينكه منتهاى كمال انسانى، بلكه اخص اوصاف الهيه و اشرف صفات ربوبيه، علم است.پس آن، اقواى لذات و اكمل ابتهاجات خواهد بود.و از اين جهت،هرگاه كسى بشنود كه او را به زيركى و دانايى و كثرت علم ستايش مى كنند، به نشاطمى آيد، زيرا از اين ستايش كردن و ثنا نمودن، كمال ذات و جمال علم خود را استنباط مى نمايد.پس برخود مى بالد و لذت مى يابد، بلكه اگر به نظر حقيقت و تحقيق بنگرى،ادراكى كه كمال است، نيست مگر علم و معرفت، و ساير ادراكات و رسيدن به مقتضيات ساير قوا، مثل حصول غلبه و تحصيل غذا و وصول به وقاع و «سماع » و امثال اينها، هيچ يك از جمله كمال شمرده نمى شود.پس، كمال منحصر در علم است.و چون اقواى لذات، وصول به كمالات است، پس علم، لا محالة اقواى لذات است.
    و شك نيست كه: لذت جميع بر يك «نسق » نيست، چون لذت علم به خياطى و «جولائى » ، هرگز مانند لذت علم به سياست و تدبير مملكت و نظم امور خلايق نيست.و همچنين لذت علم نحو و صرف و شعر و تواريخ، چون لذت علم به خدا واوصاف جلال و جمال او، و معرفت ملك و ملكوت و عجايب خلقت آسمان و زمينهانيست.بلكه، لذت هر علمى به قدر شرف آن علم است.و شرف هر علمى به قدر شرافت معلوم است.پس اگر در معلومات، چيزى باشد كه اشرف و اجل و اعظم از همه باشد،علم به آن، الذ همه علوم، و اشرف و اكمل آنها خواهد بود.
    و اين خود، ظاهر و روشن است كه: در كشور هستى و اقليم وجود، هيچ چيز اعلى واشرف و اكمل و اجل از خالق كل و قيوم همه و مربى كاينات و مدبر آنها نيست، وچگونه تصور مى شود كه احدى در ملك و كمال عظمت و جلال و قدرت و جمال وكبريا و بها بالاتر باشد از كسى كه ذات مقدس او در صفات كمال و اوصاف جلال وجمال، تام فوق تمام، و قدرت و عظمت و مملكت او غير متناهى است.
    و بعد از آنكه اين مراتب را يقين داشته باشى، تشكيكى باقى نمى ماند.اگر ديده بصيرت باطنيه كور نباشد لذت به خدا اقواى لذات است.و توهم نكنى كه همه معارف و ادراكات در لذت تفاوتى ندارند، زيرا همچنان كه لذات مختلفه در نوع تفاوت دارند،همچنين لذاتى كه از يك نوع اند نيز در ضعف و قوت، نهايت اختلاف از براى ايشان هست.چنان كه مى بينى كه: لذات جوان قوى الشهوه صاحب شبق در جماع اقوى است،از لذت پير سست شهوت.و لذت نظر به صورت جميل، اضعف است از لذت نظر به صورتى كه از آن بهتر باشد.و لذت علم به لغت، پست تر است از لذت علم به احوال سماوات و ستارگان.
    و همچنين ضابطه در شناختن اينكه كدام لذت اقوى از ديگرى است، آن است كه اورا اختيار بر ديگرى كند.چنان كه مى بينيم كه: اگر كسى مسرور بشود ميان بوييدن بوى خوشى، يا مشاهده جمال دلكشى، اگر دوم را اختيار كند مى دانيم كه لذت ملاحظه جمال نزد او بيشتر است از لذت بوى خوش.و شكى نيست كه: امور نفسانيه و لذات باطنيه در نزد ارباب كمال، به مراتب بسيار از لذات ظاهريه جسمانيه بالاتر و بهتر است،زيرا اگر مردى را مخير سازى ميان خوردن طعام لذيذى و لذت يافتن از آن، و ميان سرورى و رياست و استيلاى بر خلايق، لا محاله دوم را اختيار مى كند، و روزهاى بسيارگرسنگى را تحمل مى كند.مگر اينكه شخص رذلى، دون همتى، دل مرده اى، ناقص عقلى باشد، مانند طفلان، و عمل چنين شخصى حجت نيست.
    و همچنان كه لذت رياست و كرامت، و ساير امور معنويه در نزد كسانى كه از مرتبه سفاهت طفلى ترقى كرده اند، بالاتر است از لذت ظاهريه جسميه، همچنين لذت معرفت حضرت رب العزة، و مشاهده جمال حضرت ربوبيت به مراتب غير متناهيه برتر و بالاتراست، از لذت سرورى و خسروى و رياست و سلطنت، در نزد كسى كه هر دو لذت را چشيده باشد و طعم هر دو را يافته باشد.
    اما كسى كه به لذت معرفت خدا، و مطالعه جمال و جلال كبريا نرسيده باشد، قابليت ترجيح دادن ندارد.و كلام ما در چنين شخصى نيست.و ممكن نيست كه تا خود به آن لذت نرسد، بتوان كيفيت آن را و ترجيح آن را به او فهمانيد.همچنان كه لذت نگاه به صورت جميلى را حالى كور مادرزاد نمى توان نمود.و لذت جماع را به عنين نمى توان فهمانيد.طفل شير خواره را كه بجز پستان مادر نديده، كيفيت لذت فرمانفرمايى را بر اوثابت نتوان كرد.
    پس، همچنين كسى كه بجز لذت محسوسات را ادراك نكرده، چگونه ايمان مى آورد به لذت معرفت خدا، و ترجيح آن بر همه لذتها. و حال اينكه نه از براى خداشبيه است تا تشبيه كنند، و نه شكل و صورتى است تا تمثيل زنند.پس حقيقت حال همان است كه گفته اند: «من ذاق، عرف » .يعنى: «هر كه چشيد فهميد» .
    پس هر كه اين دو لذت را ادراك كرد، البته ترك لذت رياست مى كند.و آستين برملك و سلطنت مى افشاند.و ارباب اين لذت را خوار و حقير مى شمارد، زيرا اين لذات به انواع كدورات مخلوط، و به صد محنت و رنج مربوط، و به مرگ منقطع است.و ازپى معرفت خداى - متعال - و مشاهده جمال و جلال، و مطالعه صفات و افعال اومى رود، كه از همه كدورات و آفات محفوظ است.

    پادشاهان جهان از بى رگى ورنه ادهم وار، سرگردان و دنگ ملك را برهم زند ادهم وار زود
    بو نبردند از شراب بندگى ملك را برهم زدندى بى درنگ تا بيابى جان من ملك خلود
    و لذت رياست همه تنگى و مزاحمت است، زيرا هر كسى او را طالب، و اجتماع همگى بريك رياست غير ممكن.خلاف لذت غير معرفت و ابتهاج قرب بارگاه رب العزة، كه به كثرت طالبين و اجتماع «متواردين» مزاحم و تنگى در آن نيست.و ازبراى عرض و طول آن نهايتى متصور نه.بلكه هر يك از اهل معرفت به مشاهده بهشت غير متناهى، كه نه او را مبدااى و نه منتهايى فايز، هر لحظه از گلستانى گل تازه مى چيند، ومردم از سرچشمه جامى لبريز مى نوشند.هر نفسى از درختى ميوه مى چينند.نه آن بساتين را از پى خزانى، و نه آن گل چينان را بيم از باغبانى. «لا مقطوعة و لا ممنوعة ».

    ما عندليب گلشن قدسيم و باغ ما

    ايمن بود زباد خزان و هواى دى


    پس، جميع اقطار سماوات و ارضين، بلكه همه آفاق عالم ربوبيت كه غير متناهى است، ميدان اهل محبت و ارباب معرفت است.هر جا كه خواهند سير مى كنند و مقام مى سازند، بى آنكه احتياج به حركت بدن داشته باشند، يا بعضى جا بر بعضى ديگر تنگ نمايند. بلى، ايشان در وسعت ميدان مختلف اند:
    «و لكل درجات مما عملوا».
    و تفاوت درجات ايشان، به حيز حصر و عالم احاطه نمى آيد.و هر كه به اين بهجت رسيد، و اين لذت را چشيد، همه غمهاى او زايل، و جمله خواهشها و شهوتهاى او باطل مى گردد.ودل او مستغرق لجه عظمت و معرفت مى شود.نه دل او به انديشه جهنم مشغول، و نه خاطر او به اميد بهشت مشعوف.زيرا به جاى لذات كثيفه خسيسه دنيا، و علايق آن دردنيا و آخرت، دل او به ياد يك كس بسته، و از همه يادها و فكرها رسته.اگر او را درآتش اندازند، المش را نيابد، و اگر به بهشتش در آورند به نعيمش التفات ننمايد.
    و شايد كه اشاره به همين لذت، يعنى لذت مشاهده جمال ربوبيت باشد، آنچه راسيد رسل از پروردگار حكايت فرمود كه: «از براى نيكان بندگان خود آماده ساخته ام آنچه را هيچ چشمى نديده، و هيچ گوشى نشنيده، و به خاطر هيچ كس نگذشته.و اين لذت است كه خداى - تعالى - فرموده:
    «فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين ».
    يعنى: «هيچ كس نمى داند كه چه ذخيره شده از براى ايشان، از آنچه ديده ها را روشن مى كند» .
    و وصول به نهايت اين لذت، و حصول غايت اين بهجت، اگر چه بعد از قطع علاقه روح از بدن مى شود، و ليكن اگر در دنيا صفاى تام از براى دلى حاصل شود بسا باشد كه به بعضى از اين لذات برسد، اما به جهت حجب عالم طبيعت، رسيدن به كنه آن،موقوف به خلع بدن عنصرى و رفع علايق دنيوى است.
    و مخفى نماند كه: كسى كه خدا را شناخت و به حقيقت اين لذت رسيد، مى داند كه جميع لذتهاى مختلفه و خواهشهاى متفاوته، در تحت آن مندرج، و آن مجمع همه لذات و مرادات و خواهشهاست.

    كانت لقلبى اهواء مفرقة
    فاستجمعت اذ راتك القلب اهوايى
    يعنى: دل مرا خواهشهاى بسيار و هواهاى بى حد و شمار بود، چون تو را ديد همه خواهشها و هواهاى آن يكى گرديد، و در يك جا مجتمع گرديده شد.

    فصار يحسدنى من كنت احسده
    و صرت مولى الورى اذ صرت مولايى
    يعنى: رسيدم به جايى كه محسود كسانى شدم كه پيش از اين به ايشان حسد مى بردم،و چون تو مولى و سرور من شدى، سرور مولاى همه عالم گرديدم.

    اميد خواجگيم بود، بندگى تو جستم تركت للناس دنياهم و دينهم
    هواى سلطنتم بود، خدمت تو گزيدم شغلا بذكرك يا دينى و دنيايى
    دين و دنياى مردم را به ايشان واگذاردم، و ياد تو مرا از همه آنها باز داشت.تويى دنياى من و دين من، و تويى حيات من و آخرت من.

    سايه «طوبى » ، و دلجوئى حور و لب حوض
    به هواى سركوى تو برفت از يادم
    و بدان كه: همچنان كه مذكور شد، آنچه در دنيا حاصل مى شود، از معرفت خداى - تعالى - خالى از كدورات و تيرگى عالم طبيعت نيست.و ليكن، بعد از آنكه اصل آن راتحصيل نمود، در عالم آخرت جلا و انكشاف مى يابد.و به تفاوت صفاى دلها و تجردآنها از علايق، ظهور و جلاى آن زياد مى شود.تا به حدى كه به مراتب بسيار از مشاهده روشن تر مى گردد.
    پس، تفاوت معرفت در دنيا و آنچه در آخرت رو مى دهد، از مشاهده و لقا، به زيادتى ظهور و جلاست.و اين مثل كسى است كه شخصى را ببيند، و چشم بر هم نهد، كه در اين وقت صورت او در خيالش است حاضر.و ليكن چون ديده بگشايد، تفاوتى ميان صورت خيالى و صورتى كه مى بيند مى يابد.و شكى نيست كه: اين تفاوت در صورت نيست، بلكه از زيادتى كشف و ظهور است.و از اين جهت، او را ديدن مى نامند.پس معنى ديدن، حصول غايت كشف و جلاست، خواه به چشم باشد يا به غير آن.پس، اگرفرض شود تفاوتى كه بعد از گشودن چشم از براى آن صورت خيالى حاصل شود،ادراك آن از عضوى ديگر چون سينه يا جبهه مى شد، آن را ديدن مى گفتند.پس همچنين آنچه به خيال در نمى آيد، و از براى آن صورتى نيست، چون ذات اقدس بارى - تعالى - از براى ادراك و معرفت آنها دو مرتبه است: يكى به منزله آن صورتى است كه در خيال بود، و آن معرفتى است كه در دنيا حاصل مى شود و يكى ديگر به منزله صورتى است كه بعد از گشودن چشم مشاهده مى گردد و آن است كه در آخرت به آن مى رسد.و تفاوت اينها در وضوح و ظهور چون تفاوت آن دو صورت است.و از اين جهت مرتبه اخرويه را نسبت به مرتبه دنيايى، لقاء و مشاهده و رؤيت گويند.و اين گفتن صحيح است، زيرا رؤيت را رؤيت گويند از آن جهت كه موجب غايت ظهور است.
    پس مادامى كه آدمى گرفتار علايق بدنيه است در معرفت عقليات مانند كسى است كه ديده برهم گذارده باشد در ديدن محسوسات.و چون به مرگ، حجاب بدن برداشته شدو نفس قدسى از چنگال جسم عنصرى مستخلص گرديد مانند آن است كه ديده گشوده شود، و ليكن نه آن است كه هر كه چشم بگشايد صورتهاى حسيه را مى بيند.چون بعضى چشمها از حليه ديدن عارى است و اصلا نورى ندارند.و بعضى تيرگى دارند، كه مى بينند و ليكن در غبار، تاريك مى بينند.و بعضى در نهايت نورانيت اند.
    پس همچنين نفوس انسانيه بعضى چندان زنگ شهوات و چرك عالم طبيعت بر آن نشسته كه جوهر آن فاسد شده و ديگر قابل اصلاح نيست.و اين نفس، ابد الآباد از لقاى پروردگار به مشاهده نعيم دار القرار محجوب، و در دركات عذاب مخلد مى ماند.وبعضى ديگر اگر چه زنگ گرفته و ليكن به اين حد نرسيده و جوهر آن فاسد نشده وقابل صفا و تطهير هست.و چون از براى غرق شهوات و كثافات جسمانيه عرض عريضى است لهذا از براى اين قسم از نفوس، درجات و مراتب بى حد است.و اين نفوس، محتاج به تطهير و پاك ساختن هستند تا قابليت و استعداد مشاهده و لقا، هم رسانند.و پاك شدن آنها به نوعى از عقوبت و عذاب اخرويه خواهد شد.و مراتب عقوبت نيز چون درجات نفوس، بى حد و نهايت است، اول آنها سكرات مرگ است و آخر سوختن به آتش جهنم، و در ميان اين دو گرفتاريهاى عالم برزخ و انواع اهوال وشدايد عرصه قيامت است.
    پس هر نفسى كه صفاى تام از براى او در دنيا حاصل شده باشد و اصلا زنگ وكدورتى نداشته باشد بى حساب به نعيم ابدى فايز مى گردد و ساير نفوس لا محاله به يكى از اين عقوبات تطهير خواهند شد، بعضى به مجرد سكرات مرگ و شدت جان كندن پاك و از زنگ خلاص مى شوند.و بعضى به عقوبات عالم برزخ، زنگ آن زدوده مى شود.و بعضى پاكى آن موقوف است به اينكه الم عقوبت آخرت را بچشد.و بعضى ديگر پاك نمى شود مگر به آتش دوزخ، كه بايد به شدت آن چركهاى او سوخته شود وخباثت او برطرف گردد.بلكه گاه باشد كه لحظه اى در آتش پاك شوند.و گاه باشد كه هفت هزار سال اين عالم، در جهنم گداخته شوند.و بعضى بيشتر از اين و برخى كمتر، وتفصيل آن را بجز علام الغيوب كسى نمى داند.و آنهايى كه زنگ شهوات، نفس ايشان را فاسد كرده در جهنم مخلد بمانند.
    هان، هان! به اين مغرور نشوى كه من از اهل اسلامم و مسلم در جهنم مخلد نخواهد بود، زيرا كه از خاتمه امور، هيچ كس آگاه نيست.
    و بعد از آنكه به واسطه شهوات نفسانيه، جوهر نفس فاسد شد در دم رفتن، ايمان ظاهرى سلب مى شود و به كفر از دنيا مى رود - نعوذ بالله منه -.
    و از آنچه گفتيم معلوم شد كه: رسيدن به درجه لقا و مشاهده، موقوف است به تحصيل معرفت در دار دنيا.ومعرفت در دنيا حكم تخم دارد كه چون به زمين دل، زرع شد درخت لقا و مشاهده ازآن سربر مى كشد.و كسى كه تخم ندارد چگونه صاحب درخت مى شود.پس كسى كه در دنيا خدا را نشناخت چگونه در آخرت او را مى بيند؟ ! و كسى كه در اين عالم، لذت معرفت را نيافت چگونه در آن عالم به بهجت مشاهده جمال حق مى رسد؟ ! زيرا حشر هر كس به نحوى است كه بر آن مرده.و مردن هر كسى به طريقى است كه بر آن زيسته:
    «من كان فى هذه اعمى فهو فى الاخرة اعمى و اضل سبيلا».
    و چون از براى معرفت در دنيا مراتب بسيار است پس تجلى نور حق نيز در آخرت درجات مختلفه خواهد داشت، همچنان كه زرع به اختلاف تخم آن مختلف مى شود.وهر قدر كه تجلى و مشاهده اقوى باشد محبت و انس به خدا بيشتر مى گردد.و هر قدر كه محبت و انس بيشتر شد ثمره آن كه بهجت و لذت باشد بالاتر مى شود تا به جايى مى رسدكه جميع لذات اخرويه و نعمتهاى بهشت در جنب آن مضمحل مى شود.بلكه بسا باشدبه حدى منتهى مى شود كه از هر نعمت و لذتى به غير از لذت لقاى حق و مشاهده جمال مطلق، متاذى گردد و گويد:

    از در خويش خدايا به بهشتم مفرست

    كه سر كوى تو از كون و مكان ما را بس

    لذت مناجات و محبت الهی

    و از اينجا روشن شد كه اصل جمله سعادات، و مايه همه ابتهاجات، معرفت خداست، كه در شريعت مقدسه از آن به ايمان تعبير مى شود.و آن است كه ثمره آن بهجت و لذتى است كه چون آدمى در عالم آخرت به آن رسيد همه لذتهاى بهشت راحقير مى شمارد. بلكه از براى ارباب معرفت در دنيا در حالت ذكر و فكر ياد خدا ومناجات پروردگار ابتهاجات و لذتهايى حاصل مى شود كه اگر بهشت و نعيم آن را دردنيا به عوض آنها دهند راضى نمى شوند و مى گويند:

    ريزند اگر در دامنت نقد دو كون و در عوض
    خواهند كالاى غمش زنهار اين سودا مكن

    و معذلك اين لذت را اصلا نسبتى نيست به لذت لقا و مشاهده كه بعد از قطع علاقه بدن حاصل مى شود.و همچنان كه نسبتى نيست ميان لذت خيال معشوق و رسيدن به وصال او.


    الهی دلی ده که جای تو باشد    لسانی که در وی ثنای تو باشد
    الهی بده همتی آن چنانم     که سعیم وصول لقای تو باشد
    ای چنانم کن از عشق خود مست     که خواب و خورم از برای تو باشد
    الهی عطا کن به فکرم تو نوری     که محصول فکرم دعای توباشد

    طوطی همدانی
    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 7

    دانلود افزونه تولبار مهدویت

    تولبار ساده و کم حجم مهدویت بدون هیچگونه لینک سایتهای خارجی و آمریکائی با قابلیت جستجوی پیشرفته در این سایت به شما کمک خواهد کرد برای جستجوی آسانتر

    در گوگل از مطالب سایت


    FREE Install toolbar


    نصب تولبار


    Get our toolbar!


    شهادت سالار شهیدان حسین بن علی علیه السلام بر تمام شیعیان جهان تسلیت باد


    اللهم عجل لولیک الفرج


    عاشق آن است که دیدار کند یارش را
    بارها جان بدهد دید اگر دارش را
    باز آماده کند جان دگربارش را
    فاطمه پیش خدا، پیش برد کارش را
    هرکه افتاد پی کار اباعبدالله...
    من پرم را به روی دست گرفتم، دیدم
    جگرم را به روی دست گرفتم، دیدم
    سپرم را به روی دست گرفتم، دیدم
    تا سرم را روی دست گرفتم، دیدم
    ... راهم افتاده به بازار اباعبدالله
    وقت هجران به گریبان چه نیازی دارم
    به دل بی سر و سامان چه نیازی دارم
    با لب پاره به دندان چه نیازی دارم
    به سر شانه ی اینان چه نیازی دارم
    تا سرم هست به دیوار اباعبدالله

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 11

    جملات حسینی
    هـمیـشـه مـــزه ی چــــایـــی روضـــه هـــا خــــوب اســــت

    کـــنـار لــطــــف شـمـــا حـــال و روز مـــا خـــوب اســـت




    زینب جان!

    شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما

    "بی حسین" شدن تو بود،

    و شرمنده تر آنکه تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم.

    یا حسین (علیه السلام)



    سینه ام از غم و اندوه ِتو پُر از درده

    خانه ی بغض دلم از عطش تو سرده

    خیمه ای در سر کوچه زده ام از عشقت

    چایی روضه ی تو بیمه ی عمرم کرده

    پیش از آنی که عزادار محرم باشی ؛

    سعی کن در حرم دوست تو محرم باشی ...

    السلام علیک یا أباعبدالله الحسین



    از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند

    سخت دلبسته این ایل و تبارم چه کنم




    السلام ای خسرو ِخوبان عــــــمو

    السلام ای ساقی طفلان عـــــمو

    السلام ای ماه ِرخشان عــــــــرب

    السلام ای کان ِایثــــــــــــــارو ادب

    اصغرم در خیمه بی تاب است عمو

    تشنه ی ِیک جرعه ی آب است عمو

    ناله ی اهل حــــــــــــرم را گوش کن

    جان زهـــــــرا مشک را بر دوش کن

    چونکه تو درمان ِهر دَردی عــــــــمو

    منتظر هستم که بَرگردی عمو





    تآ پشتِ خیمه كآر ِ پدر سر به زیری است ...

    تآزه زمآن ِ دیدن ِ دندان-شیری است



    به جرم ِ عشق و عآشقی .. به مآ میگن

    دیوونه .. بذآر ملآمت بکنن یه خوب و بد میمونه




    بین_الحرمین، نه یک خیابان، نه یک میدان، و نه یک بازار است، بین_الحرمین سیری است که عبد را به مولا می رساند




    نون و قلم نبی است و ما یَسترون حسین(ع)

    طاق فلک علی است به عالم ستون حسین(ع)

    خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین(ع)

    هستی تمام ظاهر و ما فی البطون حسین(ع)

    با یک قیامت است هم الغالبون حسین(ع)

    در این قیام نقطه ی پرگار زینب است


    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 11



    یونس بن عبدالرحمان از امام رضا علیه‌السلا‌م عنوان میکند که آن حضرت به دعا برای صاحب‌ الامر علیه‌السلا‌م امر می‌فرمود و یکی از دعاهای ایشان برای حضرت مهدی mahdi عجل الله چنین بود:

    پروردگارا! بر محمّد و خاندانش درود فرست‚ و از دوستت‚ خلیفه‌ات‚ حجّتت بر خلقت‚ و آن زبانی که معرف توست و گویای حکمت تو‚ و آن چشم بینای تو در میان مخلوقاتت‚ و گواه بر بندگانت... بزرگمرد مجاهد کوشا‚ بنده پناهنده به تو‚ دفاع کن...





    قَالَ امامُ عليٌّ عليه السلام «لَأَنْسُبَنَّ الْإِسْلَامَ نِسْبَةً لَمْ يَنْسُبْهَا أَحَدٌ قَبْلِي الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِيمُ وَ التَّسْلِيمُ هُوَ الْيَقِينُ وَ الْيَقِينُ هُوَ التَّصْدِيقُ وَ التَّصْدِيقُ هُوَ الْإِقْرَارُ وَ الْإِقْرَارُ هُوَ الْأَدَاءُ وَ الْأَدَاءُ هُوَ الْعَمَلُ


    اينك اسلام را چنان وصف مینمايم كه هيچكس پيش از من آن را وصف نكرده باشد : اسلام، تسليم و سرسپردگى است، و تسليم، يقين است، و يقين تصديق است و تصديق اعتراف است و اعتراف به جاى آوردن فرامين دين است و به جاى آوردن آن فرامين، عمل كردن است



    میسوزم از فراقت...!

    آقا نیا که حاضر و آماده نیستیم

    آنگونه ای که خواسته ای ساده نیستیم

    یک عده در هوای مقامیم و پست و میز

    یک قوم هم اسیر غروریم و بی تمیز

    دل را دلار برده و دم از تو میزنیم

    وا مانده ایم ، مرد خداییم یا زنیم ؟

    گرچه به لب ترنم یا مهدیا ! بیا

    اما به دل دروغ و دغل میزنیم ما

    بد حمله کرده اند به ما ماهواره ها

    خود را در این مجادله ها داده ایم ما

    تزویر ، پیر مردم شب زنده دار هاست

    یک عده را مقام پرستی به از خداست

    تنها خدا برای قسم خوردن است و بس

    هستیم پست ملعبه ی عده ای مگس

    فی می خورد خلوص شهیدان عهد جنگ

    کاری تر است تیر ریا کار از تفنگ

    آقا نیا که مرد زن و زن شده است مرد

    بازار مردی است در این روز گار، سرد

    نام شما شده است دکان دغل زنان

    باطن خراب و ظاهرشان خوب و مهربان

    رایج تراز هواست ، ربا و ریا امام

    آزاده ای نمیکند اینجا دگر قیام

    ما غم خوریم و دم نزنیم و دعا کنیم

    حتی برای حضرتتان هم ریا کنیم

    شیطان به گردما نرسد در دغل زنی

    دلها شده است سنگی و دینها ست آهنی

    هر جا که شیعه ایست به شمشیر میزنند

    با نام انحراف به تزویر می زنند

    یک عده کاهنان که به کیهان خزیده اند

    تهمت حراج کرده و تقوی خریده اند !

    هر کس دم از خدابزند ختنه میکنند

    کیهانیان ببین که به ما ها چه میکنند

    گویند هان ! که ضد ولایت شدی برو

    از دشمنان چگونه حمایت شدی برو

    کیهان فقط امام زمانی و عاشق است

    دنبال دین و در پی کشف حقایق است

    باقی تمام کافر و باقی همه بدند

    هم دشمن ولایت و هم خصم احمدند

    دردا از این گروه ولی ناشناس ها

    قوم حکم پرست و علی ناشناس ها

    کرده مصادره که ولایت برای ماست

    پیروز بر تمام خدا ها خدای ماست

    غافل از اینکه سید علی نایب امام

    از اهل بخشش است نه از جنس انتقام

    گوید خودی است هر که خدا جوی و عاشق است

    این پیر ، این مراد ز نسل شقایق است

    این پینه های بسته به پیشانی ای خدا

    تا راج میکنند دل اهل درد را

    آقا نیا که حاضر و آماده نیستیم

    آنگونه ای که خواسته ای ساده نیستیم

    حتی شما که صاحب عصر و زمانه ای

    گر نیستی به منطق کیهان بهانه ای


    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 40

    حجابش را بنگر

    با اینکه سلاح در دست دارد

    با دهان چادرش را محکم گرفته که مبادا چادرش بیوفتد

    شاید با این کار دارد به من و تو غیرت آموزش می دهد...

    اما حال...

    حرف من با خانم های بدحجاب

    اگه خاطرخواه زیاد داری ،

    معنیش این نیست که فوق العاده بی نقصی

    شاید خیلی ارزون قیمتی !




    خانم بی حجاب یا بد حجاب مثل شخصیه که سرما خورده

    می ره تو محیط عمومی و شلوغ و شروع می کنه به عطسه کردن تو صورت دیگران.

    وقتی بهش اعتراض می کنن که با دستمال جلوی بینی و دهانت رو بگیر تا ویروس به دیگران سرایت نکنه؛

    می گه من باید آزادی ام حفط شه... شما نفس نکشید


    قصه حجاب ما شنیدنی است.
    قصه حجاب قصه فاطمه علی و زینب حسین است.

    فاطمه حتی در کوچه موقعی که دنبال علی می دوید چادر از سرش نیافتد. وقتی هم برای اهالی مدینه صحبت کرد پرده ها او را در خود گرفتند. از حجابفاطمه بعضی ها کینه داشتند.

    علی عاشق حجاب فاطمه بود.
    زینب در کربلا حجاب داشت.
    حتی رقیه 3 ساله هم بی چادر نبود .
    آنانکه فاطمه را فهمیدند با حجاب شدند.

    کافیــــــست فقط به اشارت یک نسیـــــم
    مـوجی بیــفتد در سیــــــاهی چـــادر تـو
    آن وقت می بیــنی که فدای تو شدن
    می شود آرزوی کسانی که چشم ندارند
    خاکی شدن چادرت را ببینند
    اینجا حوا بودن تاوان سنگینی دارد
    اینجا فاطمی بودن تاوانی دارد که زنان این خاک تاوان آنرا با خون عزیزترین فرزندانشان داده اند.
    اینجا ایران است.
    مهد آزادگی و دلباختگی
    اینجا مریم بودن ، زهرا بودن ، و کلا زن بودن هزینه هایی دارد

    اینجا عفت داشتن و با عفت ماندن هزینه دارد و هزینه آنرا زنهای پاک دامن این کشور در سالهای متمادی در زیر چکمه های رضا خانی داده اند

    و پای عفت خود و پیمان خود با آن بانوی کریمه و پاک (حضرت زهرا سلام الله علیها) و سایر بزرگ زنان یکتا پرست تا قیامت مانده اند.

    لبیک یا زهـــــــــــــــــــــــــرا سلام الله علیها



    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 22


    مشهورترین دعای ما یا مهدیست 
    فرمانده و مقتدای ما یا مهدیست 
    اینجا همگی به نام او می‌گذرند 
    اسم شب کوچه‌های ما یا مهدیست  


    سید حسنی سید بزرگواریست زیبا رو که خالی در دست راست خود دارد ودر بعضی از روایات آمده که او اهل دیلم است که توسط مردم به رهبری انتخاب میشود ولی خود او رغبتی به ان ندارد مردم صدای او را با این جمله میشنوند که : ای مردم، مضطر و بی پناه را دریابید که گنج های طالقان او را اجابت می کنند . گنج هایی که از طلا و نقره نیستند بلکه انسانهایی استوار هستند. سید حسنی نیز شعیب بن صالح را به عنوان فرمانده نظامی خود بر می گزیند. و سپس به خراسان و اصفهان وقم رفته و انجا را آرام ساخته و امنیت بر پا می کند. و سپس به خوزستان رفته و تهاجمی که در آنجا واقع شده را دفع می کند و سپس به کوفه رفته و با لشگر سفیانی که دشمن امام زمان(عج) است در گیر شده و لشگر سفیانی را شکست می دهد . سپس خبر می آورند که شخصی در مکه خروج کرده و خود را امام زمان می نامد . وقتی لشگریان او در مورد آن شخص میپرسند . سید حسنی میگویید: باید برویم و ببینیم که او کیست . این در حالی است که او می داند که آن شخص حضرت صاحب زمان (عج) است . ولی می خواهد تا واقعیت آن بر یارانش روشن شود . لذا به سوی مکه حرکت می نمایید. از طرفی هم ممکن است منظور از سید حسنی همان سید خراسانی باشد.

    یکى دیگر از نشانه هاى ظهور که در روایات بدان اشاره شده است پدیدار شدن پرچم خراسانى است البته آنچه که از سخنان معصومان ـ علیهم السلام ـ بدست مى آید ، پرچم خراسانى مهمترین پرچمهاست. و به این اعتبار ازآن برایات شرقى تعبیر شده که داراى پرچم هاى سیاه هستند.

    نکته ى دیگر اینکه در روایات به سه پرچم از خراسان اشاره شده است که در سه مرتبه قیام مى کنند که دو مورد از آنها تحقق یافته یکى بیرقهاى سیاه ابو مسلم خراسانى که براى تشکیل دولت بنى العباس بوده است و دوم پرچم مغول که از ناحیه خراسان آمد و دولت بنى العباس را بر هم زد لیکن سوم باقیمانده و اوست که متصل به ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ خواهد بود و با سفیانى خواهد جنگید. حضرت باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:

    «آنگاه که لشکر سفیانى در کوفه مشغول قتل و غارت باشند بیرقهایى از طرف خراسان برسند که منزلها را بسرعت طى کنند و با ایشان چند نفر از اصحاب قائم ـ ارواحنا فداه ـ باشد»

    قال رسول اللّه ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ :


    (انّا أهل البیت، اختار اللّه لنا الآخرة على الدنیا وانّه سیلقى أهل بیتی من بعدی تطریداً وتشریداً حتّى ترفع رایات سود من المشرق فیسألون الحقّ فلا یعطون فیقاتلون فینصرون فیعطون الذی سألوا فمن أدرکهم منکم أو من أبنائکم فلیأتهم ولو حبواً على الثلج، فانّها رایة الهدى یدفعونها إلى رجل من أهل بیتی یملأ الأرض قسطاً وعدلاً بعدما ملئت جوراً وظلماً).

    براى ما اهل بیت خداوند آخرت را بر دنیا برگزیده است. همانا پس از من دودمانم آواره و مطرود مردم واقع خواهند شد تا آنگاه که پرچمهاى سیاه از سوى مشرق پدیدار شود پس آنان حق را طلب کنند لیکن به ایشان داده نشود پس مى رزمند و پیروز مى شوند پس هر کس از شما و یا نسل شما ایشان را درک کرد باید خود را به آنان رساند اگر چه بر روى یخها بخزد آنان امر را به مردى از خاندان من مى سپارند که زمین را از عدل و داد لبریز مى سازد پس از آنکه از ظلم و جور مالامال شود

    یکى دیگر از نشانه هاى ظهور امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ که بوى حتم و یقین به خود گرفته است، خروج فردى به نام سید حسنى است.

    او جوانمردى از بنى هاشم و از نسل پیامبر خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ است و در دست راست او خالى وجود دارد ـ که البته بنا بر برخى روایتها در دست چپ او چنین نشانه اى ست ـ و از خراسان حرکت و جنبش خود را آغاز مى کند.

    او شیعه و پیرو خاندان وحى و رسالت است بر عقیده ى خویش پایبند و استوار و داراى نفوذ گسترده و محبوبیّت در دلهاست او همان کسى است که پیش از سپاه سفیانى و قتل و غارت آنها وارد کوفه مى شود و همزمان با ورود او یمانى نیز از یمن به وى مى پیوندد و سپاه سفیانى را در خارج کوفه از بین مى برند و بعد از آن امر را به امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ تسلیم مى کند و با او بیعت مى کند.

    امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمودند:

    یخرج شاب من بنی هاشم بکفّه الیمنى خال، ویأتی من خراسان برایات سود بین یدیه شعیب بن صالح، یقاتل أصحاب السفیانی فیهزمهم

    امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمودند:

    جوانى از نسل هاشم که در دست راست وى خالى هست از طرف خراسان با پرچمهاى سیاه خروج مى کند فرمانده لشکر او شعیب بن صالح است و او با لشکر سفیانى نبرد کرده و آنان را متلاشى مى نماید.

    خروج سید حسنى از نشانه هایى است که در آستانه ظهور حضرت مهدى (ع) رخ مى دهد .خروج سید حسنى با یارانش براى یارى آن حضرت است . سید حسنى جوان خوش صورتى است که از طرف دیلم و قزوین خروج مى کند و با صداى بلند فریاد مى زندکه به فریاد قائم آل محمد(ع) برسیدکه از شما یارى مى طلبد.

    این سید حسنى ظاهر از فرزندان امام حسن مجتبى (ع) مى باشد. او از مکان خود تاکوفه را از لوث وجود ظالمان پاک مى کند. چون با اصحاب خود واردکوفه مى شود، به او خبر مى دهند که حضرت حجت (ع) ظهورکرده و از مدینه به کوفه تشریف آورده است. پس با اصحاب خود، خدمت آن حضرت مشرف مى شوند و از آن حضرت مطالبة دلائل امامت و مواریث انبیاء را مى نماید. او مى داندکه مهدى (ع) بر حق است، ولکن مقصودش این است که حقیقت امام را بر مردم و اصحاب خود ظاهر نماید. پس آن حضرت دلائل را براى او ظاهر مى کند. وقتى سید حسنى یقین به صدق امام ندا مى کند، مى گوید: الله اکبر دستت را بده تا با تو بیعت کنم . با آن حضرت بیعت مى کند و به پیروى از او، سپاهش نیز بیعت مى کنند

    این حادثه نیز، در منابع دینى به عنوان نشانه ظهور بیان شده و در مورد آن ، روایاتى از معصومان (ع ) رسیده است . مضمون این روایات آن است که پیش از ظهور مهدى (ع ) در منطقه خراسان (خراسان قدیم : قسمتهاى زیادى از ایران ، افغانستان ، ترکمنستان ، تاجیکستان و ازبکستان انقلابى برپا مى شود و مردم در حالى که پرچمهاى سیاه را به اهتزاز در آورده اند، به حرکت در مى آیند .

    ظاهرا، پدیدار شدن این نشانه در آستانه ظهور و یا اندکى پیش از آن است ، به گونه اى که در زمان ظهور، آنان هستند، و حضرت مهدى آنان را به سوى خویش فرا مى خواند.

    امام باقر مى فرماید : تنزل الرایات السود التى تخرج من خراسان الى الکوفة ، فاذا ظهر المهدى (ع ) بعث الیه بالبیعة .

    بیرقهاى سیاهى از خراسان بیرون مى آید و به جانب کوفه به حرکت در مى آیند. پس چون مهدى (ع ) ظاهر شود، اینان وى را دعوت به بیعت مى کنند.

    غیر از روایت فوق روایات دیگرى نیز وجود دارد که نشان مى دهد، خروج پرچمهاى سیاه از خراسان قیامى است که در آینده و در آستان ظهور برپا مى شود. در حقیقت ، آن پرچمهاى سیاه را یاران مهدى (ع ) به همراه خواهند آورد

    برخى احتمال داده اند که منظور از خروج پرچمهاى سیاه از خراسان ، همان قیام ابومسلم خراسانى در سال 140 ه - . ق . علیه حاکمیت هزار ماهه بنى امیه است که به از هم گسستن حکومت بنى امیه و روى کار آمدن بنى عباس انجامید.

    مستند اینان ، روایت زکار از امام صادق (ع ) و برخى قرائن و مؤ یدات تاریخى است . در این روایت ، با اشاره به نام و مشخصات ابومسلم خراسانى ، از وى به عنوان صاحب پرچمهاى سیاه ، یاد شده است .

    ولى این احتمال درست نیست ، زیرا روایت زکار، که مهم ترین مستند و دلیل آن به شمار مى رود، از نظر سند ضعیف و غیرقابل اعتماد است . افزون بر این ، تطبیق این نشانه بر شورش ابومسلم خراسانى در پیش از یک قرن قبل از تولد مهدى (ع ) و نشانه ظهور دانستن آن ، بسیار بعید است .

    به نظر مى رسد تبیین حوادث و وقایع دوران بنى امیه و بنى عباس ، در برخى روایات ، به منظور هوشیار ساختن مسلمانان و آگاهى دادن به آنها نسبت به وظایف حساس خویش در آن دوران است نه تبیین علام ظهور.

    پیش گویى این حوادث ، به خاطر اهمیت فوق العاده آن براى مسلمانان آن زمان و نسلهاى آینده بود.

    این نکته نیز در خور توجه است که حاکمان بنى عباس تلاش مى کردند، قدرت را از دست بنى امیه بگیرند، از این روى ، ((نفس زکیه )) را مهدى معرفى مى کردند و از جانب دیگر سعى مى کردند شورش ابومسلم خراسانى را در راستاى قیام مهدى (ع ) و نشانه ظهور وى قلمداد کنند. بر این اساس ، همان گونه که پیش از این هم یادآور شدیم ، بعید نیست حاکمان بنى عباس ، به دلخواه خویش ، در این روایات دست برده باشند و آنها را با خود تطبیق کرده باشند

    امیرالمومنین علی(ع) در این خصوص می‌فرمایند:

    پیش از قیام سفیانی، سید هاشمی (حسنی) از گیلان خروج می‌کند و سید مشرقی (خراسانی) او را یاری می‌کند، سپس (سید هاشمی) به سوی بصره می‌تازد و آن را ویران می‌کند و به سوی کوفه عزیمت کرده و آن را آباد می‌کند، آنگاه سفیانی برای نبرد با او (سیدهاشمی) آماده می‌شود و با سپاهیانش برای نابودی او حرکت می‌کند[.


    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 6 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 108

    بررسی یکی از علائم حتمی ظهور خسف بیداء و زلزله شام

    شعر:

    هرکس قدمی بهر خدا بر دارد
    آینه ی سینه اش جلا بر دارد
    من معتقدم یوسف زهرا آید
    گر فاطمه دستی به دعا بر دارد

     

    چون دو لشكر در شام درگير شوند ، يكي از آيات بزرگ الهي ظاهر مي شود و آن زلزله شام است كه بيش از صد هزار نفر در شام هلاك مي شود. اين حادثه براي مؤمنان رحمت و براي كافران نقمت است. چون اين حادثه روي دهد، منتظر پرچمهاي زرد و سپاهيان سبكبال يابو سواري باشيد كه از سوي مغرب مي آيند و وارد شام مي شوند وآن به هنگام مرگ سرخ واضطراب برزگ است 

    بررسی یکی از علائم حتمی ظهور : خسف بیداء و زلزله شام

    در روایات متعددی از معصومین آمده است که ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سالی پر از زلزله و سرما اتفاق می افتد . از مهمترین این زلزله ها ، زلزله شدید در شام، زلزله ری ( تهران)، خسف زوراء ( بغداد) ، خسف بیداء ( منطقه ای بین مکه و مدینه که هلاکت سپاه سفیانی در آن است) و خسف بصره، خسف خرشنا یا ( حرستا) یا جابیه در شام. و در روایات متعددی آمده در سال ظهور سه خسف اتفاق می افتد : خسف در مشرق ، خسف در مغرب و خسف در شبه جزیره . 

    امام محمدباقر(ع) در حديثي شرايط موجود قبل از شروع دوران طلايي زندگي بشر را اينگونه توصيف کرده اند: "حضرت قائم(ع) قيام نمي کنند مگر آنکه ترس همه را فرا گرفته باشد، زلزله ها زياد شده باشد، فتنه ها و بلاها دامن مردم را گرفته باشد، و طاعون همه را مبتلا کند." )الغيبه نعماني، ص 235)

    مرحوم خراساني دركتاب مهدي منتظر(عجـّـل الله تعالي فرجه الشّريف ) گويد: درآن سال [سال ظهور] زلزله بسيار باشد و از جملهزلزله بزرگي در شام ... وقوع اين حادثه بعد از ورود بيرقهاي زرد به مصر خواهد بود . 

    اهمیت زلزله شام به جهت مقارن بودن آن با ظهور سفیانی از شام است و یکی ازعلائمی است که می تواند به شناخت شخصیت سفیانی و زمان قیام او کمک کند. و اهمیت خسف بیداء به لحاظ ذکر آن به عنوان یکی از علائم حتمی ظهور قائم و بشارت نابودی سفیانی به دست مولا مهدی (عج) می باشد.

    در این مقاله ابتدا به احادیث و روایات مربوطه و سپس به بررسی امکان زلزله شام و خسف بیداء و خرشنا و بصره و بغداد می پردازیم . 

    1- از علامات نزدیکی ظهور ، زلزله ای بزرگ در شام و خسف خرشنا

    در اينجا حديثي از كتاب روزگار رهايي مي آوريم: 

    " چون دو لشكر در شام درگير شوند ، يكي از آيات بزرگ الهي ظاهر مي شود و آن زلزله شام است كه بيش از صد هزار نفر در شام هلاك مي شود. اين حادثه براي مؤمنان رحمت و براي كافران نقمت است. چون اين حادثه روي دهد، منتظر پرچمهاي زرد و سپاهيان سبكبال يابو سواري باشيد كه از سوي مغرب مي آيند و وارد شام مي شوند وآن به هنگام مرگ سرخ واضطراب برزگ است.

    هنگامي كه اين مرگ و مير و اضطراب شديد واقع شود منتظر خسف يكي از آبادي هاي شام به نام خرشنا باشيد هنگامي كه خرشنا خسف شود منتظر خروج سفياني ...   (حديث ادامه دارد)

    در كتاب سيماي حضرت مهدي (عليه السّـلام) در قرآن ، سلسله حوادث بدين صورت آمده است :

    1- اختلاف فرزندان فلان 2- مناديي كه از سوي آسمان ندا كند  3- صداي فتح از جانب دمشق 4- خسف جابيه  5- فرو ريختن بخشي از سمت راست مسجد دمشق  6- شورش گروهي از ترك ها  7- آشفته شد ن اوضاع روم 8- فرود آمد ن برادران ترك در جزيره ( در شمال سوريه)9- منزل گرفتن روم در رمله (درفلسطين) .

     اي جابر پس آن همان سال است كه اختلاف بسياري در هر زمين از ناحيه مغرب [ياغرب] پديد خواهد آمد و نخستين سرزميني كه خراب مي شود شام است. در آن هنگام بر سه پرچم اختلاف خواهند نمود.  پرچمي سرخ وسفيد و پرچمي سياه و سفيد و پرچم سفياني .

    * خرشنا یا حرستا یا جایبه هر سه اشاره به مکانی در سوریه (شام) می باشد.

    2- خسف بيدا

    در يك سال قبل از ظهور سه موضو ع كاملاً آشكار, پديدار خواهد شد :

     الف- مناطق مختلفي در سراسر شرق و غرب دنيا خسف شده و به زمين فرو مي رود كه مهمترين آن ها خسف بيدا است كه جزءعلائم حتمي مي باشد.

     در كتاب ”سيماي حضرت مهدي [عليه السـّـلام ] در قرآن “ ذيل آيه 47 سوره مباركه نساء در حديثي طولاني آمده است:

     ” و فرمانده لشكريان سفياني در بيابان بيدا فرود مي آيد سپس منادي از آسمان بانگ مي زند : اي بيدا ،اين قوم را نابود كن كهزمين بيدا آن ها را به كام خود فرو مي كشد و جز سه تن كسي از

     آن ها جان سالم به در نبرد. خداوند صورت هاي آن سه را به پشت بر مي گرداند و آنان از قبيله كلب مي باشند و در باره آن ها اين آيه نازل شده : اي كساني كه كتاب آسماني به آن ها عطا شده،به آنچه نازل كرديم – كه آنچه را نزد خود داريد تصديق مي كند - ايمان آوريد. پيش از آنكه صورت هايي را تغيير دهيم و آن ها را به پشت برگردانيم ... تا آخر آيه٭

    در همين كتاب ذيل آيه 148 سوره بقره در حديثي تأويل آيه 51 سوره سبأ را مربوط به خسف بيدا مي داند: اگر ببيني هنگامي كه وحشت زده مي شوند و از دست نمي روند بلكه از مكان نزديكي گرفته مي شوند. ٭توضيح اينكه : سرزمين بيدا بين مكـّه و مدينه قرار دارد و از لشكر سفياني جز دو يا سه نفر باقي نمي ماند. يكي از  آن ها براي بشارت به سوي مكـّه حركت مي كند و حضرت [عليه السـّـلام ] را مژد گاني مي دهد و ديگري به سوي سفياني باز مي گردد و او را انذار داده، از عاقبت شومش مي ترساند.

    در احادیث آمده  تعداد سپاهیان خسف شده سفیانی در این مکان هفتاد هزار نفر است.

    3- خسف بصره

    یکی دیگر از مکانهای دیگر که به خسف آن در احادیث اشاره شده ، بصره می باشد.

    الف - پيامبر اكرم (صلـّي الله عليه وآله) خطاب به جعفر طيّار فرمودند: « بصره توسط يكي از فرزندان تو ويران مي شود كه زنجي ها از او پيروي مي كنند. »

    ب- « ... گويي با چشم خود [ اميرالمؤمنين ( عليه السـّـلام) ] مي بينم كه شهر شما را آب فراگرفته است . از ساختمانهاي شهر جز گنبد مسجد تان ديده نمي شود كه همانند سينه ي مرغي در اقيانوس بيكران شناور به نظر مي رسد. هنگامي كه ديدند كوخهاي بصره تبديل به كاخ شده و باغهاي اطراف آن تبديل به قصر شده ، بدانند كه عمر بصره به پايان رسيده ، ديگر بصره اي وجود نخواهد داشت . »

    ج – « اي بصره ! واي بر تو از سپاهي كه نه گرد بر انگيزد ونه احساس دارد ولي فتنه اي بر پا كند كه  خانه ها را ويران سازد،آبادي ها را بر خاك نشاند، ثروت ها را بر باد دهد و زنها را به اسارت سپارد . »

    د -  « هنگامي كه بصره ويران شود وامير اميران بر خيزد . »

    ه - « سپس بصره خسف مي شود و ويران مي گردد و وحشت بسيار شديدي برسراسر عراق حكمفرما ميشود كه احدي آسايش وآرامش نمي يابد ... »

    ـــ‌  مؤلـّف عصر ظهور ضمن بررسي چند خطبه از نهج البلاغه گويد: بصره از جمله شهر هاي مؤ تفكه (زير و رو شده ) است كه در قرآن مجيد آمده است ... سه مرحله زير و رو شده و مرحله  چهارم هنوز واقع نشده است .

     4- خسف بغداد و خرابی ری

    از دیگر علامات نزدیکی ظهور خسف بغداد و خرابی ری یا تهران می باشد که در دو روایت از آن یاد شده.

    "المفيد" بسنده عن الصادق«ع»و ذكر بعض علامات المهدي الى ان قال و خسف ببغداد و خسف ببلد البصرة و دماء تسفك بها و خراب دورها و فناء يقع في اهلها و شمول اهل العراق خوف لا يكون لهم معه قرار.

    المفید با ذکر سند از امام صادق علیه السلام نقل می کند که بعضی از علامات ظهور مهدی فرورفتن بغداد و بصره و خونریزی در آن و نابودی اهل آن و فرا گرفتن ترس اهل عراق را که از آن خوف قرار نداشته باشند.

     

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 88

    سعید بن جبیر از ابن عباس و او نیز از پیامبر آورده است که فرمود ان خلفائى و اوصیائى و حجج الله على الخلق بعدى لاثناعشر، اولهم اخى و آخرهم ولدى . قیل : یا رسول الله ! و من اخوک ؟ قال (ص ): على بن اءابى طالب . قیل : و من ولدک ؟ قال (ص ): المهدى الذى یملاها _ اى یملاءها _ قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما. و الذى بعثنى بالحق بشیرا لو لم یبق من الدنیا الایوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتى یخرج فیه ولدى المهدى ، فینزل روح الله عیسى بن مریم فیصلى خلفه و تشرق الارض بنور ربها و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب یعنى : حضرت فرمودند: (جانشینان من و حجت هاى خدا بر مردم پس از من ، دوازده نفرند، نخستین آنان برادر من و آخرین شان فرزندم مى باشد) پرسیدند: برادر شما کیست اى پیامبر خدا؟ فرمود: على بن ابى طالب پرسیدند: فرزندتان کیست ؟ فرمود: فرزندم ، مهدى است و همو که زمین را لبریز از عدل و داد مى کند، همانگونه که از ظلم و بیداد در آستانه ظهور او لبریز شده است . بخدایى که مرا بحق و بشارت دهنده برانگیخت اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقى مانده باشد، خداوند آن روز را آنقدر طولانى خواهد ساخت تا فرزندم مهدى علیه السلام در آن روز ظهور کند، آنگاه عیسى بن مریم از آسمان فرود مى آید و به امامت او، نماز مى گذارد و زمین را به نور پروردگارش نورباران مى گردد و حکومت او به شرق و غرب گیتى گسترش مى یابد و زمین در قلمرو عدالت و قدرت او قرار مى گیرد. شعر : مخور غم همزبانی خواهد آمد زمان مهربانی خواهد آمد رسد از ره دگر فصل بهاران حیات جاودانی خواهد آمد رود فصل خزان از روزگاران بهار زندگانی خواهد آمد به پایان میرسد دوران غیبت که آن گنج نهانی خواهد آمد که دیگر بگذرد ایام هجران وصال یار جانی خواهد آمد منال از ظلمت و بیداد دوران که نور آسمانی خواهد آمد نمی ماند دگر اینگونه دوران که منجی جهانی خواهد آمد مشو نومید از آن دیدار رویش که از او یک نشانی خواهد آمد مشو غافل ز گلبانگ ندایش که روزی ناگهانی خواهد آمد الا یا اهل عالم مژده بادا سوار جمکرانی خواهد آمد

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 75

    توکلت علی الله پدر مهربان اهل عالم! می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند. من از تصویر این غربت و غم ناتوان ام. … از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می آزارند؟ از آنها که دستان پدرانه و مهربانت را خون ریز معرفی می کنند؟ از آنها که چنان برق شمشیرت را به رخ می کشند که حتی دوستانت را از ظهورت می ترسانند؟ از آنها که تو را به دور دست ها تبعیدمی کنند؟ از آنها که تو را دست نیافتنی جلوه می دهند؟ از آنها که به نام تو مردم را به دکه های خویش فرا می خوانند؟ … از خود آغاز می کنم که اگر هر کس از خود شروع کند، امر فرج اصلاح خواهد شد. می خواهم به سوی تو برگردم. یقین دارم بر گذشته های پر از غفلتم کریمانه چشم می پوشی؛ می دانم توبه ام را قبول می کنی و با آغوش باز مرا می پذیری؛ می دانم در همان لحظه ها، روزها و سال های غفلت هم، برایم دعا می کردی. من از تو گریزان بودم؛ اما تو هم چون پدری مهربان، دورادور مرا زیرا نظر داشتی … العفو … العفو! بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود که سهل باشد اگر یار مهربان داری به وصل دوست گرت دست می‌دهد یک دم برو که هر چه مراد است در جهان داری چو گل به دامن از این باغ می‌بری حافظ چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 6 امتیاز توسط 6 نفر مجموع امتیاز : 24

    توکلت علی الحی الذی لایموت و الحمدلله الذی لم یتخذ صاحبه ولا ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا ای اهل زمین عید گذشت خبر از یار نیامد بر زخم دل فاطمه غمخوار نیامد چند روز دگر مانده که با ناله بگوییم ای اهل حرم میر و علمدار نیامد سقای حسین سید و سالار نیامد.

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 6

    السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی
    طرح ختم صلوات برای تعجیل در ظهور منجی
    •◄ طرح ختم صلوات برای ظهور حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حتما شرکت کنید!










    مطالب تصادفی مهدویت :
    عضويت سريع با یک صلوات
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    ورود کاربران با یک صلوات
    نام کاربری :
    رمز عبور :

    رمز عبور را فراموش کردم ؟
    خبرنامه مهدویت
    براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    آمار سایت مهدویت
    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 73
    کل نظرات کل نظرات : 81
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 3
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 59

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 74
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 894
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 1
    بازدید هفته بازدید هفته : 74
    بازدید ماه بازدید ماه : 18,320
    بازدید سال بازدید سال : 30,767
    بازدید کلی بازدید کلی : 3,408,342

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آِ ی پیآِ ی پی : 54.224.83.221
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :