close
متخصص ارتودنسی
اذکار و دعاهای مذهبی

ذکر کاشف الکرب

برای تعجیل در ظهور صـــلـوات : الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم

حدیث موضوعی
شنبه 01 اردیبهشت 1397
  • Translator site ، موقع الترجمة ، مترجم سایت
  • اذکار و دعاهای مذهبی

    اللّهم عجّل لولیک الفرج
    ساعت فلش مذهبی
    درباره ما
    امام زمان حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف
    سلام ♦ به نام حضرت دوست که هر چه داریم ازوست ♦ یا مهدی ادرکنی ♦ اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ ♦ یا علی مدد.
    امکانات جانبی
    Free Sitemap Generator
    سایت نوکر امام زمان حضرت اباصالح المهدی عجل الله
    به سایت نوکر امام زمان عجل الله خوش آمدید تعجیل در فرجش صلوات بفرست
    اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ
    جستجوگر پیشرفته سایت مهدویت



    آخرين ارسال هاي تالار گفتمان مهدویت
    کمی طاقت داشته باشید یا مهدی...
    عنوان پاسخ بازدید توسط
    0 2615 mahdi14
    4 1273 mahdi14
    0 832 mahdi14
    7 1259 sedaghat12
    1 837 sedaghat12


    خانه برادران دینى مثل خانه خود ماست!


    حضرت آیت الله بهجت (ره) می فرمودند:

    عاجزترین مردم كسى است كه از دعا كردن عاجز باشد![1] و موفق كسى است كه دعایش با شرایط، یعنى به شرط توبه و صادقانه و حقیقى و مستمرّ باشد، و در صورت تأخیر در اجابت ناامید نشود و دست از دعا و تضرع و التماس برندارد و مأیوس نشود؛ زیرا یأس از رحمت خدا و استجابت، از بلایى كه براى برطرف شدن دعا مى‌كند، بدتر است. از آیه شریفه: «فَلَوْلاَ إِذْ جَآءَهُم بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ؛ پس اى‌كاش كه وقتى بلا و سختى ما به آنان مى‌آمد، تضرّع مى‌كردند، لیكن دل‌هاى آنان سخت گردیده است»[2] استفاده مى‌شود كه در مقابل تضرّع، قساوت قلب است!

    البته تضرع و دعا نه آن وقت كه خانه ما را خراب مى‌كنند، بلكه الآن هم كه خانه‌هاى برادران و خواهران دینى ما را خراب مى‌كنند، باید دعا كنیم؛ زیرا خانه برادران دینى مثل خانه خود ماست. خدا كند كه به دواى درد خود در این مواقع مُلْهَم شویم.

    در محضر آیت‌الله بهجت فومنی، ج٣، نکته۴۶٨


    [1]. «أَعْجَزُ النّاسِ، مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعاءِ»؛ وسائل‌الشیعة، ج٧، ص٢٧ و١۵١؛ بحارالانوار، ج٩٠، ص٢١٩، ٢٩۴، ٣٠٢.
    [2]. انعام: ۴٣.

    سخن آیت الله بهجت


    خلوت با معشوق


    از میان ساعات شبانه‌روز، شب‌ها ویژه‌ بندگان خاص الهی است؛ کسانی که خود را برای خدا خالص کردند و شب را که همه در خواب و استراحت به سر می‌برند، به عبادت معبود خویش به پا خاسته‌اند. تاریکی شب، فرصت مناسبی برای خلوت با معشوق است. خداوند نیز نور خود را در دل آنان می‌تاباند و آنها را از خاصان درگاه خود قرار می‌دهد. سالک همین شب‌زنده‌داری و عبادات خود را نیز به حول و قوه الهی می‌داند و از خدا همیشه حال و توفیق نماز شب را خواستار است، و روز در مراقبه است گناهی از او سر نزند تا سبب سلب توفیق نماز شب گردد.

    حضرت آیت الله العظمی بهجت در این باره میفرمودند:
    "ما در بیدارى درست به وظیفه‌ خود عمل نمى‌كنیم، با این حال منتظر هستیم كه بیدار شویم و تهجد به‌جا آوریم. اگر توفیق شامل حال انسان گردد، از خواب بیدار مى‌شود و مشغول تهجّد مى‌گردد، ولى اگر توفیق نباشد، چنانچه بیدار هم بشود، از آنها بهره نمى‌برد.[1]

    این مطلب به یقین ثابت است و خیلى‌ها نیز نقل كرده‌اند كه اگر از حال انسان معلوم شود كه مى‌خواهد نماز شب بخواند، بیدارش مى‌كنند، بدون احتیاج به دعاها و آیات معهوده. این بیداركردن به طرق مختلف است: یا در مى‌زنند و یا صدایى مى‌آید و یا او را به نام صدا مى‌زنند و…[2]"


    [1]. در محضر آیت‌الله بهجت، ج۲، ص۱۱۷.
    [2]. همان، ج۳، ص۱۸۸.


    ویدئو فیلم فرمایشات حضرت آیت الله العظمی بهجت - مظلومیت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام



    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 10

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

    إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱)

    وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲)

    لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳)

    تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴)

    سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)


    اعمال شب های قدر

    شب قدر، لاله‌ای شکفته در کویر شب‌های عادی سال است

    ای فقیران غنی، کجایید که شبهای قدر آمده است؟ شبی که بهتر است از هزار ماه!

    1- غسل


    غسل در شبهای 19و21و23 در همان اول شب، مقارن طلوع آفتاب سفارش شده وهدف ازآن تطهیرجسمانی برای آمادگی روحی و پاک شدن از تمامی زشتیها وپلیدیهای روحی است وتا جان از آلودگیها پاک نشود روح نیزپاک نخواهد شد. در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده؛ «انجام دادن چنین غسلی انسان را از گناهان پاک می گرداند، ومانند روزی می شود که از مادر متولد گردیده است».1

     تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی
     شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی

    لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم
     سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی

    2- احیاء (شب زنده داری)


    برای انسان مومن، سزاوار نیست تا در شبی که آسمانیان میهمان او شده اند، حجاب غفلت به روی خویش اندازد و خود را از همنشینی با آنها محروم سازد، لذا مستحب است، آن شب را زنده نگهدارد و تا صبحگاهان شب زنده داری نماید و این خود نوعی مبارزه با خمودگی و سستی و خواب سنگینی است که انسان را از هدف های عالی اش باز می دارد.

     الهی !

    تو را سوگند بر مظلومیت بیست و یکم رمضان و دلهای مملوّ از آه و فغان
    بینوایان داغدار را در حسرت سعادت ناشی از فضیلت خویش مسوزان
    و دلهای افتاده را از درگاه با عظمت خویش نا امید مفرما

    3- تلاوت قرآن


    در روایتی آمده هرکس یک آیه از قرآن در این ماه بخواند ثواب کسی را دارد که در ماه های دیگر ختم قرآن کرده است. وهمچنین تلاوت سوره های یس، عنکبوت، روم ،دخان و...وارد شده است. همچنین تلاوت سوره« قدر» نیز در شب قدر تأکید شده است بطوریکه در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمده است: «کسی که سوره قدر را بخواند، اجرش چون اجر کسی است که ماه رمضان را روزه داشته و شب قدر را احیاء داشته است.» 2


    4- توبه و استغفار



     این منم، بیدار، از هول گناه
     مى کنم، بر آسمان شب، نگاه

    این منم، از راه دور افتاده اى
     رایگان، عمر خود از کف داده اى

    این منم، در دستِ غفلت ها اسیر
     اى خداى مهربان، دستم بگیر


    5- خواندن دعا


    خواندن دعای جوشن کبیر و دیگر ادعیه مأثوره (جوشن صغیر، دعای توسل، دعای مجیر، دعای اللهم انی امسیت... و خواندن دعای فرج)

     خیز، اى بنده محروم و گنهکار بیا
    یک شب اى خفته غفلت زده بیدار بیا
    بس شب و روز که در زیر لَحَد خواهى خفت
    دَم غنیمت بشمار امشب و بیدار بیا

    6- توسل به ولایت ائمه هدی


    در شب قدر وسیله ای مطمئن تر از ائمه هدی (علیه السلام) برای انسان وجود ندارد، پس باید به ایشان توسل جست، مخصوصا به مولی الموحدین، علی ابن ابیطالب علیه السلام که «لیالی قدر» مصادف با شهادت مظلومانه آن امام متقین است ونیز با تمسک به زیارت ابا عبد الله الحسین به در گاه حضرت احدیت به استغاثه پرداخت.

     

    7- نماز


    نماز که سر لوحه همه عبادات است در ردیف اعمال و وظایف لیالی قدر، به طرق مختلفی وارد شده است:


    - خواندن نمازهای قضا شده در گذشته به خصوص نمازهای سال اخیر.

    - خواندن نمازهای مستحبی برای کسب ثواب بیشتر. از جمله نمازهای مستحبی خواندن دو رکعت نماز با یک سلام، همچون نماز صبح با این تفاوت که در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه سوره توحید بخواند و بعد از سلام هفتاد مرتبه «استغفرالله و اتوب الیه» بگوید بطوریکه در روایت نبوی آمده است از جای خود بر نخیزد تا حق تعالی او را و پدر و مادرش را بیامرزد.3

    - خواندن صد رکعت نماز، همچون نماز صبح به صورت دو رکعتی و نیز مجاز است به جای این صد رکعت، شش روز از نمازهای قضا شده خود را بجا آورد، بگونه ای که از ظهر روز اول شروع کرده و در عشاء روز ششم ختم نماید.
    در روایتی آمده هرکس یک آیه از قرآن در این ماه بخواند ثواب کسی را دارد که در ماه های دیگر ختم قرآن کرده است

    8- قرآن بر سر گذاشتن


    ازامام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «قرآن را در سه شب از ماه رمضان بردار و بگشا و جلوی روی خود قرار می دهی و در ادامه فرمود،چنین بگویید: اللهم انی اسئلک بکتابک المنزل، وما فیه وفیه اسمک الاکبر، واسمائک الحسنی، و ما یخاف و یرجی ان تجعلنی من عتقائک من النار.4
    شب قدر

     

    9- تجدید عهد با امام زمان (عجل الله) و خواندن دعای فرج


    در شب 19 ماه مبارک رمضان، یکی از شب های احتمالی قدر، امام علی (علیه السلام) در مسجد کوفه به دست ابن ملجم مرادی با شمشیری زهر آلود ضربت خوردند و در بستر بیماری قرار گرفتند و در شب 23 ماه مبارک رمضان -یکی دیگر از شبهای احتمالی قدر- به شهادت رسیدند. لذا یکی از اعمال شب 19 ماه مبارک رمضان، گفتن صد مرتبه «اللهم العن قتله امیرالمومنین» می باشد.


    چرا شب قدر را برای رضای خدا احیا می کنیم؟


    لیلة القدر شب نزول کاملترین کتاب آسمانی یعنی قرآن است پس باید آن شب را احیاء نمود تا از فیض و برکات معنوی و بی حد و حصر نزول کلام خدا بر آسمان دنیا برخوردار شویم و آن را بر سر نهیم و زیر سایه قرآن با توسل به ائمه (سلام الله) از خدا طلب آمرزش و مغفرت نموده و آیات نورانی آن را دائما در اندیشه و فکر خود داشته و در آن شب عزیز با حالت خضوع و خشوع تصمیم بگیریم دستورات عالیه آن را واقعا در زندگانی با تمام روح و روان خود عملا پیاده کنیم.

    شب قدر؛ شبی است که گفته شده عبادت در آن شب اگر خالصانه باشد برابر است با بیش از سی هزار شب.

    شب قدر؛ شبی است که اگر بیدار بمانیم طاعتی افزون تر از شب های دیگر بنماییم، و در آن هنگام فرشتگان فوج فوج تا صبح بر مومنین و مومنات در حال عبادت سلام و درود و رحمت می فرستند و خود شاهد و ناظر رکوع و سجود متواضعانه اشرف مخلوقات هستند تا بدینوسیله اشرفیت و خلیفه اللهی انسان بر فرشتگان تفسیر گردد و رمز سجده ملائک در برابر آدم را بیابند.

    شب قدر؛ شبی است که آدمی راه طولانی سیرالی الله را یک شبه طی مینماید و در این شب آدمی بهتر می تواند به تهذیب نفس بپردازد چرا که در این شب شیاطین در اسارتند وانسانها از شر وسوسه های او تا صبح در امانند مگر اینکه انسان خود نعوذ با ا لله با اعمال نا شایست درآن شب بند از پای شیطان باز نهد.

    شب قدر؛ شبی است که مقدرات یکساله هر انسان و سرنوشت همه موجودات جهان در آن رقم زده می شود.

    شب قدر؛ شبی است که حضرت مهدی (عجل الله) مقدرات یکساله هر انسانی را به امضاء می رساند وشب شناخت آن انسان عظیم الشان، «امام عصر» است وشب قدر انسان کامل است.

    شب قدر؛ شبی است که لیله الاسراء ومعراج رسول الله در آن واقع شده است.

    شب قدر؛ شبی است که اگر نبود ونیامده بود شب تیره، بد بختی انسان به پایان نمی رسید و بامداد، نیک بختی او طلوع نمی کرد، و از بند اسارت اقویا و استعمار گران آزاد نمی گشت.

    حال با این تفاضیل آیا شایسته است که انسان مسلمان خود را از برکات و فیوضات خدا در چنین شبی محروم سازد! لذا بر هر مسلمان پاس داشت واحیاءاین شب ضروری می نماید.

     

    1- وسائل الشیعه، ج7، ص261.

    2- مجمع البیان، ج10-9، ص516.

    3- مفاتیح الجنان، اعمال شب قدر.

    4- بحار الانوار، ج 94، ص 4.
    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 3

    لوح سلیمان درباره پنج تن


    روی لوح حضرت سلیمان چه عباراتی درج شده است ؟

     

    «اى احمد! به فریادم رس. یا ایلى! مرا مدد فرماى. اى باهتول! نظر مرحمت فرماى. اى حاسن! کرم فرماى. یا حاسین! خوشى بخش. این سلیمان، اینک به این پنج‏ بزرگوار استغاثه مى ‏کند و على قدرت الله است

     

    در دهکده کوچکی به نام "اونتره” یک لوح نقره ای پیدا کردند که حاشیه اش به جواهرات گرانبها مرصع و در وسطش، خطوطی به حروف طلایی نگارش یافته بود و چون آن را نزد فرمانده خود ، "میجر ـ ای ـ ان ـ گریندل” بردند

     

    هر چه کوشید نتوانست از آن چیزی بفهمد ولی دریافت که این نوشته به زبان و خطی بسیار قدیمی است و بالأخره این لوح، به وسیله وی دست به دست گردید تا به سرپرست ارتش بریتانیا "لیفتو نانت” و "گلدستون” رسید و ایشان هم آن را به دست باستانشناسان بریتانیا سپردند.

     

    پس از پایان جنگ (۱۹۱۸ میلادی) درباره لوح مذکور به تحقیق و بررسی پرداختند و کمیته ای تشکیل دادند که اساتید شناخت زبان های باستانی بریتانیا ، آمریکا ، فرانسه ، آلمان و سایر کشورهای اروپایی، عضو آن کمیته بودند. پس از چند ماه بررسی و تحقیق در سوم ژانویه ۱۹۲۰ میلادی معلوم شد که این لوح مقدسی است به نام "لوح سلیمانی” و سخنانی از حضرت سلیمان را در بر دارد که به الفاظ عبرانی قدیم ، نگارش یافته است و ما ترجمه اش در اینجا می آوریم :

     

    الله

    احمد

    ایلی

    باهتول

    حاسن

    حاسین

     

    -یاه احمد! مقذا = ای احمد! به فریادم رس

     

    -یا ایلی! انصطاه = یا علی! مرا مددی فرمای

     

    -یاه باهتول! اکاشئی = ای بتول! نظر مرحمت فرمای

     

    -یاه حاسن! اضو مظع = ای حسن! کرم فرمای

     

    -یاه حاسین! بارفو = یا حسین! خوشی بخش

     

    -امو سلیمان صوه عئخب زالهلاد اقتا = این سلیمان اکنون به این پنج تن بزرگوار استغاثه می کند

     

    -بذات الله کم ایلی = و علی قدرة الله است

     

    چون این خبر به اسقف اعظم انگلستان ( lord bishop ) رسید ، فرمان محرمانه ای به کمیته نوشت که خلاصه اش این است:

     

    اگر این لوح در موزه گذاشته شود و در دید مردم قرار گیرد ، اساس مسیحیت متزلزل خواهد شد و سرانجام خود مسیحیان ،

     

    جنازه مسیحیت را بر دوش بلند نموده ، در قبر فراموشی دفن خواهند کرد.

     

    لذا بهتر آن است که لوح مذکور در رازخانه کلیسای انگلستان گذارده شود و جز اسقف و اهل سرّ ، کسی آن را نبیند.

     

    کسانی که این لوح را دیدند و بینشی داشتند گرایشی عجیب به اسلام و مذهب اهل بیت علیهم السلام پیدا کردند

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 25

    همه چیو بخدا می گم!

    آخرین و تکاندهنده ترین جمله کودک سه ساله بیگناه سوری قبل از مرگ


    همه چیو بخدا میگم

    تصویر و فیلم این کودک سوری که اخیراً در اینترنت منتشر شده و به سرعت به پربیننده‌ترین‌ها تبدیل شده، تصویری تکان‌دهنده و غمبار است.

    آخرین جمله‌ای که این کودک ۳ ساله قبل از مرگ گفت این بود: «همه چیو به خدا میگم.»

    حتی از تصویر او می‌توان حدس زد که سوریه در حال حاضر چه درد و رنجی را تحمل می‌کند.
    تابحال ده‌ها هزار تن از مردم سوریه کشته شده و چندین میلیون نفر از آنها آواره شده و حالا در اردوگاه ها زندگی می کنند
    و ما هم اکنون مسئولیم در قبال تمام این جنایات چرا که همه ی ما می بینیم و همه ی ما مسئولیم و باید وظیفه مان را به نحو احسن انجام دهیم.

    مرگ بر دشمناه دین خدا پست ترین و کثیفترین موجودات کره زمین

    لعنت خوار کننده خدا و تمام فرشتگان و اولیاء الله بر این دشمنان خدا

    دارم فکر می کنم این گل بی گناه پرپرشده
    بخدا چی میگه ؟

    میدونم تو دلش اینقدر آه ,‌اینقدر ناله ،‌اینقدر فریاد
    اینقدر شکایت از ظلم و جور هست
    که عرش خدا رو به لرزه در بیاره

    میدونم که خون این کودک معصوم و هزاران هزار کودک بیگناه دیگه
    که توسط یه مشت حیوان صفت به زمین ریخته شده هرگز پایمال نخواهد شد

    والله عزیز ذوانتقام
    بغض راه گلومو بسته
    نمیدونم چی باید بگم
    در مقابل اینهمه دد منشی چی میشه گفت ؟!

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 3 امتیاز توسط 2 نفر مجموع امتیاز : 35

    برگی از مناجات های حضرت سجاد علیه السلام
    طاووس فقیه نقل کرده است : امام سجاد علیه السلام از سر شب تا سحرگاه به عبادت می پرداخت، آن گاه رو به آسمان می کرد و با صدای بلند گریه و مناجات می کرد. گاهی به خود می گفت: وای بر من! هر چه از عمرم می گذرد، گناهانم زیاد می شود و توبه نمی کنم. آیا وقت آن نرسیده است که از پروردگارم حیا کنم؟ و گاهی نیز به خدا عرض می کرد: «خدایا! آیا واقعا مرا به خاطر گناهانم می سوزانی؟ پس امید و محبتم به تو چه می شود؟ خدایا! چنان از فرمانت سرپیچی می کنیم که گویا نمی بینی! و چنان حلم می ورزی که گویا کسی تو را معصیت نکرده! خدایا! چنان به مردم نیکی می نمایی که گویا محتاج آنهایی، در حالی که تو سَرورِ بی نیازی».

    طاووس گوید: امام سجاد علیه السلام ناگهان به حالت سجده روی زمین افتاد. دیدم سجده اش طول کشید. نزدیک شدم، سرش را به دامن گرفتم، دیدم از حال عادی خارج شده است. گریه کردم، اشکم روی صورت مبارکش ریخت. به هوش آمد و فرمود: کیست که مرا از توجه به معبودم بازداشت؟


    هر که با تو آشنا شد از جهان بیگانه گردد 

    ترک خان و مان بگوید دست از جان هم بشوید

    هر که او روی تو بیند بر تو کی غیری گزیند   

    جز حدیث تو نگوید جز وصال تو نجوید


    آثار لذت مناجات و محبت الهی

    فیض کاشانی

    از زبان رسول گرامي اسلام چنين است: «إنّ‌الله عزّوجلّ حرَّم الجنّةَ جَسداً غُذِّي بِحَرامٍ»؛ (خداوند عزيز و جليل بهشت را بر بدني كه از مال حرام تغذيه كرده حرام كرده است). (تنبيه الخواطر، ج1، ص 61).


    و مال حرام لذت مناجات الهی را از بین میبرد

    همانطور که در آخرت بهشت قرب الهی را از انسان میگیرد


    چون دانستى كه محبت خدا در حق بندگان ممكن، و راس همه فضايل و سرمايه جمله سعادات است.بدان كه: الذ همه لذات، و بالاترين جمله ابتهاجات نيز هست.وبيان اين مطلب آن است كه: آنچه سابقا اشاره به آن شد معلوم شد كه محبت، ميل ورغبت طبع است به چيزى كه ادراك آن ملايم طبع باشد.يا بهجت و سرور به ادراك ملايم و لذت آن، خود ادراك ملائم و رسيدن به آن است.پس لذات، تابع ادراكات اند، و انسان جامع قواى چند هست و از براى هر قوه، لذتى است كه عبارت است از: رسيدن و ادراك آن قوه به مقتضاى طبع خود.
    و چون مقتضاى قوه غضبيه، انتقام و برترى است، پس لذت آن در تسلط و غلبه است.و قوه شهويه كه مقتضاى آن تحصيل غذا و حصول مباشرت و امثال آن است پس لذت آن در رسيدن به آنها است.و همچنين لذت قوه سامعه در شنيدن الحان ونغمه ها.و لذت باصره در ديدن آبها و سبزه ها و صور جميله.و [لذت قوه] شامه دربوييدن عطرهاى طيبه.و [لذت] قوه عاقله كه آن را بصيرت باطنه گويند، مقتضاى آن معرفت حقايق اشياء و احاطه علمى به موجودات است.پس التذاذ آن در علم و معرفت است.و نظر به اينكه منتهاى كمال انسانى، بلكه اخص اوصاف الهيه و اشرف صفات ربوبيه، علم است.پس آن، اقواى لذات و اكمل ابتهاجات خواهد بود.و از اين جهت،هرگاه كسى بشنود كه او را به زيركى و دانايى و كثرت علم ستايش مى كنند، به نشاطمى آيد، زيرا از اين ستايش كردن و ثنا نمودن، كمال ذات و جمال علم خود را استنباط مى نمايد.پس برخود مى بالد و لذت مى يابد، بلكه اگر به نظر حقيقت و تحقيق بنگرى،ادراكى كه كمال است، نيست مگر علم و معرفت، و ساير ادراكات و رسيدن به مقتضيات ساير قوا، مثل حصول غلبه و تحصيل غذا و وصول به وقاع و «سماع » و امثال اينها، هيچ يك از جمله كمال شمرده نمى شود.پس، كمال منحصر در علم است.و چون اقواى لذات، وصول به كمالات است، پس علم، لا محالة اقواى لذات است.
    و شك نيست كه: لذت جميع بر يك «نسق » نيست، چون لذت علم به خياطى و «جولائى » ، هرگز مانند لذت علم به سياست و تدبير مملكت و نظم امور خلايق نيست.و همچنين لذت علم نحو و صرف و شعر و تواريخ، چون لذت علم به خدا واوصاف جلال و جمال او، و معرفت ملك و ملكوت و عجايب خلقت آسمان و زمينهانيست.بلكه، لذت هر علمى به قدر شرف آن علم است.و شرف هر علمى به قدر شرافت معلوم است.پس اگر در معلومات، چيزى باشد كه اشرف و اجل و اعظم از همه باشد،علم به آن، الذ همه علوم، و اشرف و اكمل آنها خواهد بود.
    و اين خود، ظاهر و روشن است كه: در كشور هستى و اقليم وجود، هيچ چيز اعلى واشرف و اكمل و اجل از خالق كل و قيوم همه و مربى كاينات و مدبر آنها نيست، وچگونه تصور مى شود كه احدى در ملك و كمال عظمت و جلال و قدرت و جمال وكبريا و بها بالاتر باشد از كسى كه ذات مقدس او در صفات كمال و اوصاف جلال وجمال، تام فوق تمام، و قدرت و عظمت و مملكت او غير متناهى است.
    و بعد از آنكه اين مراتب را يقين داشته باشى، تشكيكى باقى نمى ماند.اگر ديده بصيرت باطنيه كور نباشد لذت به خدا اقواى لذات است.و توهم نكنى كه همه معارف و ادراكات در لذت تفاوتى ندارند، زيرا همچنان كه لذات مختلفه در نوع تفاوت دارند،همچنين لذاتى كه از يك نوع اند نيز در ضعف و قوت، نهايت اختلاف از براى ايشان هست.چنان كه مى بينى كه: لذات جوان قوى الشهوه صاحب شبق در جماع اقوى است،از لذت پير سست شهوت.و لذت نظر به صورت جميل، اضعف است از لذت نظر به صورتى كه از آن بهتر باشد.و لذت علم به لغت، پست تر است از لذت علم به احوال سماوات و ستارگان.
    و همچنين ضابطه در شناختن اينكه كدام لذت اقوى از ديگرى است، آن است كه اورا اختيار بر ديگرى كند.چنان كه مى بينيم كه: اگر كسى مسرور بشود ميان بوييدن بوى خوشى، يا مشاهده جمال دلكشى، اگر دوم را اختيار كند مى دانيم كه لذت ملاحظه جمال نزد او بيشتر است از لذت بوى خوش.و شكى نيست كه: امور نفسانيه و لذات باطنيه در نزد ارباب كمال، به مراتب بسيار از لذات ظاهريه جسمانيه بالاتر و بهتر است،زيرا اگر مردى را مخير سازى ميان خوردن طعام لذيذى و لذت يافتن از آن، و ميان سرورى و رياست و استيلاى بر خلايق، لا محاله دوم را اختيار مى كند، و روزهاى بسيارگرسنگى را تحمل مى كند.مگر اينكه شخص رذلى، دون همتى، دل مرده اى، ناقص عقلى باشد، مانند طفلان، و عمل چنين شخصى حجت نيست.
    و همچنان كه لذت رياست و كرامت، و ساير امور معنويه در نزد كسانى كه از مرتبه سفاهت طفلى ترقى كرده اند، بالاتر است از لذت ظاهريه جسميه، همچنين لذت معرفت حضرت رب العزة، و مشاهده جمال حضرت ربوبيت به مراتب غير متناهيه برتر و بالاتراست، از لذت سرورى و خسروى و رياست و سلطنت، در نزد كسى كه هر دو لذت را چشيده باشد و طعم هر دو را يافته باشد.
    اما كسى كه به لذت معرفت خدا، و مطالعه جمال و جلال كبريا نرسيده باشد، قابليت ترجيح دادن ندارد.و كلام ما در چنين شخصى نيست.و ممكن نيست كه تا خود به آن لذت نرسد، بتوان كيفيت آن را و ترجيح آن را به او فهمانيد.همچنان كه لذت نگاه به صورت جميلى را حالى كور مادرزاد نمى توان نمود.و لذت جماع را به عنين نمى توان فهمانيد.طفل شير خواره را كه بجز پستان مادر نديده، كيفيت لذت فرمانفرمايى را بر اوثابت نتوان كرد.
    پس، همچنين كسى كه بجز لذت محسوسات را ادراك نكرده، چگونه ايمان مى آورد به لذت معرفت خدا، و ترجيح آن بر همه لذتها. و حال اينكه نه از براى خداشبيه است تا تشبيه كنند، و نه شكل و صورتى است تا تمثيل زنند.پس حقيقت حال همان است كه گفته اند: «من ذاق، عرف » .يعنى: «هر كه چشيد فهميد» .
    پس هر كه اين دو لذت را ادراك كرد، البته ترك لذت رياست مى كند.و آستين برملك و سلطنت مى افشاند.و ارباب اين لذت را خوار و حقير مى شمارد، زيرا اين لذات به انواع كدورات مخلوط، و به صد محنت و رنج مربوط، و به مرگ منقطع است.و ازپى معرفت خداى - متعال - و مشاهده جمال و جلال، و مطالعه صفات و افعال اومى رود، كه از همه كدورات و آفات محفوظ است.

    پادشاهان جهان از بى رگى ورنه ادهم وار، سرگردان و دنگ ملك را برهم زند ادهم وار زود
    بو نبردند از شراب بندگى ملك را برهم زدندى بى درنگ تا بيابى جان من ملك خلود
    و لذت رياست همه تنگى و مزاحمت است، زيرا هر كسى او را طالب، و اجتماع همگى بريك رياست غير ممكن.خلاف لذت غير معرفت و ابتهاج قرب بارگاه رب العزة، كه به كثرت طالبين و اجتماع «متواردين» مزاحم و تنگى در آن نيست.و ازبراى عرض و طول آن نهايتى متصور نه.بلكه هر يك از اهل معرفت به مشاهده بهشت غير متناهى، كه نه او را مبدااى و نه منتهايى فايز، هر لحظه از گلستانى گل تازه مى چيند، ومردم از سرچشمه جامى لبريز مى نوشند.هر نفسى از درختى ميوه مى چينند.نه آن بساتين را از پى خزانى، و نه آن گل چينان را بيم از باغبانى. «لا مقطوعة و لا ممنوعة ».

    ما عندليب گلشن قدسيم و باغ ما

    ايمن بود زباد خزان و هواى دى


    پس، جميع اقطار سماوات و ارضين، بلكه همه آفاق عالم ربوبيت كه غير متناهى است، ميدان اهل محبت و ارباب معرفت است.هر جا كه خواهند سير مى كنند و مقام مى سازند، بى آنكه احتياج به حركت بدن داشته باشند، يا بعضى جا بر بعضى ديگر تنگ نمايند. بلى، ايشان در وسعت ميدان مختلف اند:
    «و لكل درجات مما عملوا».
    و تفاوت درجات ايشان، به حيز حصر و عالم احاطه نمى آيد.و هر كه به اين بهجت رسيد، و اين لذت را چشيد، همه غمهاى او زايل، و جمله خواهشها و شهوتهاى او باطل مى گردد.ودل او مستغرق لجه عظمت و معرفت مى شود.نه دل او به انديشه جهنم مشغول، و نه خاطر او به اميد بهشت مشعوف.زيرا به جاى لذات كثيفه خسيسه دنيا، و علايق آن دردنيا و آخرت، دل او به ياد يك كس بسته، و از همه يادها و فكرها رسته.اگر او را درآتش اندازند، المش را نيابد، و اگر به بهشتش در آورند به نعيمش التفات ننمايد.
    و شايد كه اشاره به همين لذت، يعنى لذت مشاهده جمال ربوبيت باشد، آنچه راسيد رسل از پروردگار حكايت فرمود كه: «از براى نيكان بندگان خود آماده ساخته ام آنچه را هيچ چشمى نديده، و هيچ گوشى نشنيده، و به خاطر هيچ كس نگذشته.و اين لذت است كه خداى - تعالى - فرموده:
    «فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين ».
    يعنى: «هيچ كس نمى داند كه چه ذخيره شده از براى ايشان، از آنچه ديده ها را روشن مى كند» .
    و وصول به نهايت اين لذت، و حصول غايت اين بهجت، اگر چه بعد از قطع علاقه روح از بدن مى شود، و ليكن اگر در دنيا صفاى تام از براى دلى حاصل شود بسا باشد كه به بعضى از اين لذات برسد، اما به جهت حجب عالم طبيعت، رسيدن به كنه آن،موقوف به خلع بدن عنصرى و رفع علايق دنيوى است.
    و مخفى نماند كه: كسى كه خدا را شناخت و به حقيقت اين لذت رسيد، مى داند كه جميع لذتهاى مختلفه و خواهشهاى متفاوته، در تحت آن مندرج، و آن مجمع همه لذات و مرادات و خواهشهاست.

    كانت لقلبى اهواء مفرقة
    فاستجمعت اذ راتك القلب اهوايى
    يعنى: دل مرا خواهشهاى بسيار و هواهاى بى حد و شمار بود، چون تو را ديد همه خواهشها و هواهاى آن يكى گرديد، و در يك جا مجتمع گرديده شد.

    فصار يحسدنى من كنت احسده
    و صرت مولى الورى اذ صرت مولايى
    يعنى: رسيدم به جايى كه محسود كسانى شدم كه پيش از اين به ايشان حسد مى بردم،و چون تو مولى و سرور من شدى، سرور مولاى همه عالم گرديدم.

    اميد خواجگيم بود، بندگى تو جستم تركت للناس دنياهم و دينهم
    هواى سلطنتم بود، خدمت تو گزيدم شغلا بذكرك يا دينى و دنيايى
    دين و دنياى مردم را به ايشان واگذاردم، و ياد تو مرا از همه آنها باز داشت.تويى دنياى من و دين من، و تويى حيات من و آخرت من.

    سايه «طوبى » ، و دلجوئى حور و لب حوض
    به هواى سركوى تو برفت از يادم
    و بدان كه: همچنان كه مذكور شد، آنچه در دنيا حاصل مى شود، از معرفت خداى - تعالى - خالى از كدورات و تيرگى عالم طبيعت نيست.و ليكن، بعد از آنكه اصل آن راتحصيل نمود، در عالم آخرت جلا و انكشاف مى يابد.و به تفاوت صفاى دلها و تجردآنها از علايق، ظهور و جلاى آن زياد مى شود.تا به حدى كه به مراتب بسيار از مشاهده روشن تر مى گردد.
    پس، تفاوت معرفت در دنيا و آنچه در آخرت رو مى دهد، از مشاهده و لقا، به زيادتى ظهور و جلاست.و اين مثل كسى است كه شخصى را ببيند، و چشم بر هم نهد، كه در اين وقت صورت او در خيالش است حاضر.و ليكن چون ديده بگشايد، تفاوتى ميان صورت خيالى و صورتى كه مى بيند مى يابد.و شكى نيست كه: اين تفاوت در صورت نيست، بلكه از زيادتى كشف و ظهور است.و از اين جهت، او را ديدن مى نامند.پس معنى ديدن، حصول غايت كشف و جلاست، خواه به چشم باشد يا به غير آن.پس، اگرفرض شود تفاوتى كه بعد از گشودن چشم از براى آن صورت خيالى حاصل شود،ادراك آن از عضوى ديگر چون سينه يا جبهه مى شد، آن را ديدن مى گفتند.پس همچنين آنچه به خيال در نمى آيد، و از براى آن صورتى نيست، چون ذات اقدس بارى - تعالى - از براى ادراك و معرفت آنها دو مرتبه است: يكى به منزله آن صورتى است كه در خيال بود، و آن معرفتى است كه در دنيا حاصل مى شود و يكى ديگر به منزله صورتى است كه بعد از گشودن چشم مشاهده مى گردد و آن است كه در آخرت به آن مى رسد.و تفاوت اينها در وضوح و ظهور چون تفاوت آن دو صورت است.و از اين جهت مرتبه اخرويه را نسبت به مرتبه دنيايى، لقاء و مشاهده و رؤيت گويند.و اين گفتن صحيح است، زيرا رؤيت را رؤيت گويند از آن جهت كه موجب غايت ظهور است.
    پس مادامى كه آدمى گرفتار علايق بدنيه است در معرفت عقليات مانند كسى است كه ديده برهم گذارده باشد در ديدن محسوسات.و چون به مرگ، حجاب بدن برداشته شدو نفس قدسى از چنگال جسم عنصرى مستخلص گرديد مانند آن است كه ديده گشوده شود، و ليكن نه آن است كه هر كه چشم بگشايد صورتهاى حسيه را مى بيند.چون بعضى چشمها از حليه ديدن عارى است و اصلا نورى ندارند.و بعضى تيرگى دارند، كه مى بينند و ليكن در غبار، تاريك مى بينند.و بعضى در نهايت نورانيت اند.
    پس همچنين نفوس انسانيه بعضى چندان زنگ شهوات و چرك عالم طبيعت بر آن نشسته كه جوهر آن فاسد شده و ديگر قابل اصلاح نيست.و اين نفس، ابد الآباد از لقاى پروردگار به مشاهده نعيم دار القرار محجوب، و در دركات عذاب مخلد مى ماند.وبعضى ديگر اگر چه زنگ گرفته و ليكن به اين حد نرسيده و جوهر آن فاسد نشده وقابل صفا و تطهير هست.و چون از براى غرق شهوات و كثافات جسمانيه عرض عريضى است لهذا از براى اين قسم از نفوس، درجات و مراتب بى حد است.و اين نفوس، محتاج به تطهير و پاك ساختن هستند تا قابليت و استعداد مشاهده و لقا، هم رسانند.و پاك شدن آنها به نوعى از عقوبت و عذاب اخرويه خواهد شد.و مراتب عقوبت نيز چون درجات نفوس، بى حد و نهايت است، اول آنها سكرات مرگ است و آخر سوختن به آتش جهنم، و در ميان اين دو گرفتاريهاى عالم برزخ و انواع اهوال وشدايد عرصه قيامت است.
    پس هر نفسى كه صفاى تام از براى او در دنيا حاصل شده باشد و اصلا زنگ وكدورتى نداشته باشد بى حساب به نعيم ابدى فايز مى گردد و ساير نفوس لا محاله به يكى از اين عقوبات تطهير خواهند شد، بعضى به مجرد سكرات مرگ و شدت جان كندن پاك و از زنگ خلاص مى شوند.و بعضى به عقوبات عالم برزخ، زنگ آن زدوده مى شود.و بعضى پاكى آن موقوف است به اينكه الم عقوبت آخرت را بچشد.و بعضى ديگر پاك نمى شود مگر به آتش دوزخ، كه بايد به شدت آن چركهاى او سوخته شود وخباثت او برطرف گردد.بلكه گاه باشد كه لحظه اى در آتش پاك شوند.و گاه باشد كه هفت هزار سال اين عالم، در جهنم گداخته شوند.و بعضى بيشتر از اين و برخى كمتر، وتفصيل آن را بجز علام الغيوب كسى نمى داند.و آنهايى كه زنگ شهوات، نفس ايشان را فاسد كرده در جهنم مخلد بمانند.
    هان، هان! به اين مغرور نشوى كه من از اهل اسلامم و مسلم در جهنم مخلد نخواهد بود، زيرا كه از خاتمه امور، هيچ كس آگاه نيست.
    و بعد از آنكه به واسطه شهوات نفسانيه، جوهر نفس فاسد شد در دم رفتن، ايمان ظاهرى سلب مى شود و به كفر از دنيا مى رود - نعوذ بالله منه -.
    و از آنچه گفتيم معلوم شد كه: رسيدن به درجه لقا و مشاهده، موقوف است به تحصيل معرفت در دار دنيا.ومعرفت در دنيا حكم تخم دارد كه چون به زمين دل، زرع شد درخت لقا و مشاهده ازآن سربر مى كشد.و كسى كه تخم ندارد چگونه صاحب درخت مى شود.پس كسى كه در دنيا خدا را نشناخت چگونه در آخرت او را مى بيند؟ ! و كسى كه در اين عالم، لذت معرفت را نيافت چگونه در آن عالم به بهجت مشاهده جمال حق مى رسد؟ ! زيرا حشر هر كس به نحوى است كه بر آن مرده.و مردن هر كسى به طريقى است كه بر آن زيسته:
    «من كان فى هذه اعمى فهو فى الاخرة اعمى و اضل سبيلا».
    و چون از براى معرفت در دنيا مراتب بسيار است پس تجلى نور حق نيز در آخرت درجات مختلفه خواهد داشت، همچنان كه زرع به اختلاف تخم آن مختلف مى شود.وهر قدر كه تجلى و مشاهده اقوى باشد محبت و انس به خدا بيشتر مى گردد.و هر قدر كه محبت و انس بيشتر شد ثمره آن كه بهجت و لذت باشد بالاتر مى شود تا به جايى مى رسدكه جميع لذات اخرويه و نعمتهاى بهشت در جنب آن مضمحل مى شود.بلكه بسا باشدبه حدى منتهى مى شود كه از هر نعمت و لذتى به غير از لذت لقاى حق و مشاهده جمال مطلق، متاذى گردد و گويد:

    از در خويش خدايا به بهشتم مفرست

    كه سر كوى تو از كون و مكان ما را بس

    لذت مناجات و محبت الهی

    و از اينجا روشن شد كه اصل جمله سعادات، و مايه همه ابتهاجات، معرفت خداست، كه در شريعت مقدسه از آن به ايمان تعبير مى شود.و آن است كه ثمره آن بهجت و لذتى است كه چون آدمى در عالم آخرت به آن رسيد همه لذتهاى بهشت راحقير مى شمارد. بلكه از براى ارباب معرفت در دنيا در حالت ذكر و فكر ياد خدا ومناجات پروردگار ابتهاجات و لذتهايى حاصل مى شود كه اگر بهشت و نعيم آن را دردنيا به عوض آنها دهند راضى نمى شوند و مى گويند:

    ريزند اگر در دامنت نقد دو كون و در عوض
    خواهند كالاى غمش زنهار اين سودا مكن

    و معذلك اين لذت را اصلا نسبتى نيست به لذت لقا و مشاهده كه بعد از قطع علاقه بدن حاصل مى شود.و همچنان كه نسبتى نيست ميان لذت خيال معشوق و رسيدن به وصال او.


    الهی دلی ده که جای تو باشد    لسانی که در وی ثنای تو باشد
    الهی بده همتی آن چنانم     که سعیم وصول لقای تو باشد
    ای چنانم کن از عشق خود مست     که خواب و خورم از برای تو باشد
    الهی عطا کن به فکرم تو نوری     که محصول فکرم دعای توباشد

    طوطی همدانی
    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 7

    يكي از درس­هاي مهم عاشورا كه ويژگي ياران حضرت امام حسين  عليه السلام و ياران حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است و بايستي سرلوحه منتظران قرار گيرد، بصيرت است. بصيرت يكي از خصلت­هاي ستودني حضرت عباس عليه السلام است كه در زيارت ايشان و در  وصفي كه حضرت سجاد عليه السلام از ايشان دارد، به آن تأكيد شده است؛ «كان عمنا نافذ البصيره؛ عموي ما ، اهل بصيرت بود». بصيرت به معناي ورود دقيق و آگاهانه است. بصيرت جلوه­هايي دارد كه به برخي از آنها اشارتي مي­شود.
    امام شناسي
    معرفت به امام در اوج جلوه­هاي بصيرت است. بصيرت به آنكه امام چه جايگاهي دارد؟ چه اهدافي را دنبال مي­كند؟ چه دغدغه اي دارد؟ منتظر چيست؟ چگونه بايد او را ياري كرد؟ وظيفه ديگران در قبال او چيست؟
    منتظر وقتي جايگاه بي بديل ولي خدا را دريافت كه سخن و رفتار او نشانة الهي دارد و رفتار او باذن و ادارة الهي است جز بر مسير الهي نمي­گويد و نمي­رود وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ J إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏ [1]؛ «از هوا و هوس سخن نمي­گويد،سخنان او وحي الهي است».
    چون فهميد ولي خدا، تنها راه هدايت است نه يكي از راه ها و كشتي نجات امّت است كه جز همراهي با آن، طوفان بلاست و غرق شدن هرچند اگر پسر نوح باشي با كشتي و نوح اگر نباشي غرقي.
    «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سَبِيلَ اللَّهِ الَّذِي مَنْ سَلَكَ غَيْرَهُ هَلَك‏[2]؛ سلام بر تنها راه الهي كه اگر كسي جز آن رود هلاك مي­شود».
    « مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمِثْلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق[3]؛ اهل بيت من ، چون كشتي نوح اند، كه هر كه سوار كشتي نوح گردد، نجات يافته و هر كه آن را ترك گويد، غرق شود».
    آن گاه خود را با تمام وجود همراه ولي خدا مي­كند « فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لَا مَعَ غَيْرِكُم‏[4]؛ با شماييم، با شما، نه با غير شما».
    چون دريافت ولي خدا دلسوزترين و مهربانترين است؛
    با تمام وجود به او عشق مي­ورزد، عشقي آگاهانه به ولي خدا كه مهربان و دلسوز است و جز او راهي به هدايت نيست. پس باتمام وجود خود را تسليم راه و مسير او مي­كند.«فَأَبْذُلَ نَفْسِي وَ مَالِي وَ وُلْدِي وَ أَهْلِي وَ جَمِيعَ مَا خَوَّلَنِي رَبِّي[5]‏؛ فدايت پدر و مادرم، اهل و مال و خانواده­ام و آنچه خدا به من داده است».
    بصيرت اين كه امام از او چه مي­خواهد؟ چه وظيفه اي در قبال او دارد. ولو امام او در دوران غيبت است، ولي از منظر او غيبت به مثابه مشاهده و ديدار اوست .چرا كه به وظيفه آشنا و به آن عمل مي­نمايد.
    زمان شناسي
    « الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِس[6]؛آنكه زمان و زمانه خود را بشناسد، دچار ترديدها و سردرگمي نخواهد بود.»در برخي روايات، زماني به معناي سلطان و حكومت آمده است كه «إِذَا تَغَيَّرَ السُّلْطَانُ تَغَيَّرَ الزَّمَانُ [7]؛ چون حكومت تغيير مي كند،زمان تغيير مي يابد». حتي آمده است:«إذا تغيرت نية السلطان تغير [فسد] الزمان [8] ؛چون نيت و اداره حاكمان تغيير مي يابد، زمان و زمانه تغيير مي يابد». ارادة آنان در زمان تأثير دارد . اهل بصيرت به زمان و اوضاع سياسي و اجتماعي زمان خود آگاهند.
    حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به فرزندش فرمود :« عاقل بايستي كه ... اهل زمان خود را بشناسد».[9]‏
    يار امام حسين عليه السلام و يار حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و منتظر واقعي ، اهل بصيرت است. چون بصيرت دارد و در حد توان شناخت به امام و جايگاه بي بديل او دارد؛ در مي يابد كه چرا ولي خدا «صلح حديبيه» را مي پذيرد و آنگاه بر او نمي آشوبد و بر او اعتراض نمي كند.
    فهم اينكه ولي خدا به دنبال حفظ دين است . روزي دين با شهادت او حفظ مي­شود و روزي با عدم شهادت او و ماندن و تحمل كردن اذيت و آزارها، روزي حفظ دين با شهادت حسين عليه السلام است و روزي با آتش­بس امام حسن عليه السلام و باقي اهلبيت  عليهم السلام تا مهدي  عجل الله تعالي فرجه الشريف كه عمري تحمل مي­كند و روزي ظهور مي­نمايد.
    دشمن شناسي
    دشمنان امام و حقيقت و خوبي ها ـ آنان كه ارزش ها را به مسلخ مي برند و با خرافه سازي و بدعت سازي و تحريف، پليدي ها را به جاي دين و به جاي هاديان قرار مي دهند ـ دلسوزان دين و ولايت را دشمن و دشمنان دين و اهلبيت را دوست معرفي مي كنند.
    شهيدان و مجاهدان ميدانهاي مختلف تاريخ از جمله انقلاب اسلامي را ناجوانمردانه بيگانه از دين و مسير اهل­بيت، حسين عليه السلام و مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف معرفي مي‌كنند. و دشمنان راحت طلب عزلت گزيده، جان و دل به بيگانه داده و به دليل ترس از ميدان گريزان را ولايتي معرفي مي‌كنند. (بصيرت جبهه واحد دشمنان در شكل استكبار (صهيونيسم و نفاق) و چهره دجال گونه تفرقه افكني و اتهام كفر و شرك به اين و آن).
    آينده نگري و برنامه ريزي
    .« يَخْرُجُ أُنَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَيُوطِئُونَ لِلْمَهْدِيِّ يَعْنِي سُلْطَانَه‏[10]؛ گروهي از مشرق برمي خيزند و زمينه ساز تسلط و حكومت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مي گردند».
    حركت براي ظهور و زمينه سازي ظهور بدون برنامه ريزي معنا ندارد. بدون آينده نگري و برنامه ريزي انتظار ادعايي بيش نيست كه منتظران واقعي خستگي ناپذير، پنهان و آشكارا در تلاش و كوششند.« الدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْرا».[11]

    1.سوره نجم ،آيه 3و4.
    2. بحار الانوار،ج99،ص 98 .
    3.  بحارالأنوار،ج 23 ،ص 105 .
    4. بحارالأنوار،ج97 ،ص341 .
    5 .بحارالأنوار،ج99 ،ص 118 .
    6. الكافي ،ج1 ،ص26 .
    7. بحارالأنوار،ج72 ،ص358 .
    8. غررالحكم، حكمت 343 .
    9. سوره حجرات،آيه 1.
    10. بحارالأنوار،ج51،ص87.
    11. بحارالأنوار،ج36 ، ص386.

    پدیدآونده: محمد صابر جعفری

    منبع: http://www.mahdi313.org/page.php?page=showarticles&cat=62&id=10&office=markaz

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 5

    سيد عليخان در كلم طيّب فرموده است : اين استغاثه اى است به حضرت صاحب الزّمان عجل الله ، هرجا كه باشى دو ركعت نماز به حمد و هر سوره كه خواهى بخوان ، پس رو به قبله زير آسمان بايست و بگو:



    سَلامُ اللّهِ الْكامِلُ التّامُّ الشّامِلُ الْعامُّ وَ صَلَواتُهُ الدّآئِمَةُ وَ بَرَكاتُهُ الْقآئِمَةُ التّامَّةُ عَلى حُجَّةِ اللّهِ وَ وَلِيِّهِ فى اَرْضِهِ وَ بِلادِهِ وَ خَليفَتِهِ عَلى خَلْقِهِ وَ عِبادِهِ وَ سُلالَةِ النُّبُوَّةِ وَ بَقِيَّةِ الْعِتْرَةِ وَ الصَّفْوَةِ صاحِبِ الزَّمانِ وَ مُظْهِرِ الاِْيْمانِ وَ مُلَقِّنِ ] مُعْلِنِ [اَحْكامِ الْقُرانِ وَ مُطَهِّرِ الاَْرْضِ وَ ناشِرِ الْعَدْلِ فِى الطُّولِ وَ الْعَرْضِ وَ الْحُجَّةِ الْقآئِمِ الْمَهْدِىِّ الاِْمامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِىِّ ] الْمُرْتَضى [وَ ابْنِ الاَْئِمَّةِ الطّاهِرينَ الْوَصِىِّ بْنِ الاَْوْصِيآءِ الْمَرْضِيّينَ الْهادِى الْمَعْصُومِ ابْنِ الاَْئِمَّةِ الْهُداةِ الْمَعْصُومينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُعِزَّ الْمُؤْمِنينَ الْمُسْتَضْعَفينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُذِلَّ الْكافِرينَ الْمُتَكَبِّرينَ الظّالِمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ سَيِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ الاَْئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومينَ وَ الاِْمامِ عَلَى الْخَلْقِ اَجْمَعينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ سَلامَ مُخْلِص لَكَ فِى الْوِلايَةِ اَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ قَوْلا وَ فِعْلا وَ اَنْتَ الَّذى تَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلا بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً فَعَجَّلَ اللّهُ فَرَجَكَ وَ سَهَّلَ مَخْرَجَكَ وَ قَرَّبَ زَمانَكَ وَ كَثَّرَ اَنْصارَكَ وَ اَعْوانَكَ وَ اَنْجَزَ لَكَ ما وَعَدَكَ فَهُوَ اَصْدَقُ الْقآئِلينَ وَ نُريدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاَْرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ حاجَتى كَذا وَ كَذا


    و به جاى « كذا و كذا » حاجت خود را ذكر كند


    فَاشْفَعْ لى فى نَجاحِها فَقَدْ تَوَجَّهْتُ اِلَيْكَ بِحاجَتى لِعِلْمى اَنَّ لَكَ عِنْدَ اللّهِ شَفاعَةً مَقْبُولَةً وَ مَقاماً مَحْمُوداً فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّكُمْ بِاَمْرِهِ وَ ارْتَضاكُمْ لِسِرِّهِ وَ بِالشَّأْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَ اللّهِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ سَلِ اللّهَ تَعالى فى نُجْحِ طَلِبَتى وَ اِجابَةِ دَعْوَتى وَ كَشْفِ كُرْبَتى


    و بخواه هر چه میخواهى كه برآورده مى شود اِن شاء اللّه تعالى .

    مؤلف گويد كه بهتر آن است كه در ركعت اوّل نماز اين استغاثه ، بعد از حمد ، سوره انّا فتحنا بخواند و در ركعت دوّم اذا جاء نصر اللّه.

    احادیث مهدویت...

    پیامبر (صل الله) فرمودند: من ضامن خانه ای در بالاترین قسمت بهشتم برای کسی که مجادله را رها کند هر چند حق با او باشد و کسی که دروغ را وا گذارد هر چند شوخی باشد و کسی که اخلاقش را نیکو گرداند.

    (بحارالانوار,ج2,ص128)

    The Prophet he said, I sponsor a House at the highest part of paradise for someone who makes release the dispute although the right to be with him and who lies me though is a joke and someone that the ethics Niko.(Bihar Al-Anwar, ج2, ص128)


    امیرالمومنین(علیه السلام):اگر زمین یک لحظه از حجت خدا خالی بماند ساکنان خود را فرو می برد.رحجت خدا همه را می شناسد ولی کسی او را نمی شناسد چنان که یوسف مردم را می شناخت ولی کسی او را نمی شناختر(الغیبة النعمانی.ص۱۴۱)
    موضوعات مرتبط: احادیث امام علی (ع)
    Ali (AS): if the Hujjat of Allah be blank for a moment, took down their residents. Proof God knows but he does not know anyone, so that He knew people who did not know him, but (Alghybh Alnmany. p 141)
    Related topics: sayings of Imam Ali (AS)

    امام صادق(علیه السلام):برای امام مهدی" target="_blank">امام مهدی غیبتی است حتمی که برای آشکار کردن علت او اذن نداریم و آشکار نمیشود مگر بعد ظهور او؛همانگونه که حکمت کارهای خضر برای موسی آشکار نشد مگر هنگام جدایی
    صراط مستقیم.ج۲.ص۲۳۷(مهدویت)
    موضوعات مرتبط: احادیث امام صادق (ع)

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 6

    آثار صلوات بر محمد آل محمد

    السلام علیک یا اهل بیت النبوه اثرات صلوات

    اثر هزار صلوات در روز جمعه

    رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود :

    هر كس هزار بار در روز جمعه بر من صلوات فرستد خطاياى هشتاد ساله اش ‍ آمرزيده شود

    بهترين عمل در روز جمعه
    امام صادق - (عليه السلام ) - فرمود :
    ما من عمل افضل يوم الجمعة من الصلاة على محمد واهل بيته ؛
    هيچ عملى در روز جمعه برتر از صلوات بر محمد و آل محمد - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - نيست

    درباره آثار و فواید و مقامات صلوات، روایات بی شماری نقل شده که برخی از آنها عبارتند از :

    الف- آثار اخروی صلوات)

    ۱- آمرزش گناهان
    رسول خدا(ص) فرمود: «هر کس، هر روز از روی شوق و محبت به من سه مرتبه صلوات بفرستد، خدا گناهان او را در همان روز یا همان شب می آمرزد.»
    ۲- میزان در قیامت
    از پیامبر اعظم(ص) روایت شده است که: «روز قیامت من میزان اعمال هستم؛ یعنی هر کسی که کفه گناهانش سنگین تر از کفه حسناتش باشد، من صلواتهایی را که برایم فرستاده، می آورم و در کفه حسناتش می گذارم، تا آن که کفه حسناتش سنگین تر شود.»
    ۳- دیدن بهشت
    پیامبر(ص) فرمود:«هر کس در هر روز هزار صلوات بر من بفرستد، از دنیا نخواهد رفت تا جای خود را در بهشت ببیند.»
    ۴- واجب شدن شفاعت
    در وصیت رسول ا...(ص) به امیر مؤمنان(ع) آمده: «یا علی !هر کس به من هر روز و هر شب صلوات بفرستد، شفاعتم بر او واجب می شود، اگرچه گناهانش از گناهان بزرگ باشد.»
    ۵- رفع عطش قیامت
    خداوند به حضرت موسی (ع) وحی کرد: ای موسی !دوست داری که عطش قیامت تو را فرانگیرد و در مواقف آن روز تشنه نباشی؟ عرض کرد. بلی، ای پروردگار جهانیان. خطاب رسید امروز در دنیا بر حبیب من صلوات بفرست تا فردا از تشنگی قیامت ایمن باشی.»

    ب- آثار دنیوی صلوات)

    ۱- دعای محجوب
    از امام صادق(ع) نقل شده که «همیشه میان دعا و اجابت آن، حجاب و پرده ای می آید و حایل می شود. تا بر محمد(ص) صلوات فرستاده نشود، آن حجاب و حایل برطرف نمی شود.»
    ۲- ادای حاجت
    در روایتی پیامبر(ص) فرمودند: «صلوات فرستادن شما بر من، باعث روا شدن حاجتهای شماست و خدا را از شما راضی می گرداند و اعمال شما را پاک و پاکیزه می کند.»
    ۳- رفع فقر
    رسول الله(صل الله) فرمود: «صلوات فرستادن، فقر را برطرف می کند.»
    ۴- رفع فراموشی
    رسول خدا(ص) فرموده اند که: «هر کس چیزی را فراموش کرد، بر من صلوات بفرستد، تا آن موضوع یادش بیاید.»
    ۵- عافیت

    و باز حضرت فرمود: «هر کس یک مرتبه صلوات بفرستد، خدا عافیت را بر او می گشاید»

    نوکر امام زمان عجل الله
    ملتی كه محرم دارد، مجاهدت و شهادت دارد و ملتی كه مجهز به ابزار مجاهدت و متكی به خداست ، هرگز مغلوب نخواهد شد.

    مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای (مدظله)

    كربلا دفتری از اسرار مگوست كه همیشه در خاطره زمان ورق میخورد و پیام آزادگی را در گوش تاریخ طنین افكن می كند.
    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 7 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 18



    یونس بن عبدالرحمان از امام رضا علیه‌السلا‌م عنوان میکند که آن حضرت به دعا برای صاحب‌ الامر علیه‌السلا‌م امر می‌فرمود و یکی از دعاهای ایشان برای حضرت مهدی mahdi عجل الله چنین بود:

    پروردگارا! بر محمّد و خاندانش درود فرست‚ و از دوستت‚ خلیفه‌ات‚ حجّتت بر خلقت‚ و آن زبانی که معرف توست و گویای حکمت تو‚ و آن چشم بینای تو در میان مخلوقاتت‚ و گواه بر بندگانت... بزرگمرد مجاهد کوشا‚ بنده پناهنده به تو‚ دفاع کن...





    قَالَ امامُ عليٌّ عليه السلام «لَأَنْسُبَنَّ الْإِسْلَامَ نِسْبَةً لَمْ يَنْسُبْهَا أَحَدٌ قَبْلِي الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِيمُ وَ التَّسْلِيمُ هُوَ الْيَقِينُ وَ الْيَقِينُ هُوَ التَّصْدِيقُ وَ التَّصْدِيقُ هُوَ الْإِقْرَارُ وَ الْإِقْرَارُ هُوَ الْأَدَاءُ وَ الْأَدَاءُ هُوَ الْعَمَلُ


    اينك اسلام را چنان وصف مینمايم كه هيچكس پيش از من آن را وصف نكرده باشد : اسلام، تسليم و سرسپردگى است، و تسليم، يقين است، و يقين تصديق است و تصديق اعتراف است و اعتراف به جاى آوردن فرامين دين است و به جاى آوردن آن فرامين، عمل كردن است



    میسوزم از فراقت...!

    آقا نیا که حاضر و آماده نیستیم

    آنگونه ای که خواسته ای ساده نیستیم

    یک عده در هوای مقامیم و پست و میز

    یک قوم هم اسیر غروریم و بی تمیز

    دل را دلار برده و دم از تو میزنیم

    وا مانده ایم ، مرد خداییم یا زنیم ؟

    گرچه به لب ترنم یا مهدیا ! بیا

    اما به دل دروغ و دغل میزنیم ما

    بد حمله کرده اند به ما ماهواره ها

    خود را در این مجادله ها داده ایم ما

    تزویر ، پیر مردم شب زنده دار هاست

    یک عده را مقام پرستی به از خداست

    تنها خدا برای قسم خوردن است و بس

    هستیم پست ملعبه ی عده ای مگس

    فی می خورد خلوص شهیدان عهد جنگ

    کاری تر است تیر ریا کار از تفنگ

    آقا نیا که مرد زن و زن شده است مرد

    بازار مردی است در این روز گار، سرد

    نام شما شده است دکان دغل زنان

    باطن خراب و ظاهرشان خوب و مهربان

    رایج تراز هواست ، ربا و ریا امام

    آزاده ای نمیکند اینجا دگر قیام

    ما غم خوریم و دم نزنیم و دعا کنیم

    حتی برای حضرتتان هم ریا کنیم

    شیطان به گردما نرسد در دغل زنی

    دلها شده است سنگی و دینها ست آهنی

    هر جا که شیعه ایست به شمشیر میزنند

    با نام انحراف به تزویر می زنند

    یک عده کاهنان که به کیهان خزیده اند

    تهمت حراج کرده و تقوی خریده اند !

    هر کس دم از خدابزند ختنه میکنند

    کیهانیان ببین که به ما ها چه میکنند

    گویند هان ! که ضد ولایت شدی برو

    از دشمنان چگونه حمایت شدی برو

    کیهان فقط امام زمانی و عاشق است

    دنبال دین و در پی کشف حقایق است

    باقی تمام کافر و باقی همه بدند

    هم دشمن ولایت و هم خصم احمدند

    دردا از این گروه ولی ناشناس ها

    قوم حکم پرست و علی ناشناس ها

    کرده مصادره که ولایت برای ماست

    پیروز بر تمام خدا ها خدای ماست

    غافل از اینکه سید علی نایب امام

    از اهل بخشش است نه از جنس انتقام

    گوید خودی است هر که خدا جوی و عاشق است

    این پیر ، این مراد ز نسل شقایق است

    این پینه های بسته به پیشانی ای خدا

    تا راج میکنند دل اهل درد را

    آقا نیا که حاضر و آماده نیستیم

    آنگونه ای که خواسته ای ساده نیستیم

    حتی شما که صاحب عصر و زمانه ای

    گر نیستی به منطق کیهان بهانه ای


    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 40

    توکلت علی الحی الذی لایموت و الحمدلله الذی لم یتخذ صاحبه ولا ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا ای اهل زمین عید گذشت خبر از یار نیامد بر زخم دل فاطمه غمخوار نیامد چند روز دگر مانده که با ناله بگوییم ای اهل حرم میر و علمدار نیامد سقای حسین سید و سالار نیامد.

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 6

    السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی
    طرح ختم صلوات برای تعجیل در ظهور منجی
    •◄ طرح ختم صلوات برای ظهور حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حتما شرکت کنید!










    مطالب تصادفی مهدویت :
    عضويت سريع با یک صلوات
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    ورود کاربران با یک صلوات
    نام کاربری :
    رمز عبور :

    رمز عبور را فراموش کردم ؟
    خبرنامه مهدویت
    براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    آمار سایت مهدویت
    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 73
    کل نظرات کل نظرات : 81
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 3
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 59

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 146
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 672
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 3
    بازدید هفته بازدید هفته : 4,279
    بازدید ماه بازدید ماه : 15,897
    بازدید سال بازدید سال : 80,973
    بازدید کلی بازدید کلی : 3,504,216

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آِ ی پیآِ ی پی : 54.196.47.145
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :