close
متخصص ارتودنسی
نشانه های ظهور مهدی

ذکر کاشف الکرب

برای تعجیل در ظهور صـــلـوات : الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم

حدیث موضوعی
دوشنبه 25 تیر 1397
  • Translator site ، موقع الترجمة ، مترجم سایت
  • نشانه های ظهور مهدی

    اللّهم عجّل لولیک الفرج
    ساعت فلش مذهبی
    درباره ما
    امام زمان حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف
    سلام ♦ به نام حضرت دوست که هر چه داریم ازوست ♦ یا مهدی ادرکنی ♦ اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ ♦ یا علی مدد.
    امکانات جانبی
    Free Sitemap Generator
    سایت نوکر امام زمان حضرت اباصالح المهدی عجل الله
    به سایت نوکر امام زمان عجل الله خوش آمدید تعجیل در فرجش صلوات بفرست
    اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ
    جستجوگر پیشرفته سایت مهدویت



    آخرين ارسال هاي تالار گفتمان مهدویت
    کمی طاقت داشته باشید یا مهدی...
    عنوان پاسخ بازدید توسط
    0 2624 mahdi14
    4 1279 mahdi14
    0 837 mahdi14
    7 1265 sedaghat12
    1 844 sedaghat12

    نشانه‌های ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

     

    «آن ساعت نزدیک آمد و ماه آسمان شکافته شد. پس از آنان روی بگردان تا روزی که ندا کننده ای خلق را به عالمی حیرت آور و هول انگیز دعوت کند». (قمر: 1 و 6)


     در حدیثی آن ساعت را خروج حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) دانسته که مردم را به آئینی فرا می‌خواند که آن را منکر و ناشناخته می‌دانند و باور نمی‌کنند که آئین اسلام باشد.

     

    امام صادق (علیه السلام) برخی از ویژگیهای آئین اسلام در آن زمان را این گونه بر می‌شمارد: وقتی حضرت قائم قیام کند، به جانب کوفه رهسپار می‌شود و ۴ مسجد را در کوفه ویران می‌سازد [چرا که با موازین اسلام همخوان نیستند] و در روی کره زمین مسجدی که دارای اشراف و بالکن باشد، باقی نخواهد ماند جز این ویران می‌سازد و آن‌ها را بدون صاف و مستوی [بدون بالکن و اشراف] می‌سازد، راههای بزرگ را توسعه می‌بخشد و همه چیزهایی که از دیوارها به کوچه و خیابان موجود است، از قبیل بالکن، ناودان و... دستور می‌فرماید برچیده شوند، همه بدعت‌ها را از بین می‌برد و همه سنت‌ها را تجدید می‌فرماید شهرها و کشورهای قسطنطنیه، چین و کوهستان‌های دیلم را می‌گشاید و ۷ سال این گونه حکم می راند که هر سالی برابر ۱۰ سال از سالهای معمولی است. سپس آنچه خدا خواهد انجام می‌دهد.

     

    راوی خبر می‌پرسد: فدایت گردم چگونه سال‌ها طولانی می‌شود [و یک سال به اندازه ۱۰ سال خواهد گشت] فرمود: خداوند متعال فرمان می‌دهد فلک درنگ و حرکت را کند گرداند از این رو روزها و سال‌ها طولانی خواهند گشت.

     

    ابو بصیر که راوی خبر است، باز می‌پرسد: آنان می گویند فلک اگر تغییر کند [و از حرکت معمولی باز ایستد یا کند شود]، از بین خواهد رفت؟ فرمود: این سخن زندیقان است، اما مسلمانان چنین راهی را نخواهند پیمود و حال آن که خداوند متعال ماه را برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) شکافت و قبل از آن خورشید را برای یوشع بن نون برگرداند، از همه بالاتر، خبر داد به طولانی بودن روز قیامت روزی که برابر هزار سال از سالهای معمولی مردمان است.

     

     

     

    تأیید سخن از دیدگاه دانش روز

     

    ۱ - طولانی شدن روز و سال در زمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) از دیدگاه دانش روز با مشکل روبه رو نخواهد بود، بلکه دانش جدید آن را تأیید می‌کند.

     

    ما در این راستا با توجه به این که نیروی جاذبه (گرانش عام) در همه اجرام آسمانی و اجسام عنصری و زمینی کارگر و مؤثر است، به نیروی جاذبه ماه و تأثیر آن بر آب دریاها، خاک و خشکی‌ها و ایست دادن به کره زمین اشاره خواهیم داشت.

     

    از دیر باز مردم روزگاران می‌دانستند میان طلوع و غروب ماه و برآمدن و فرونشینی آب دریاها بایستی رابطه ای وجود داشته باشد، اما چگونگی آن را نمی‌دانستند تا این که:

     

    نابغه بزرگ جهان دانش «اسحاق نیوتون» برای نخستین بار بر این معما دست یافت و چگونگی پیدایش آن را به درستی بیان داشت. پدیده کشنده (جزر و مد) اساساً زاییده نیروی جاذبه کره ماه است، بدیهی است دریاها در مقایسه با خشکی‌های زمین از قابلیت انعطاف و نرمی بیشتری برخوردار بوده و بالطبع در برابر نیروی کشش ماه کمتر ایستادگی می‌کنند، به همین مناسبت توده‌های آب در زیر پای ماه انباشته می‌گردند و پدیده ای را به نام «برکشند» ایجاد می‌کنند.

    امام صادق (علیه السلام) برخی از ویژگیهای آئین اسلام در آن زمان را این گونه بر می‌شمارد: وقتی حضرت قائم قیام کند، به جانب کوفه رهسپار می‌شود و ۴ مسجد را در کوفه ویران می‌سازد [چرا که با موازین اسلام همخوان نیستند] و در روی کره زمین مسجدی که دارای اشراف و بالکن باشد، باقی نخواهد ماند جز این ویران می‌سازد و آن‌ها را بدون صاف و مستوی [بدون بالکن و اشراف] می‌سازد

     

    همزمان با «برکشند» رو به ماه، «برکشند» دیگری در آن سوی کره زمین ایجاد می‌گردد بدین سان که آب‌های آن سوی کره زمین که از ماه بدورند، کمتر متأثر گردیده و به اصطلاح عقب می‌مانند و آب توده عظیمی را ایجاد می‌کنند، لذا روزانه هر نقطه از سطح دریا دوبار دستخوش برکشند و ۲ بار هم دستخوش «فروکشند» می‌گردد.

     

    بنابراین، به طور متوسط فاصله (زمان) بین دو جزر و مد متوالی ۱۲ ساعت و 5/۲۵ دقیقه است، درست نصف زمانی که طول می‌کشد تا ماه ظاهراً یک دور کامل دور زمین بپیماید یعنی ۲۴ ساعت و ۵۱ دقیقه.

     

    جزر و مد همراه با حرکت ظاهری ماه از افق شرقی ناظر، به سمت افق غربی او پیش می‌روند.

     

    اثر جاذبه خورشید در جزر و مد نسبت به ماه از درجه دوم اهمیت برخوردار است، زیرا فاصله آن بیشتر (فاصله خورشید از زمین صد و پنجاه میلیون کیلومتر) است، از این رو نسبت نیروی مولد جزر و مد خورشید تنها حدود ۷ درصد (۷%) نیروی ماه است.

     

    وقتی که نیروهای مولد ماه و خورشید هماهنگ عمل می‌کنند، مثلاً هنگام ماه نو که هر دو در یک طرف زمین هستند، جزر و مدها در حداکثر خود هستند و به نام جزر و مد ۲ بهاری یا «مهکشند» (Sprinq tide) نامیده می‌شود، حد دیگر وقتی است که خورشید و ماه باهم زاویه ۹۰۰ درجه (تربیع) می‌سازند در این هنگام جزر و مد را به حد اقل و به جزر و مدهای خفیف یا «کهشکند» (Iveap tide) مبدل می‌سازند.

    امام زمان علیه السلام

     

    نزدیکی ماه نیز تاثیری در ارتفاع جزر و مد دارد، هنگامی که ماه در حضیض زمینی قرار دارد نیروی مولد جزر و مد آن به اندازه ۲۰% بیش از حد عادی است.

     

    جاذبه ماه سبب می‌شود علاوه بر آماسیدن آب‌های کره زمین خشکی‌ها نیز دستخوش تورم گردند که در مقایسه با آماس آب‌ها نامحسوس است.

     

    نیروی حاصل از جاذبه ماه و لنگری که از جانب انباشته شدن آب‌ها به وجود می‌آید، سبب می‌شوند چرخش محوری زمین به آرامی ایست (ترمز) کند و بدین سان بر طول شبانه روز زمینی می‌افزایند.

     

    بررسی خطوط رشد و نمو سنگواره‌های مرجانی بیانگر آن است که در سیصد و پنجاه میلیون سال پیش طول شبانه روز حدود سه (۳) ساعت کوتاه‌تر از شبانه روز کنونی بوده و طول سال خورشیدی به چیزی حدود ۴۰۰ روز بالغ می‌گردیده است.

     

    بررسی‌هایی که از روی سوابق بجا مانده از کسوف و خسوف‌های گذشته به عمل آمده، نشان می‌دهد که روند افزایش طول روزهای زمینی 0016% ثانیه در هر قرن است.

     

    ۲ - کسی که این نیروی بنیادین و زیربنایی را به نام جاذبه در سرتاسر این نظام اعم از جسمانی، جرمانی و کیهانی به ودیعه نهاده است و شاید این آیه (چنان که برخی از مفسران برآنند) به آن اشاره داشته باشد:

     

    «خدا است آن ذات پاکی که آسمان‌ها را بدون ستون برافراشت و شما آن را ملاحظه می‌کنید آنگاه با کمال قدرت عرش را در خلقت بیاراست و خورشید و ماه را مسخر اراده خود ساخت که هرکدام در وقت خاص و مدار معین به گردش آیند». ...(رعد: ۲)

     

    چنین خدایی قدرت دارد پریود روزانه و سالیانه (حرکت وضعی و انتقالی) کره زمین را کاهش دهد یک دور گردش وضعی زمین را ده برابر کرده به دویست و چهل ساعت برساند و یک دور گردش سالیانه زمین در مدار خود را ده برابر کرده یعنی کره زمین که در هر ثانیه سی (۳۰) کیلومتر حرکت می‌کند، به ۳ کیلومتر کاهش دهد از این رو امام صادق (علیه السلام) برای رفع تعجب از ابوبصیر می‌فرماید: آنگونه که ماه برای رسول خدا شکافته شد [روایات در این باره از سنی و شیعه به سر حد یقین و تواتر است] و پیش از آن خورشید بر یوشع بن نون باز گشت [به احتمال قوی به مقدار چند ساعت کره زمین در حرکت وضعی خود از راست به چپ (غرب به شرق) برگشته باشد]، چنان که امروزه منجمان ناهید (زهره) شناس معتقدند حرکت وضعی ناهید از شرق به غرب یعنی برخلاف حرکت وضعی زمین است، از این رو در زهره خورشید از مغرب طلوع و به مشرق غروب می‌کند، پس خداوند قادر است که چنین حرکتی را ظرف چند ساعت برای کره زمین در زمان یوشع بن نون پدید آورد؛ و از همه مهم‌تر روز قیامت است که قرآن در باره مقدار آن می‌فرماید: «همانا یک روز نزد خدا چون هزار سال به حساب شماست». (حج:۴۷)

     

    و می‌فرماید: «او امر عالم را به نظام احسن و اکمل از آسمان تا زمین تدبیر می‌کند سپس روزی که مقدارش به حساب شما بندگان هزار سال است، باز به‌سوی خود بالا می‌برد». (سجده: ۵)

     

    ۳ - ایستادن آفتاب

     

    نوشته سید اسماعیل عقیلی را می‌توان تأیید دیگری دانست بر فرمایش امام صادق (علیه السلام) یعنی بربازگشت خورشید که ما به تعبیر دیگر بازگشت حرکت وضعی زمین دانستیم، وی در باب علائم ظهور نوشته است: از آن علایم ایستادن آفتاب است در وسط آسمان از اول ظهر تا وقت عصر بدون آن که حرکت نماید و این دلیل است بر تغییر حرکت افلاک مورخان و محدثان این سخن را ذیل آیه نوشته‌اند:

     

    «ما اگر بخواهیم از آسمان نشانه و آیت قهری نازل گردانیم تا همه بر آن گردن نهند و خاضع شوند». (شعراء:۴)

     

    ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره این آیه شنیدم فرمود: به زودی خداوند درباره آنان چنین خواهد گرد گفتم: اینان چه کسانی می‌باشند؟ فرمود: بنی امیه و یارانشان می‌باشند، گفتم آن نشانه و آیه چیست؟ فرمود: ایستادن خورشید بین اول ظهر تا وقت عصر و خارج شدن و پدیدار گشتن یک صورت تا سینه شخصی -که حسب و نسب او شناخته شده است- در خورشید، این پدیده در زمان سفیانی واقع شود در این هنگام سفیانی و دار و دسته او به هلاکت خواهند رسید.

     

    امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیش از ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) پنج نشانه واقع می‌شود:

     

    ۱ - صیحه آسمانی، آن حضرت در مکه داخل می‌شود و در جانب خانه کعبه ظهور می‌نماید و چون آفتاب بلند شود، قبل از آن منادی ندا کند که همه اهل زمین و آسمان بشنوند و بگوید: ای گروه خلایق آگاه باشید که این مهدی آل محمد است. او را به نام و کنیه جدش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یاد نماید و در این باره این آیه نازل شد:

     

    ۲ - سفیانی: او از بیابان بی آب و علف واقع میان مکه و شام خروج کند، سفیانی مردی است بد صورت، آبله رو، چهارشانه، ازرق چشم و نام او «عثمان بن عنبسه» و از فرزندان یزید بن معاویه است، او شهرهای دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را به تصرف خویش آورد...

     

    ۳ - فرو رفتن لشگر سفیانی، در بیابانی بین مکه و مدینه، نیروهای او در این محور به سیصد هزار نفر می‌رسند و سرانجام خود او به دست لشگریان حضرت مهدی (علیه السلام) در بیت المقدس کشته خواهد گشت.

     

    ۴ - قتل نفس زکیه و آن پسری است از آل محمد (صلی الله علیه و آله) که بین رکن و مقام شهید می‌شود.

     

    ۵- یمانی: خروج یمانی از یمن اتفاق می‌افتد. در پاره‌ای اخبار واردشده که یمانی و خراسانی و سفیانی در زمان واحد خروج خواهند نمود یعنی در یک روز و یک ماه و یک سال و در میان این سه نفر از یمانی هدایت‌کننده‌تر نیست وی خلایق را به‌سوی حق دلالت می‌کند.

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 18

    فرشتگان بدر در سپاه حق

     

    حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: هنگامی‌که جاه‌طلبان بمیرند، زمامداران منحرف شوند و دل‌ها به‌افراط و تفریط بگرایند، آن‌ها که با حق درافتند، نابود می‌شوند و فقط مؤمنان باقی می‌مانند که تعدادشان در حدود سیصد و کمی بیشتر است که همراه آن‌ها گروهی جهاد می‌کنند که در جنگ بدر همراه پیامبر (صلی‌الله علیه و اله) جنگیدند و کشته نشدند و به اجل طبیعی نیز از بین نرفتند.

     

    منظور امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) از این گروه، فرشتگانی است که در جنگ بدر از رسول اکرم (صلی‌الله علیه و اله) حمایت کردند و در دولت حق از سپاه حق، حمایت خواهند نمود. (1)

     

     

     

    پا در رکابانِ صاحب شمشیر

     

    اولین مأموریت یاران حضرت، جنگی تمام‌عیار با مستکبران عالم است که در آغاز انقلاب بزرگ حضرت، در رأس همه کارها قرار دارد. یاران خاص حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در این جنگ سربازانی شجاع و فداکار در رکاب امام زمان (عجل الله فرجه) و گوش‌به‌فرمان آن حضرت هستند.

     

    امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرمایند: قائم آل محمد (علیه‌السلام) شباهت‌هایی با پنج‌تن از پیامبران دارد ... اما شباهت او به جد خود (پیامبر صلی‌الله علیه و اله) قیام با شمشیر است و کشتن دشمنان خدا و پیامبر و نیز جباران و سرکشان، او با (نیروی) شمشیر و (نیروی) ترس، (که در دل جباران انداخته می‌شود) مدد می‌گیرد. (2)

     

    در این روایت به دو شباهت اصلی حضرت مهدی (عجل الله فرجه) با جد بزرگوارش اشاره‌شده که یکی از آن‌ها، قیام با شمشیر و دیگری، پشتیبانی خدا از او به‌وسیله ایجاد ترس و وحشت در دل دشمنان است.

     

    هنگام ظهور، خداوند متعال چنان ترس و وحشتی در دل دشمنان آن امام می‌اندازد که عقل آنان را مختل می‌کند و آنان را از تصمیم‌گیری درست و به‌موقع در مقابل سپاه حضرت مهدی (عجل الله فرجه) بازمی‌دارد. تا جایی که به هر عملی دست می‌زنند به ضررشان تمام می‌شود

     

    روایات فراوانی وجود دارد که قیام حضرت (عجل الله فرجه) را با شمشیر، صراحتاً بیان می‌کند؛ و در آن روایات حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را «قائم بالسیف» یا «صاحب السیف» نامیده‌اند؛ مانند روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) که در جواب فردی که در مورد حضرت مهدی (عجل الله فرجه) از ایشان سۆال پرسیده بود، فرمودند:

     

    همه ما یکی پس از دیگری، برپادارنده امر خداییم تا اینکه صاحب شمشیر ظهور کند. پس آنگاه‌که صاحب شمشیر ظهور کند، شیوه‌ای غیر ازآنچه پیش از آن بوده است، در پیش می‌گیرد. (3)

     

     

     

    وحشت در دل دشمنان حق

     

    روایات فراوان دیگری در باب پشتیبانی خداوند از حضرت (عجل الله فرجه) به‌وسیله ایجاد رعب و وحشت، نیز وجود دارد و این ویژگی یکی از ویژگی‌های قیام حضرت مهدی (عجل الله فرجه) می‌باشد که مانند ویژگی انقلاب پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و اله) می‌باشد.

     

    در آیات متعددی از قرآن کریم، به این مسئله اشاره‌شده است که خداوند با ایجاد ترس و وحشت در دل کافران و مشرکان، به یاری پیامبر اسلام و سپاه او برخاسته و آن‌ها را بر دشمنانشان غالب ساخته است؛ مانند آیه 12 سوره انفال که می‌فرماید:

     

    «(به یادآور) آن هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد، من با شمایم. مؤمنان را ثابت‌قدم بدارید که همانا من در دل کافران ترس خواهم افکند

     

     

     

    مردمی برتر از مردم هر زمان

     

    امام سجاد (علیه‌السلام) درباره منتظران و یاران حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به یکی از دوستانش به نام ابو خالد (رحمة الله علیه) چنین فرمود:

     

    مردمی که در زمان غیبت امام زمان (عجل الله فرجه) به سر می‌برند و معتقد به امامت و رهبری آن حضرت بوده و منتظر ظهور و قیامش هستند، از مردم هرزمانی برترند؛ چراکه خداوند آن‌ها را آن‌چنان از عقل و فهم و شناخت برخوردار کرده که غیبت امام زمان (عجل الله فرجه) برای آنان همچون ظهور آن حضرت است. خداوند آن‌ها را در این زمان همچون مجاهداتی قرار داده که با شمشیر در پیشاپیش رسول خدا (صلی‌الله علیه و اله) با دشمن می‌جنگیدند، در حقیقت مردان خالص و شیعیان راستین ما چنین افرادی هستند که در آشکار و پنهان به‌سوی خدا دعوت کنند. (4)

     

    اولین مأموریت یاران حضرت، جنگی تمام‌عیار با مستکبران عالم است که در آغاز انقلاب بزرگ حضرت، در رأس همه کارها قرار دارد. یاران خاص حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در این جنگ سربازانی شجاع و فداکار در رکاب امام زمان (عجل الله فرجه) و گوش‌به‌فرمان آن حضرت هستند

     

    وقتی دشمن به دست‌وپا می‌افتد

     

    با توجه به مطالب فوق می‌توان نتیجه گرفت که هنگام ظهور، خداوند متعال چنان ترس و وحشتی در دل دشمنان آن امام می‌اندازد که عقل آنان را مختل می‌کند و آنان را از تصمیم‌گیری درست و به‌موقع در مقابل سپاه حضرت مهدی (عجل الله فرجه) بازمی‌دارد. تا جایی که به هر عملی دست می‌زنند به ضررشان تمام می‌شود.

     

    «اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بعد المعصیة و صدق النیة»

     

     


     

    پی‌نوشت:

     

    1. غیبت نعمانی، صفحه 103.

     

    2. کمال‌الدین و تمام النعمة، جلد 1، صفحه 327.

     

    3. بحارالانوار، جلد 23، صفحه 189.

     

    4. کمال‌الدین، صفحه 320.

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 7

    قسمت 2 دجال


    با توجه به خصوصیاتی که ذکر شد و در بعضی موارد با هم اختلاف دارند، بعضی معتقدند: همان گونه که از ریشه لغت دجال از یک سو و از منابع حدیث از سوی دیگر استفاده می شود، دجال منحصر به فرد معینی نیست ، بلکه عنوانی است کلی برای افراد پر تزویر و حیله گر که برای کشیدن توده های مردم به دنبال خود از هر وسیله ای استفاده می کنند، چنان که پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) فرموده اند:«هر پیامبری بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال بر حذر داشت و من نیز شما را بر حذر می دارم.»

     
    ممکن است این نظر درست باشد، چون اگر از مفاهیم رمزی کفایی روایات مورد بحث صرف نظر کنیم، بیشتر آنها از نظر ضوابط سندی ، اخبار واحدی می باشند که چندان معتبر نیستند

    بر این اساس، دجال‏ها متعدد خواهند بود. وجود روایاتى كه در آن سخن از دجال‏هاى متعدد رفته است، این احتمال را تقویت مى‏كند؛ مانند: «قال رسول الله(ص): یكون قبل خروج الدجال نیّف على سبعین رجالاً؛ پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال خروج خواهند كرد
     
    گردانند‌ه‌های این جریان، جریان‌هایی مشابه را نیز اداره می‌كنند كه عنوان دجّال و خصوصیاتش بر همه آنها صدق می‌كند، این گرداننده‌ها، شبكه‌ها و جریان‌های متّصل به آنها، در اختیار صهیونیسم و استكبار جهانی هستند كه مقام معظّم رهبری از آنها با عنوان «شبكه زورگویان صهیونیست جهانی» یاد نموده است؛ جریانی كه تمامی یا حدّاقل، اكثر فساد، تباهی و جنایات سراسر جهان، زاییده اعمال آنهاست.
     
    فراماسونری چیست؟
    معنای لغوی فراماسونری
    واژه فراماسونری از لغت فرانسوی «فران ماسونری» (fran masonery) به معنای بنّا یا معمار آزاد است كه در زبان انگلیسی به آن «فری میسون» (free mason) به همان معنا می‌گویند.
     
    مفاهیم و توضیحات اوّلیه
    این عبارت، نام سازمانی است كه در عصر حاضر جزو تشكیلات مخفی وابسته به یهودیّت جهانی می‌باشد. اینان همان معماران نظام‌های سیاسی جهانند كه از تمام قیود و قوانین كشورها و ادیان، آزاد و تنها به اربابان یهودی خود جواب‌گو هستند.
     
    اعضای فراماسونری
    به اعضای این سازمان مخفی، فراماسونر یا ماسون می‌گویند.
    در حال حاضر بیش از هشت میلیون فراماسونر در سراسر جهان وجود دارد كه اكثر آنها در آمریكا زندگی می‌كنند، به راحتی می‌توان یك كشور را با چند هزار نخبه در عرصه‌های مختلف هدایت و كنترل نمود؛ پس آنها به راحتی می‌توانند بر دنیا حكومت پنهان خود را داشته باشند و جهان را به سوی اهداف از پیش تعیین شده، سوق دهند.
     
    اعضای این تشكیلات از میان نخبگان سیاسی، اقتصادی (سرمایه‌داران بزرگ)، نظامی، فرهنگی و علمی كشورهای مختلف انتخاب می‌شوند و در مكان‌هایی به نام «لژ» تشكیل جلسه می‌دهند.
     
    پیدایش فراماسونری
    پیدایش این سازمان مخفی به دوران جنگ‌های صلیبی بازمی‌گردد؛ آنگاه كه گروهی خود را شوالیه‌های معبد نامیدند و در فلسطین به حفاری‌هایی برای پیدا كردن معبد و گنج‌های آن دست زدند. این گروه كه برخی آنها را یهودی و برخی، مسیحی می‌پندارند، بعد از بازگشت به فرانسه، عقاید و اعمال كفر‌آمیزی از خود بروز دادند كه باعث قتل عام و فرار آنها به مناطقی كه تحت حاكمیّت كلیسای كاتولیك نبود، شد. فراماسونرها در سال 1717 م. از حالت فرقه‌ای عقیدتی به حالت عقیدتی ـ سیاسی تغییر هویّت دادند و وارد بازی بین المللی شدند.
     
    پی‌نوشت‌ها:
    1. مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص 965.
    2. راز بزرگ، ص 175.
    حجّت الاسلام سیّد مهدی غفّاری

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 9

    قسمت 3 دجال


    با توجه به این نکته که یکی از بزرگترین ابزارهای تبلیغی ادیان و فرقه های نوظهور به ویژه شیطان پرستان برای رواج عقاید خود، استفاده از موسیقی و گروه هایی که در این حوزه فعالیت دارند است. تصمیم گرفتیم تا به واکاوی زندگی یکی از سردمداران فرقه منحوس شیطان پرستی بپردازیم.
     
    به همین منظور در این مطلب قصد داریم تا با بررسی کوتاهی از زندگی و عقاید مرلین منسون به واکاوی گوشه ای از این روش تبلیغی شیطان پرستان بپردازیم. این مطلب را با هفت سر فصل خدمت شما گرامیان تقدیم می کنیم.

    مرلین منسون و نمادها
     
    چشم چپ منسون اولین نمادی است که از آن به عنوان Marilyn Manson Look یاد می شود. این چشم با لنز پررنگ وروشناز چشم دیگر وی که معمولاً با رنگ سیاه پوشانده می شود ، متمایز شده است . این ویژگی منسون ، با ویژگی تک چشم بودن دجال مطابقت دارد .
     
    دجال ، دارای مرکبی است که از هر تارموی مرکب او آوای موسیقی حرامی بلند است که هر کدام گروهی از مردم جهان را گمراه کرده و تباهی می کشاند.
    پس از انجام اقدامات جسورانه گروه منسون در انتخاب رنگ‌بندی صحنه ‌، نوع اجرا ، گستاخی در استفاده از الفاظ رکیک و ترویج فحشا در آثار ایشان ، « ترنست رزنور » (یکی از فعالان گروه متالیکا در آمریکا) در سال ۱۹۹۳ زمینه تبادل‌نظر گروه منسون که دچار تغییرات رادیکال‌تری نیز شده بود را با مدیر یک شرکت فعال در حوزه موسیقی آمریکا بنام « ‌تایتینگ ریکورد زلیپل » را فراهم می‌آورد .
    منسون در بسیاری از کشورهاتوانسته است گروه های مختلفی از جوانان را تحت تاثیر فضای عمومی رایج در امریکا مبنی بر داشتن حلقه های هوادار برای خوانندگان مطرح نظیر مایکل جکسون و غیره را ایجاد نماید
    منسون در این سال‌ها و به سرعت عصر توحش موسیقیایی‌اش را پشت سر گذاشت و به ستاره مبتذل ، اما پر‌مخاطب رسانه‌های آمریکایی بدل شد .
     
    ۱- زندگی نامه
     
    « مرلین منسون » نام مستعار « برایان وارنر » (Brain Warner) متولد سال ۱۹۶۹ میلادی از یک خانواده فقیر و سطح پایین فرهنگی در منطقه کانتون اوهایو آمریکا می‌باشد  وی دوران کودکی سختی را پشت‌سر گذاشته و همواره با آرزوهای کوچک اما دست‌نیافتنی اقتصادی و مالی و آنچه در برهه زمانی موردنظر ، حداقل‌های یک زندگی را برای یک کودک و نوجوان در آمریکای افسار گسیخته لازم می‌ساخت بزرگ شد .
     
    سال‌‌های جوانی برایان سال‌‌های آشنایی وی با فضای مسموم گروه‌های شیطان‌پرستی و اقمار آن نظیر گروه‌های متالیکا ، هی‌پی و… است.

     
    ۲- عقاید
     
    هیچ عقیده ثابتی را نمی‌توان به منسون نسبت داد ، ‌او مظهر لاقیدی و بی‌عقیدگی محض است و آنجا که پای عقیده به میان کشیده می‌شود آن عقیده به شیطان‌ و بزرگی این موجود رانده شده‌است .
     
    عمق سطحی‌نگری منسون را می‌توان در القابی که مردم به او نسبت داده اند جستجو کرد ،‌ مانند « ‌دیوانه پلید ، شیطان‌بزرگ ، ابله‌رذل ، انسان سگ‌ صفت ، خبرساز ، پول‌دوست شهوت‌پرست ، ناجی ، فرشته ، موعود ، کشف‌نشده ،‌نابغه ، فرزند شیطان‌ و مظهر شیطان‌.
     
    ۳- روش تبلیغ
     
    منسون انجیل را پاره کرده و خطاب به جمعیت با صدای سنگین و خشکیده فریاد زد :
    « این است خدای شما . »
     
    باز خبر می‌رسد و به زودی در تمامی سایت‌های خبری پخش می‌شود که او در هنگام برگزاری یکی دیگر از کنسرت‌هایش مدفوع را بر روی صحنه اجرا بلعیده و سپس مست و لایعقل به نعره کشیدن‌های مداوم ادامه داده‌است .
     
    و نیز با استفاده از رسانه هایی همچون نشریه رولینگ سعی دارد تا مقاصدش را برای همه جهانیان بازگو کند. در این حین نشریه رولینیگ ، توانست ضمن خبر‌سازی یکی از بالاترین امتیازات و بهره‌برداری در فروش بیوگرافی منسون را نصیب خود سازد . رولینیگ این مصاحبه تریبونی را در اختیار وی قرار می‌دهد تا به راحتی به تبلیغ و رواج دروغ‌های قابل توجه درباره خودش بپردازد .
     
    نوعی دیگر از روش تبیلغی این خواننده آمریکایی استفاده از کلیپ بوده و کلیپ‌های منتشر شده توسط مرلین منسون حاوی موارد انحرافی و ضد‌اخلاقی فراوانی است .در این تصاویر، شیطان‌ موجودی قدرتمند و دارای گستره بسیار وسیعی است ، شیطان در این تصویر‌سازی‌ها موجودی قدرتمند و حاکم مطلق بر تاریکی‌ها فرض می‌شود .
     
    ۴- هواداران
     
    منسون در بسیاری از کشورها توانسته‌است گروه‌های مختلفی از جوانان را تحت‌تاثیر فضای عمومی رایج در آمریکا مبنی بر داشتن حلقه‌‌های هوادار برای خوانندگان مطرح نظیر مایکل جکسون و … را ایجاد نماید .
     
    تغذیه این گروه‌ها با ترتیب دادن دکورهای ویژه ـ ‌ساخت کلیپ‌های پرهزینه و فوق فنی و … و به مدد انجام امورات خلاف اخلاق امکان‌پذیر می‌شود.
     
    ۵- ظواهر
     
    هر کسی که حتی یک دفعه این خواننده را دیده باشد و یا تصویر او را دیده باشد به این نکته می رسد که او با استفاده از آرایش‌‌های خاص و بسیار تند تهوع‌ آور سعی دارد خود را و چهره خود را شبیه شیطان و یا باطن واقعی انسان (به تعبیر شیطان پرستان) در آورد.


    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 6

    ویژگیهای 313 نفر یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه :

    در برخی روایات به بعضی از خصوصیات یاران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) اشاره شده است که با بیان برخی احادیث، ویژگی های آنان مشخص خواهد شد:

    ۱خداجویی:

    خداجویی و توحید سرلوحه عقاید و خصال یاران مهدی است. آنان خدا را به شایستگی شناخته و همه وجودشان غرق جلوه نور ایزدی است و ایمانی خالصانه در سینه دارند که شک و تردید با آنان بیگانه است.(۱) امام صادق(علیه السلام) فرمود: “مردانی که گویا دل‌هایشان پاره‏های آهن است، غبار تردید در ذات مقدس خدای، خاطرشان را نمی‏آلاید… همانند چراغ‏های فروزانند، گویا دل‌هایشان نور باران است… برای شهادت دعا می‏کنند”.(۲)

    ۲بصیرت و آگاهی:

    یکی از ویژگی‏های یاران امام بصیرت و آگاهی است. آنان در فرمانبری از امام و شناخت او و تشخیص حق و باطل دچار مشکل نشده و در فتنه‏ ها هوشیارانه راه جویند. بصیرت آنان سبب می‏شود که در احیای سنت و مبارزه با بدعت درنگ نکنند و در رسالت شرک‌زدایی به همراه امام خود تبر بردارند و بت شکنی کنند. “چون فرمان خدا آزمایش را به سر آورد، شمشیرها را در راه حق آختند و بصیرتی را که در راه دین داشتند، آشکار کردند…”.(۳)

    ۳عبادت و بندگی:

    یکی از ویژگی‏های مهم یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه عبادت و بندگی است. یاران مهدی، شیران روز و نیایشگران شب هستند. عبادت از دیدگاه یاران امام، نوعی معامله و داد و ستد نیست، بلکه عبادت آنان، نیایش عارفانه و پاکبازانه، پیوند روح با ابدیت، عالی‏ترین واکنش سپاسگزارانه انسان در برابر خدا و عبادت آزادگان است. آنان چون مادران فرزند مرده می‏گریند.(۴)

    امام باقر(علیه السلام) فرمود: “گویا قائم و یارانش را در نجف اشرف می‏نگرم، توشه هایشان به پایان رسیده و لباس‏های شان مندرس گشته است. جای سجده بر پیشانیشان نمایان است. شیران روزند و راهبان شب”.(۵)

    ۴شجاعت:

    یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه دلیر مردند و جنگ آوران میدان‏های نبرد. ایمان به هدف، همه وجودشان را تسخیر کرده و هر کدام قوّت چهل مرد را دارند.(۶)

    شجاعت بی بدیلشان، ترس را بر دل‏های مستکبران چیره ساخته و جان‌هاشان از سنگ خارا محکم‏تر

    است. امام باقر(علیه السلام) فرمود: “گویا آنان را می‏نگرم… سیصد و اندی مرد بلند بر بلندای نجف و کوفه ایستاده‏اند، دل‏هایی چون پولاد دارند…”.(۷)

    ۵فرمانبری:

    یکی از ویژگی‏های یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه اطاعت و فرمانبری از مولا و مقتدای شان است. آنان عاشقان مولای خود و فرمانبرترین انسان‏ها هستند و در انجام دستورهای امام خویش بر یکدیگر پیشی می‏گیرند.(۸)

    پیامبر اسلام(صل الله) فرمود: “کدّادون مجدّون فی طاعته؛(۹) تلاشگر و کوشا در پیروی از او هستند”.

    ۶ایثار (از خود گذشتگی) و برابری‏

    از خصوصیات بارز 313 نفر یاران مهدی عجل الله ایثار و برابری است. وحدت مقصد و اخلاص نیّت، دل‌هایشان را به هم پیوند داده و یار و غمخوار یکدیگرند. آنان برای یکدیگر خود را به رنج افکنده و در بهره‏گیری از مواهب الهی، دیگران را بر خود پیش می‏دارند. یکی از شاخصه‏ های حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه مواسات و برابری است.

    در برخی از روایات از یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه به “رفقا” یاد شده که به معنای دوستان همدل، همراز، با لطف و صفا است، گویا برادران تنی‏اند: “کأنّها ربّا هم أبٌ واحد أو أمٌ واحدةٌ، قلوبهم مجتمعة بالمحبّة و النّصیحة؛(۱۰) گویا یک پدر و مادر آنان را پروریده ‏اند. دل‏های آنان از محبت و خیرخواهی به یکدیگر آکنده است”.

    ۷نظم:

    یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه دارای نظم و تشکیلات مناسب با حکومت جهانی‏ اند. با مردم روابط گرم داشته، ولی کارهای خویش را بر اصولی محکم و روشن پیش می‏برند.

    سپاهیان امام از لباس یکسان استفاده می‏کنند و منظم‏ترین نیروی رزمی جهان هستند. امام علی(علیه السلام) یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه را این گونه می‏ستاید: “گویا آنان را می‏نگرم که زی و هیأتی یکسان، قد و قامت برابر، در جمال و برازندگی همانند و هم لباس‏اند”.(۱۱)

    ۸زهد و ساده زیستی:

    زهد و ساده زیستی زینت 313 نفر یاران مهدی است. آنان خوشکامی و نیک بختی را در آرامش دیگران می‏جویند و بستر بهره‏گیری از مواهب الهی را برای دیگران فراهم کرده و خود با دنیا گرایی در ستیزند. غذایشان ساده و لباسشان بی پیرایه است. امام صادق(ع) در برابر پافشاری دوستان برای قیام و شتاب در خروج قائم(ع) فرمود: “چرا در خروج قائم شتاب می‏ورزید؟! به خدا سوگند، لباسش درشت و غذایش ناچیز است. زندگی در حکومت او جنگیدن و مرگ در سایه شمشیر است”.(۱۲)

    ۹عدالت:

    یکی از ویژگی‏های 313 نفر یاران امام زمان(ع) عدالت است. عدالت که در رعایت حقوق دیگران و پرهیز از هر گونه ستم ظهور می‏کند، زینت یاران مهدی(ع) است.

    یکی از شاخصه‏ های مهم حکومت جهانی عدالت است.(۱۳)

    کارگزاران و سربازان او نیز باید عدالت گرا باشند. کسانی که در صدد هستند از 313 نفر یاران امام زمان(ع) باشند باید با بهره‏گیری از دستورهای اسلامی و رعایت واجبات، ترک محرّمات و تقواگرایی، به تقویت ریشه عدالت در وجود خود اقدام کنند تا بتوانند قابلیت دیدن یار را پیدا کنند که امام عادل، یاران عادل را می‏طلبد




    پی نوشت‏ها:

    ۱کمال الدین، ج ۲، ص ۳۷۸٫

    ۲همان.

    ۳نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه ۱۵۰٫

    ۴علی یزدی حایری، الزام الناصب، ج ۲، ص ۲۰٫

    ۵بحالارانوار، ج ۵۳، ص ۷٫

    ۶خصال شیخ صدوق، ترجمه کمره‏ای، ج ۲، ص ۳۱۸٫

    ۷بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۳۱۰٫

    ۸عیون اخبار الرضا، ص ۶۳٫

    ۱۰ – . الزام الناصب، ج ۲، ص ۲۰٫

    ۱۱الملاحن و الفتن، ص ۱۴۸٫

    ۱۲نعمانی، الغیبه، ص ۲۳۳٫

    ۱۳کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۲۶۴؛ ینابیع المودّه، ج ۱ – ۲، ص ۴۶۹؛ نعمانی، کتاب الغیبه، ص ۴۲۵٫

    تعداد یاران و نام شهرها و کشورها

    بنابر نقل روایات اصحاب و یاران خاص آن حضرت 313 نفر به تعداد یاران رسول خدا ( صل الله علیه و اله ) در غزوه بدر خواهند بود که تعداد آنان از شهرهای مختلف مشخص است و ما بعضی از آنها را ذکرمی کنیم : 24 نفر از طالقان ، 18 نفر از قم ، 14 نفر از کوفه ، 12 نفر از هرات ، 12نفر از مرو، 3 نفر از سجستان ، 3 نفر از رقه ، ( نزدیک مرز سوریه و ترکیه است )، 12 نفر از گرگان، 9 نفر از بیروت، 8 نفر از مداین، 8 نفر از نیشابور، 3 نفر از بصره، 3 نفر از خابور ( نزدیک مرز عراق و سوریه در استان حسکه ودیرزور )، 7 نفر از ری، 7 نفر از طبرستان ( مازندران )، 6 نفر از یمن، 5 نفر ازطوس ( مشهد )، 3 نفر از دمشق، 2 نفر از مدینه منوره، 5 نفر از تفلیس، 4 نفراز همدان، 4 نفر از دیلم، 4 نفر از زنجار، 4 نفر از فسطاط (در کشور عراق)، 2نفر از سبزوار و بقیه از سایر شهرها و مناطق خواهند بود. در این مورد به کتاب ( ( منتخب التواریخ ، ص 1119 ) ) مراجعه کنید .

    وظیفه ومسوولیت 313 نفر

    یاران خاص (313 نفر) نخستین کسانی هستند که گرد حضرت جمع می آیند و دعوت جهانی امام مهدی با آنان شروع می شود. پس از آشکار شدن دعوت حضرت , تعداد ده هزار نفر, کسانی هستند که به امام (ع ) می پیوندند و به عنوان هسته اولیه نیروهای حضرت , تحت فرماندهی همان 313 نفر, قیام جهانی امام زمان آغاز می شود: »امام جواد(ع )می فرماید : زمانی که سیصد و سیزده نفر از یاران خاص امام قائم به خدمت آن بزرگوار رسیدند حضرت , دعوتش را به جهانیان آشکار می کند و وقتی این تعداد به ده هزار نفر رسید, به اذن خداوند متعال قیام مسلحانه می کند«, (بحارالانوار, ج 52, ص 283, حدیث 10). و در ادامه نهضت , توده های انبوه مردم از سراسر جهان که در انتظار منجی بشریت به سر می برند و از ظلم و ستم به ستوه آمده اند, به ایشان می پیوندند, (منتخب الاثر, الفصل السابع , الباب السادس , ص 597; الملاحم و الفتن , سید ابن طاووس , ص 65).

    در واقع مهم ترین وظیفه این یاران خاص,یاری حضرت مهدی (ع) درشکل گیری انقلاب جهانی و بر عهده گرفتن فرماندهی سپاه و محافظت از وجود مبارک آن حضرت است.

    پس از پیروزی و تثبیت انقلاب جهانی ,نوبت به تشکیل حکومت جهانی فرا می رسد. در این نظام حکومتی گسترده حضرت مهدی (ع) به عنوان امام ورهبر جهانیان حاکمان و روسای کشور ها را انتخاب و با دستوراتی مبنی بر عدل و احسان به این مناطق اعزام می کند. براساس روایات حاکمان جهان از میان همین 313 تن انتخاب خواهند شد ؛چنان که امام صادق(ع) می فرماید: گویا قائم را بر فراز منبری در کوفه می بینیم و پیرامون او یارانش قرار دارند که313 تن به تعداد اصحاب بدر می درخشند.آنان پرچمداران سپاه و حاکمان زمین از سوی خداوند در بین بندگان او هستند (کمال الدین, ج12 ,ص672).

    همچنین آمده است :مردان الهی با مهدی (ع) همراه هستند مردانی که به دعوت او پاسخ گفته اند و او را یاری می کنند. آنان وزرا و دولتمندان اویند که بار سنگین مسوولیت های حکومت جهانی را بر دوش دارند (وافی ج2ص114).

    ویژگیهای یاران

    به طور خلاصه درباره صفات و ویژگی های این 313 بزرگان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

    1.آنان از اقصی نقاط عالم جمع شده و نخستین بیعت کنندگام با امام زمان(ع) هستند.

    2.آنان مدافعان مخصوص و حافظان ویژه امام زمان (ع) هستند.

    3.آنان پرچمداران نیروی اسلام و از فرماندهان سپاه حق هستند.

    4.آنان حاکمان روی زمین وکارگزاران حکومت جهانی مهدوی هستند.

    5.آنان امت معدوده ای هستند که برای دشمنان عذاب و نقمتند.

    6.آنان 313 نفر سوار بر ابرها (شاید به وسیله ای پیشرفته) در یک ساعت خود را به امام عصر (ع) می رسانند.

    7.آنان ارکان و پایه های خلا ناپذیر و پشتیبان محکم دولت مهدی (ع) هستند.

    8.ایشان به دلیل اینکه دست خدا بالای سر آنان است همیشه پیروز و ثابت قدم اند.

    9.آنان به قدرت ایمان کامل و ممتازند و شک و تردید در باور آنان راه ندارد.

    برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک: رحیم کارگر , آینده جهان (دولت و سیاست در اندیشه مهدویت) ,صص 257-266

    » حدیث هایی درمورد همنشینی با علما

    + نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 و ساعت 17:6 | آرشیو نظرات

     امام موسی کاظم(علیه اسلام):

    ۱- عَلِيّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ مُحَادَثَةُ الْعَالِمِ عَلَى الْمَزَابِلِ خَيْرٌ مِنْ مُحَادَثَةِ الْجَاهِلِ عَلَى الزّرَابِيّ

    ۱- گفتگوى با عالم در خاكروبه بهتر از گفتگوى با جاهل است روى تشكها.

     

    پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم):

     ۲- عِدّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ الْبَرْقِيّ عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللّهِ ص قَالَتِ الْحَوَارِيّونَ لِعِيسَى يَا رُوحَ اللّهِ مَنْ نُجَالِسُ قَالَ مَنْ يُذَكّرُكُمُ اللّهَ رُؤْيَتُهُ وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغّبُكُمْ فِي الْ‏آخِرَةِ عَمَلُهُ

     ۲- حواريين به عيسى عليه السلام گفتند يا روح‏ الله  با كه بنشينيم فرمود: با كسيكه ديدارش شما را بياد خدا اندازد و سخنش دانشتان را زياد كند و كردارش شما را به آخرت تشويق كند.

     

    پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم):

     ۳- مُحَمّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللّهِ ص مُجَالَسَةُ أَهْلِ الدّينِ شَرَفُ الدّنْيَا وَ الْ‏آخِرَةِ

     ۳- همنشينى با اهل دين شرف دنيا و آخرتست .

     

     امام باقر(علیه اسلام):

    ۴- عَلِيّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمّدٍ الْأَصْبَهَانِيّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيّ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ عَنْ مِسْعَرِ بْنِ كِدَامٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ لَمَجْلِسٌ أَجْلِسُهُ إِلَى مَنْ أَثِقُ بِهِ أَوْثَقُ فِي نَفْسِي مِنْ عَمَلِ سَنَةٍ

    ۴- نشستن نزد كسيكه باو اعتماد دارم از عبادت يكسال برايم اطمينان بخش‏تر است.

    براى شناخت اين ياران مخصوص به مطالب زير توجه كنيد:

    در همه جا معروف است و در كتابهاى مربوط به امام زمان عليه السلام نوشته شده كه هنگام ظهور آن حضرت 313 نفر ياران مخصوصش به او مى پيوندند و همچون كوه در برابر حوادث ايستادگى كرده و همراه امام (علیه السلام) هستند، اكنون بجاست كه در اين كتاب درباره اين افراد خاص به بررسى فشرده اى بپردازيم ، براى روشن شدن مطلب نخست صحت اصل حديث را مورد بررسى قرار داده سپس ويژگيهاى اين ياران را بيان مى كنيم .

    به طورى كه در كتب مربوطه مانند بحارالانوار، (طبق قديم ، جلد 13، و نيز چاپ جديد جلد 52)، اثباة الهداة ، جلد 7، و منتخب الاثر و... آمده ، حديث ماجراى پيوستن 313 نفر از ياران خاص حضرت قائم (علیه السلام) به آن حضرت ، هنگام ظهور در مكه “متواتر” است ، يعنى به اندازه اى نقل شده كه انسان با بررسى آنها علم پيدا مى كند كه اين حديث صحيح است ، و از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و ائمه عليهم السلام نقل شده است .

    بنابراين نبايد شكى در صدور حديث مذكور از جانب معصومين عليهم السلام نمود.

    توضيح بيشتر اينكه : اين حديث با تعبيرات گوناگون نقل شده و در مجموع به اصطلاح ، تواتر معنوى بر صحت صدور آن از معصومين عليهم السلام داريم .

    ويژگيهاى اين افراد

    اكنون با توضيحات كوتاه ، ويژگيهاى اين افراد و 313 نفر ياران مخلص ديگر امام قائم (علیه السلام) را در امور ده گانه زير بررسى مى كنيم :

    1-امام در انتظار آنها بسر مى برد:

    هنگام ظهور امام قائم (علیه السلام) آن حضرت قبل از آنكه كنار كعبه برود و تكيه بر كعبه (كانون و مركز توحيد) كند و صداى دل آراى خود را بلند كرده و به جهانيان برساند، در مكانى بنام “ذى طوى “ (152) در انتظار 313 نفر از ياران خاصش توقف مى كند، تا اينكه آنها مى آيند و به آن حضرت مى پيوندند... (153) و از آنجا همراه امام به كنار كعبه مى روند... (154)

    2- آنها از اطراف جهان جمع مى شوند:

    اين 313 نفر از اطراف جهان و دورترين نقطه ها جمع شده و به امام قائم (علیه السلام) مى پيوندند چنانكه در حديثى از امام باقر عليه السلام بيان شده :

    يجمع اللّه من اقاصى البلاد على عدة اهل بدر ثلاثماءة و ثلاث عشر رجلا؛

    خداوند براى حضرت قائم از دورترين شهرها، به تعداد جنگاوران جنگ بدر، 313 مرد را جمع مى كند.” (155)

    3- آنها نخستين بيعت كنندگان با امام قائم (علیه السلام) هستند:

    هنگام ظهور، نخستين كسانى كه پس از جبرئيل امين عليه السلام با امام قائم (علیه السلام) بيعت مى كنند، همين 313 نفر هستند، چنانكه اين مطلب را امام باقر عليه السلام در ضمن حديثى فرمود. (156)

    البته بايد توجه داشت كه در آغاز ظهور، ياران امام زمان عليه السلام 313 نفرند، و گرنه به طور سريع بر ياران آن حضرت افزود مى شود به طورى كه در همان آغاز به 000/10 نفر مى رسند، چنانكه امام صادق عليه السلام فرمود:

    ما يخرج الا فى اوله قوم و ما يكون اولو القوة اقل من عشرة آلاف ؛

    امام زمان عليه السلام خروج و ظهور نمى كند مگر همراه ياران نيرومند و رشيد، و اين ياران كمتر از 000/10 نفر نيستند. (157)

    4- آنها جانبازان سلحشورند:

    اين 313 نفر در حدى از ايثار و جانبازى و شجاعت و سلحشورى هستند كه دشمنان قائم (علیه السلام) جمع مى شوند تا آن حضرت را به قتل برسانند، همين 313 نفر با دفاع قهرمانانه و جانبازى در راه آن بزرگوار، دشمنان را دفع كرده و آنان را در راه رسيدن به هدف شوم خود، مفتضحانه شكست مى دهند، چنانكه اين مطلب در ضمن حديثى از امام سجاد عليه السلام نقل شده است . (158)

    5- آنها پرچمداران و حاكمان روى زمينند:

    اين افراد، در روايات بسيار، تشبيه به 313 نفر مسلمانان شجاع و سلحشورى شده اند كه در جنگ بدر، نخستين شكست بزرگ را بر كفار و دشمنان اسلام وارد آوردند، كه تا آن وقت دشمنان چنين شكستى از اسلام نخورده بودند، و اصلا تصور چنين شكستى را نمى كردند.

    به علاوه ، اين 313 نفر پرچمداران روى زمين ، و حاكمان خدا بر مردم در سراسر زمين مى باشند، اين ويژگيها حكايت از آن مى كند كه اين افراد علاوه بر سلحشورى و شجاعت ، داراى علم و بينش بوده كه لياقت رهبرى جامعه ها را دارند و شايستگى آن را دارند كه پرچمدار كشورها باشند.

    شايد بتوان گفت : هنگام برقرارى حكومت جهانى حضرت مهدى (علیه السلام) همه جهان به 313 ايالت و استان تقسيم گردد، و در هر يك از اين ايالتها و استانها اين مردان بزرگ رهبر آنجا گردند، اينك به اصل روايت توجه كنيد:

    عن الصادق عليه السلام و كاءنى انظر الى القائم (علیه السلام) على منبر الكوفة و حوله اصحابه ثلثماءة و ثلاث عشر رجلا عدة اهل البدر و هم اصحاب الاءلوية و هم حكام اللّه فى ارضه على خلقه ...؛

    امام صادق عليه السلام فرمود: گويا امام قائم (علیه السلام) را بر بالاى منبر كوفه مى نگرم كه يارانش 313 نفر مرد به تعداد جنگاوران مسلمان جنگ بدر، اطرافش را گرفته اند، اين ياران پرچمداران و حاكمان بر مردم در زمين از جانب خدا هستند. (159)

    6- آنها امت معدود و همچون پاره هاى ابرهاى متراكم هستند:

    در قرآن مى خوانيم :

    هر جا كه باشيد خداوند همه شما را حاضر مى كند.” (160)

    در تفسير اين آيه ، امام باقر عليه السلام فرمود:

    يعنى اصحاب القائم (علیه السلام) الثلاثماءة و البضعة عشر رجلا و اللّه هم الامة المعدودة قال يجتمعون و اللّه فى ساعة واحدة قزع كقزع الخريف ؛

    منظور ياران قائم (علیه السلام)اند كه 313 نفرند، به خدا سوگند منظور از امت معدوده (كه در آيه 8، سوره هود آمده ) آنها هستند، به خدا سوگند در يك ساعت همگى جمع مى شوند همچون پاره هاى ابر پائيزى كه بر اثر باد جمع و متراكم مى گردد.” (161)

    و در حقيقت آيه مباركه مذكور مى گويد: خدائى كه قدرت دارد ذرات پراكنده خاك انسانها را در قيامت از نقاط مختلف جهان جمع آورى كند به آسانى مى تواند ياران مهدى (علیه السلام) را در يك روز و يك ساعت براى براى افروختن نخستين جرقه هاى انقلاب به منظور تاءسيس حكومت جهانى عدل الهى و پايان دادن به ظلم و ستم جمع نمايد.

    تعبير “امة معددة “ و همچنين با پاره هاى ابر پائيزى كه توده هاى آن جمع و متراكم مى گردند، حاكى است كه اين 313 نفر خود يك “امت “ هستند و همچون توده هاى ابرهاى متراكم ، خلل ناپذير و تيز پرواز و نيرومند مى باشند.

    7- آنها ركنها و پايه هاى خلل ناپذير و پشتيبانان محكم اند:

    امام صادق عليه السلام در تفسير آيه 80، سوره هود عليه السلام كه در آن آمده حضرت لوط عليه السلام به قوم سركش و تبهكار خود گفت :

    لو اءن لى بكم قوة اءو آوى الى ركن شديد؛

    “(افسوس ) اى كاش در برابر شما قدرتى داشتم يا تكيه گاه و پشتيبان محكمى در اختيار من بود (آنگاه مى دانستم كه با شما پس فطرتان چه كنم ) “.

    فرمود: منظور از “قوه “ همان قائم “عج “ است و منظور از “ركن شديد” (پشتيبانان محكم ) 313 نفر از يارانش هستند. (162)

    آرى حضرت لوط عليه السلام آرزو مى كند كه اى كاش مردانى مصمم ، با قدرت روحى و جسمى كافى و هم پيمانهاى نيرومند همانند 313 نفر مردانى كه هسته مركزى حكومت جهانى حضرت مهدى (علیه السلام) را تشكيل مى دهند در اختيار داشت تا قيام كند و با تكيه بر قدرت ، با فساد و انحراف مبارزه نمايد.

    و طبق روايت مى خوانيم آنها همچون پاره هاى آهن “محكم و استوار” هستند. (163)

    8- چند نشانه ديگر از اين 313 نفر:

    امام صادق عليه السلام به يكى از ياران مخصوص “مفضل “ رحمة اللّه فرمود:

    وقتى كه امام قائم (علیه السلام) از سوى خدا اجازه خروج و ظهور بگيرد، خدا را به اسم اكبر در لغت عبرانى بخواند و 313 نفر از اصحابش كه از افراد نخستين در مورد قبول ولايت امام هستند، مانند پاره هاى ابر پائيزى كه به سوى او مى شتابند، جمعى شبانگاه از بستر خود ناپديد شوند، و صبحگاه در مكه باشند و جمعى در روز ديده مى شوند كه بر روى ابر حركت مى كنند تا آنجا كه فرمود:

    اين آيه “هر كجا باشيد خداوند همه را حاضر مى كند” (164)

    درباره آنها نازل شده است .” (165)

    يكى از اصحاب مى گويد: در مسجدالحرام در مكه در حضور امام باقر عليه السلام بودم آن حضرت دستم را گرفت و فرمود:

    بزودى خداوند متعال 313 نفر را در همين مسجد حاضر كند، مردم مكه مى دانند كه هنوز پدران و اجداد آنها خلق نشده اند، همراه آنها شمشيرهائى است كه بر هر شمشيرى نام شخص و نام پدر و اوصاف و نسبش نوشته شده ، سپس به دستور امام (علیه السلام) شخصى اعلام مى كند:

    اين مهدى (علیه السلام) همچون داود عليه السلام و سليمان عليه السلام قضاوت مى كند و گواهى نمى خواهد.” (166)

    و در ضمن روايتى از امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

    بر شمشيرهاى آنان هزار كلمه نوشته شده كه هر كلمه آن كليد هزار كلمه ديگر است و آن حضرت ، باد را در هر دره اى بفرستد كه ندا كند: اين مهدى (علیه السلام) است كه قضاوت و حكومتش همچون قضاوت و حكومت داود عليه السلام است و گواهى از متخلفين نمى خواهد.” (167)

    و بالاخره امام باقر عليه السلام فرمود:

    امام قائم (علیه السلام) داراى 313 نفر ياور است كه اين افراد از نژاد “عجم “ هستند، بعضى از آنها در روز بر روى ابر سوار شده و راه مى روند، و بنام و پدر و اوصاف و نسب معروفند (168) و بعضى از آنها در بستر خود خوابيده اند و بدون وعده قبلى در مكه به حضور امام قائم (علیه السلام) شرفياب مى گردند.” (169)

    اين روايات حاكى است كه 313 نفر در همه ابعاد انسانى ، افراد شايسته و شخصيتهاى ممتاز و قاطع و دلير و داراى امكانات وسيع بوده و شايستگى آن را دارند كه نخستين دسته گروندگان به آن حضرت باشند و هسته مركزى حكومت حضرت قائم (علیه السلام) و سران ارتش انقلاب جهانى ايشان را تشكيل مى دهند.

    9- دست خدا بالاى سر امام عج و يارانش :

    از آنجا كه اين مردان آزاده ، براستى به امام (علیه السلام) مى پيوندند تا در راه او هر گونه جانبازى لازم را بنمايند، خداوند نيز يار و ياور آنها است و با نيروهاى غيبيش آنها را كمك مى كند.

    چنانكه قرآن مى فرمايد:

    ان تنصرو اللّه ينصركم و يثبت اقدامكم ؛

    اگر شما خدا را يارى كنيد، خداوند شما را يارى مى كند و گامهاى شما را استوار مى دارد.” (170)

    امام سجاد عليه السلام فرمود:

    گويا صاحب شما (حضرت قائم “عج “ ) را مى بينم كه همراه سيصد و اندى نفر در پشت كوفه به نجف مشرف شده ، جبرئيل عليه السلام در طرف راست و ميكائيل عليه السلام در طرف چپ و اسرافيل عليه السلام در پيش روى او است ، پرچم پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم را برافراشته و آن پرچم را به جانب هيچ گروهى از مخالفان متمايل نكند، مگر اينكه خداوند آنان را به هلاكت مى رساند”. (171)

    نيز در ضمن روايتى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:

    هنگام خروج قائم (علیه السلام) منادى خدا از آسمان فرياد مى زند: اى مردم ! مدت ستمگران تمام شد، و كار بدست بهترين امت محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم افتاد، روانه مكه شويد.” (172)

    به اين ترتيب مى بينيم دست خدا همراه مهدى (علیه السلام) و يارانش است ، در اين صورت پيروزى آنها حتمى است از طرفى در روايات مى خوانيم خداوند خروج قائم (علیه السلام) را در يك شب سامان مى بخشد. (173)

    به هر حال طبق مضمون فرموده امام باقر عليه السلام اين انقلاب نياز به ياران قهرمان و رشيد دارد، و بايد در اين راه خونها ريخته شود و عرقها در بدن جارى گردد. (174)

    يارانى كه شايسته اطراف امامى باشند كه پرچم رسول خدا را به دست گرفته و اسلحه هاى پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم را با خود حمل مى كند، و پيراهن خونى شده اى را كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم در جنگ احد در تن داشت به تن دارد. (175)

    10- نقش زنان در انقلاب حضرت مهدى (علیه السلام):

    جالب اينكه از امام باقر عليه السلام نقل شده فرمود:

    “ ... و يجى و اللّه ثلاث ماءة و بضعة عشر رجلا فيهم خمسون امرئة يجتمعون بمكهة على غير ميعاد قزعا كقزع الخريف ؛

    سوگند به خدا 313 سيصد و اندى نفر مرد مى آيند در ميانشان 50 نفر زن هستند، در مكه اجتماع مى كنند بى آنكه قبلا وعده داده باشند، آمدنشان همچون ابرهاى پائيزى است (كه با حركات تند مى آيند و در آن مركز جمع مى گردند).” (176)

    شكى نيست و به تجربه ثابت شده كه زنان در انقلابها نقش مؤ ثر و تعيين كننده دارند، زنان هستند كه جوانان رشيد و سلحشور در دامان پاك خود مى پرورانند و در پشت جبهه و خانه دارى ، پشتيبان محكم و خوب براى مردان مى شوند، آنها مى توانند با تصميم آهنين خود شهيد پرور باشند، آتش انقلاب را شعله ور سازند، و در كنار جبهه ها به پانسمان زخمى ها بپردازند و نوازشگر انقلابيون شوند.

    در روايات آمده پس از جنگ احد بدن حضرت على عليه السلام پر از زخم شد به طورى كه 60 مورد از بدن مولا على عليه السلام بريدگى سخت پيدا كرد، پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم دو زن بنام ام سليم و ام عطيه رحمهمااللّه را ماءمور مداوا و پانسمان زخمهاى بدن مبارك امام على عليه السلام نموده ، آنها طبق ماءموريت به زخم بندى مشغول شدند، بعد گزارش دادند بقدرى بدن حضرت على عليه السلام پر از زخم شده كه هر زخمى را مى بنديم در كنارش زخم ديگرى شكافته مى شود. (177)

    نيز در روايات آمده پنجاه نفر از اصحاب (ياران خاص ) حضرت قائم (علیه السلام) زن هستند. (178)

    به اين ترتيب : زنان نيز بايد شخصيت و نيروى معنوى خود را بيابند و بدانند كه مى توانند نقش سازنده داشته باشند و از اصحاب امام مهدى (علیه السلام) گردند، و در جبهه هاى سياسى و نظامى ، شركت و تلاش فعال نمايند، و همچون زينب كبرى عليهاالسلام مسؤوليتهاى سنگين يك انسان كامل را بدوش بكشند و رسالت خود را انجام دهند. (به اميد آن روز).

    به اين حديث جالب نيز توجه كنيد:

    مفضل رحمة اللّه گويد: امام صادق عليه السلام فرمود:

    همراه مهدى (علیه السلام) سيزده زن هست .

    عرض كردم اين بانوان براى چه در كنار مهدى (علیه السلام) هستند؟ فرمود: اينها مجروحان را مداوا مى كنند و از بيماران جنگى پرستارى مى نمايند، چنانكه زنان در زمان پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم همراه آن حضرت در جنگها اين كارها را به عهده مى گرفتند.”

    ضمنا ناگفته نماند كه از كتاب خطبة البيان منسوب به امام على عليه السلام آمده نخستين كسى كه از 313 نفر به خدمت امام عصر عليه السلام مى رسد دو نفر بصرى بنام على و محارب ، و شش نفر ديگر از ابدال بنام عبداللّه هستند. (179)

    و بالاخره در وصف ياران مهدى (علیه السلام) از امام صادق عليه السلام به اين مضمون آمده است :

    آنچنان در برابر فرمانده كل قوا خبردار ايستاده اند كه گويا مرغى بر سرشان است و تكان نمى خورند غذايان تمام شده ، در عين حال آثار سجده در پيشانيشان پيدا است ، شيران روز و پارسايان شب هستند و قلبشان همچون پاره آهن محكم است .

    همراه آنها پرچمى است كه جبرئيل عليه السلام در جنگ بدر براى پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم آورد. پرچمى كه تا يك ماه راه از چهار طرفش ‍ ترس را بر دشمنان مسلط مى كند از مكه بيرون نمى آيد تا اينكه “حلقه اى “ در اطرافش باشند، شخصى پرسيد: اين حلقه از چند نفر تشكيل شده ؟

    امام صادق عليه السلام فرمود: از ده هزار نفر كه جبرئيل عليه السلام در طرف راست و ميكائيل عليه السلام در طرف چپ اين حلقه هستند، سپس ‍ امام عليه السلام پرچم فتح را برافرازد و حركت كند و در مشرق و مغرب كسى نماند جز اينكه “از روى عناد” بر آن پرچم لعنت كند.” (180)






    پی نوشت ها :

    152- ذى طوى در حدود يك فرسخى مكه در راه تنعيم قرار گرفته است (مجمع البحرين ماده طوى ).

    153- اين حديث از امام باقر عليه السلام نقل شده (بحار، ج 52، ص 304 و 307).

    154- اثباة الهداة ، ج 7 ص 92.

    155- بحار، ج 52، ص 310 به همين مضمون در كتاب اثباة الهداة ، ج 7، ص 176، نقل شده با اين بيان كه حضرت قائم (علیه السلام) كنار در حرم مى ايستد و با فرياد، يارانش را مى طلبد، خداوند در يك شب 313 نفر يارانش را از دورترين نقاط زمين در آنجا به گرد هم مى آورد.

    156- بحار، ج 2، ص 317 اول من بايع جبرئيل ثم ثلاثماءة و ثلاث عشر رجلا.

    157- بحار، ج 52، ص 323، ص 337.

    158- بحار، ج 52، ص 306.

    159- بحار، ج 52، ص 436.

    160- سوره بقره ، آيه 148.

    161- تفسير نور الثقلين ، ج 1، ص 139، به نقل از روضه كافى و اثباد الهداة ، ج 7، ص 50 بحار ج 52، ص 342.

    162- تفسير برهان ، ج 2، ص 228 اثباة الهداة ، ج 7 ص 100.

    163- بحار، ج 52، ص 343.

    164- سوره بقره ، آيه 148.

    165- اثباة الهداة ، ج 7، ص 94.

    166- مدرك پيشين ، ص 90

    167- مدرك پيشين ، ص 91.

    168- اثباة الهداة ، ج 7، ص 92 و بحار، ج 52، ص 370 و المجالس السنيه ، ج 5، ص 24.

    169- اثباة الهداة ، ج 7، ص 92.

    170- سوره محمد صلى اللّه عليه و آله ، ايه 7.

    171- اثباة الهداة ، ج 7، ص 113.

    172- مدرك پيشين .

    173- مدرك پيشين ، ص 114، يصلح اللّه امره فى ليلة .

    174- بحار الانوار، ج 52، ص 358.

    175- بحارالانوار، ج 52، ص 242 301.

    176- مدرك پيشين ، ص 223.

    177- تفسير الميزان ، ج 4، ص 69، به نقل از اصول كافى .

    178- ويروى آن خمسين امرئة من اصحب الامام المهدى (علیه السلام) (المجالس السنيه ، ط، نجف ج 5، ص ‍ 551

    179- الاوائل ، ص 33.

    180- بحار، ج 523، ص 367 اثباة الهداة ، ج 7، ص 88 گويا اشاره به شرقيهاى طرفدار سيستم كمونيسم و غربيهاى طرفدار كابيتاليسم كه با اين پرچم مخالفت مى كنندمى باشد.

    ارسال مقاله توسط کاربر محترم سایت : sm1372

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 11

    سفیانی از افرادی است که چند ماه مانده به ظهور حضرت مهدی عجل الله در ماه مبارک رجب همزمان با یمانی و سید خراسانی( در یک روز) از ناحیه شامات(که شامل 5 منطقه است) خروج کرده و با تصرف سوریه و عراق لشگری را برای یافتن و قتل امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به طرف مکه می فرستد که این لشگر در بین راه مدینه ومکه در منطقه ای بنام «بیداء» به زمین فرو رفته و نابود خواهند شد ، جنایتهای سفیانی در سوریه و مخصوصا در عراق وحشتناک و ناجوانمردانه است ، صدها هزار نفر از مردم بیگناه تا زنان و کودکان به دست او کشته خواهند شد تا اینکه توسط لشگر سید خراسانی که از ایران قیام کرده و رهسپار عراق گردیده است ، شکست خورده و نابود می گردد.
    در روایات آمده است سفیانی با حمایت صهیونیستها و غربی ها در سوریه ( ویا اردن) کودتا می کند و سپس یک گروه به نام بنی کلب از او حمایت می کنند ، بنی کلب جماعتی هستند که بخشی از آنها در ارتش اسرائیل ، بخشی در سوریه و بخشی در لبنان زندگی می کنند.

    مقدمه :

    سفياني كيست و چه رابطه اي با ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دارد ؟

    مهم ترين، مشهورترين و در عين حال مشکل ترين نشانه اي که براي ظهور مهدي عليه السلام به طور گسترده در منابع قديم و جديد بيان مي شود ظهور سفيان است.

    عبدالملک بن اعين گويد: نزد امام باقر عليه السلام سخن از قائم به ميان آمد. من گفتم اميدوارم که (ظهور) او نزديک باشد و سفياني در کار نباشد. امام فرمود: نه، به خدا قسم او حتمي است و چاره اي از آمدن او نيست.

    در روايات شيعه، سفياني غالبا همراه چند علامت مشهور: نداء، نفس زکيه، فرو رفتن سرزمين بيداء ياد شده است .

    معلي بن خنيس از امام صادق عليه السلام روايت مي کند که موضوع سفياني حتمي است و خروج او در ماه رجب خواهد بود.

    در نقل محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام آمده است:... بر شما بشارت باد به آن چه مي خواهيد. آيا نمي خواهيد دشمنانتان در راه معصيت با يک ديگر بجنگند و به خاطر دنيا برخي، برخي ديگر را بکشند و شما در خانه هايتان در امان باشيد؟ سفياني براي دشمنان شما کافي است و آن از نشانه هاست...

    فرو رفتن لشكر سفياني در زمين در چه زماني رخ مي‌دهد؟
    اين واقعه ـ خسف ـ چند روز پس از ظهور صورت مي‌گيرد و معجزة بزرگي است كه امدادي الهي براي قيام مهدي(ع) است و با اين رخداد مردم به صراحت به عدالتِ دعوت او (علیه السلام) و حقانيت قيامش ايمان مي‌آورند.
     در كتاب ”سيماي حضرت مهدي [عليه السـّـلام ] در قرآن “ ذيل آيه 47 سوره مباركه نساء در حديثي طولاني آمده است:

     ” و فرمانده لشكريان سفياني در بيابان بيدا فرود مي آيد سپس منادي از آسمان بانگ مي زند : اي بيدا ،اين قوم را نابود كن كه زمين بيدا آن ها را به كام خود فرو مي كشد و جز سه تن كسي از  آن ها جان سالم به در نبرد. خداوند صورت هاي آن سه را به پشت بر مي گرداند و آنان از قبيله كلب مي باشند و در باره آن ها اين آيه نازل شده : اي كساني كه كتاب آسماني به آن ها عطا شده،به آنچه نازل كرديم – كه آنچه را نزد خود داريد تصديق مي كند - ايمان آوريد. پيش از آنكه صورت هايي را تغيير دهيم و آن ها را به پشت برگردانيم ... تا آخر آيه٭


    صفات و ویژگی های سفیانی

    از روایاتی که به بیان صفات او پرداخته اند روایتی است که در کتاب کمال الدین (ص610) آمده است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

    (اگر سفیانی را ببینی او پلید ترین مردمان است,بور و سرخ آبی است. می گوید:«پروردگارا,ابتدا انتقام سپس اتش جهنم پروردگارا, پروردگارا, پروردگارا,سپس برای اتش جهنم» پلیدی او به اندازه ای است که یکی از همسرانش که از او فرزند نیز دارد را از ترس اینکه رازش فاش نشود زنده به گور می کند)

    ***مانند روایت بالا در کتاب الغیبه نعمانی (ص 253) نیز آمده است***

    در روایتی آمده است که منظور از "بور و سرخ آبی بودن سفیانی" آن است که او مردی است با چهره ای سرخ , دارای مو های طلایی و چشمان آبی رنگ.

    وی دارای صورتی سرخ، پوستی سفید و چشمانی زاغ می‌باشد. او از شهرهای روم (شاید مراد اروپای فعلی باشد) بپا می‌خیزد و بر گردن صلیب دارد.

    شاید او مسیحی یا مسلمان منحرفی باشد که دشمنی امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به دل دارد.

    سفیانی مردی است که از قبیله بنی صخر خروج می کند. او مردی است چهار شانه که چهره ای بسان وحوش دارد و دارای سری بزرگ است و در چهره اش آثار آبله وجود دارد. آنگاه که او را بینی پنداری که نابیناست. نامش عثمان و نام پدرش عنبسه است.

    البته لازم به ذکر است روایاتی که این نام را(عثمان بن عنبسه)برای سفیانی ذکر کرده اند بدون استثنا همگی ضعیف هستند واین نام در هیچ حدیثی که سند معتبر داشته باشد نیامده واحتمال می رود که این نام جعلی باشد بخصوص اینکه حدیثی وجود دارد بدين مضمون :

    در کتاب  کمال الدین از عبد الله بن منصور نقل شده است که از ابا عبدالله(علیه السلام) در مورد نام سفیانی سوال کردم، ایشان فرمودند:

    (با اسم او چکار داری؟ آنگاه که گنجهای مناطق پنجگانه شام «دمشق،حمص،فلسطین،اردن و قنسرین»را بدست آورد، منتظر فرج باشید)

    حضرت امام صادق(علیه السلام) مي‌فرمايد: «قائم(علیه السلام) وارد نجف اشرف مي‌شود، سفياني با يارانش از كوفه حركت مي‌كند، حضرت با آنها محاجّه مي‌كند... . آنگاه پرچم پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به اهتزاز در مي‌آورد، فرشتگان بدر به ياري‌اش فرود مي‌آيند... . پس سپاه سفياني را شكست داده، تا داخل كوفه به عقب‌نشيني وادار مي‌كند.

    • شاخص‌ترين اقدامات سفياني در عراق
    . سيطرة سفياني بر شهر كوفه
    پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به هنگام شمارش «أشراط السّاعة» يعني حوادث ده‌گانه‌اي كه بايد پيش از رستاخيز رخ دهد، از خروج سفياني و سيطره‌اش بر كوفه سخن گفته است.7 اميرمؤمنان(علیه السلام) در اين رابطه مي‌فرمايد: «پسر هند جگرخواره، از تبار ابوسفيان، عثمانْ نام، پسر عنبسه، مردي چهارشانه، بدچهره، سر ستبر، آبله‌رو و كورنما از وادي يابس خروج كرده، در سرزمين كوفه فرود آيد، بر منبر آن قرار مي‌گيرد» امام باقر(علیه السلام) در اين زمينه فرمود: «آنچه انتظار مي‌كشيد اتّفاق نمي‌افتد، جز هنگامي كه سفياني بر فراز منبرِ آن قرار بگيرد. در آن هنگام قائم آل محمّد(علیه السلام) از سوي حجاز به طرف شما حركت مي‌كند».

    ـ1. تقارن خروج سفياني با يماني و خراساني: فضل بن شاذان با سند صحيح از امام صادق(علیه السلام) روايت كرده كه فرمود: «خروج سه تن: خراساني، سفياني و يماني، در يك سال، يك ماه، و در يك روز خواهد بود». نظير همين تعبير از امام باقر(علیه السلام) نيز روايت شده است.در فرازي از اين حديث آمده است: «سفياني و خراساني، يكي از مشرق و ديگري از مغرب، به سوي آنها (بني‌العبّاس) خروج مي‌كند و مانند دو اسب مسابقه، هم‌زمان وارد كوفه شوند و نابودي بني فلان ـ بني‌العبّاس ـ به دست آنها خواهد بود».


    ـ2. دوازده نيروي مسلّح در كوفه: امام باقر(علیه السلام) مي‌فرمايد: «ابقع خروج كرده، با قومي كه ابزار و ادوات جنگي دارند مي‌جنگد، سفياني خروج كرده با هر دو مي‌جنگد. سفياني اخوَص ملعون بر همة آنها پيروز مي‌شود. آنگاه منصوريان (يماني پيروز) با سپاهيانش، با شوكت و قدرت، از صنعا خروج كرده، با پرچم‌هاي زرد و جامه‌هاي رنگين با سفياني درگير شده، آنها را به شيوة عهد كهن از پاي در مي‌آورد.

    در آن ايّام دوازده پرچم شناخته شده در كوفه نصب مي‌شود. مردي از تبار امام حسن يا امام حسين(علیه السلام) كه به سوي پدرش فرا مي‌خواند، در كوفه كشته مي‌شود و مردي از مواليان خروج مي‌كند كه وصفش معلوم است و در كشتار اسراف مي‌كند و به دست سفياني كشته مي‌شود.


    ـ3. نسل كشي سفياني در كوفه: اميرمؤمنان(علیه السلام) در مورد نسل كشي سپاه سفياني مي‌فرمايد: «لشكر اعزامي سفياني به شرق، هفتاد هزار نفر را در كوفه مي‌كشد، شكم سيصد زن را مي‌شكافد و به هنگام ورود به كوفه گروه انبوهي را به قتل مي‌رساند» و در حديث ديگري فرمود: «سپاه اعزامي او به شرق، وارد كوفه شده، چه خون‌هايي كه ريخته شود، چه شكم‌هايي كه دريده گردد، چه اموالي كه به يغما رود و چه خون‌ها كه هدر شود». و در فرازي از خطبه‌اش فرمود: «سپاه سفياني وارد كوفه مي‌شود، كسي را در آنجا فروگذار نمي‌كند، جز اينكه مي‌كشد، اشياء قيمتي را مي‌بيند و متعرّض نمي‌شود، ولي كودكان را دستگير كرده گردن مي‌زند». از طريق عمّار ياسر روايت شده كه سفياني وارد كوفه شده، دوستان و شيعيان آل محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به قتل مي‌رساند و شخصيّت معروفي را در آنجا مي‌كشد.


    ـ4. در به در به دنبال شيعيان: امام صادق(علیه السلام) مي‌فرمايد: «گويي سفياني (يا امير لشكر سفياني) را مي‌بينم كه در رُحْبَة كوفه رحل انداخته، منادي‌اش فرياد مي‌زند: «به هر كس سر شيعه‌اي را بياورد، هزار درهم جايزه مي‌دهم». پس همسايه به همسايه يورش برده، گردنش را مي‌زند و مي‌گويد: اين نيز از آنها مي‌باشد. پس هزار درهم جايزه مي‌گيرد».

    آنگاه از وضع زمامداران سخن مي‌گويد و از جاسوسان ماسك‌دار خبر مي‌دهد كه خود را از پيروان آيين شما نشان مي‌دهند، شما را شناسايي مي‌كنند و از يكايك شما گزارش تهيّه مي‌كنند. چنين افرادي جز، حرام‌زادگان نخواهند بود.


    1ـ5. ويراني كوفه به دست سفياني
    در ذيل آية شريفة: «و إن من قريةٍ إلّا نحن... حذيفه نيز از رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روايت كرده كه فرمود: «سپاه سفياني به سوي كوفه سرازير مي‌شوند و اطراف كوفه را ويران مي‌كنند».


    2. سفياني بر كرانة رود دُجَيل
    پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مورد كاركرد سفياني مي‌فرمايد: «چون سفياني از فرات عبور كند و به محلّي به نام «عاقرقَوْفا»25 برسد، خداوند ايمان را از دلش مي‌زدايد، در كرانة رود دُجيل هفتاد هزار مرد جنگي و بيش از آن از افراد غير نظامي را به قتل مي‌رساند. بر خزانه دست پيدا مي‌كند، نظاميان را مي‌كشد و شكم بانوان را مي‌شكافد، به اين بهانه كه شايد حامله باشند و فرزند پسر به دنيا آورند». در ادامه مي‌فرمايد: «بانوان قريشي از رهگذرها و قايق‌ران‌ها استمداد مي‌جويند و از آنها مي‌خواهند كه آنان را سوار كرده، به منطقة امني ببرند، ولي آنها به جهت دشمني با اهل‌بيت آنان را سوار نمي‌كنند».

    در حديث ديگري مي‌فرماید: «براي پسرعموهايم (بني‌العبّاس) شهري در سمت مشرق، در ميان دجله، و دجيل خواهد بود... نابودي آن به دست سفياني مي‌باشد. گويي با چشم خود مي‌بينم كه سقف‌هاي آن روي پايه‌هايش فرو ريخته است».


    3. جنايات سفياني در شهر بصره
    سفياني سه بار وارد بصره مي‌شود، اشراف (سادات) را مي‌كشد، عزيزان را بر خاك مذلّت مي‌نشاند، بانوان را به اسارت مي‌برد؛ واي بر آبروهاي بر باد رفته، شمشيرهاي از نيام بر آمده، كشته‌هاي روي هم انباشته و دامن‌هاي در مورد تعرّض قرار گرفته.


    4. كاركرد سفياني در عَينُ التّمر
    در منابع حديثي آمده است كه، سفياني در «عَينُ التّمر»30 هفتاد هزار نفر را به قتل مي‌رساند.


    5. ديوار حايل
    سفياني با لشكري جرّار به سوي عراق حركت مي‌كند، يكصد هزار نفر به دنبال او حركت مي‌كنند، در بين جلولا و خانقين سدّ ايجاد مي‌كند و معترضان را همانند گوسفند سر مي‌برد.32


    6. كشار فجيع در موصل
    در خطبة البيان منسوب به اميرمؤمنان(علیه السلام) آمده است: «سفياني پس از حوادث خون‌بار حِمص، حلب، رقّه، رأس‌العين و نُصَيبين، وارد موصل مي‌شود، مردم بغداد در آنجا گرد آيند و اهالي شهر حضرت يونس به لخمه مي‌روند، نبرد سختي در موصل رخ مي‌دهد كه تعداد شصت هزار نفر در آن ميان كشته مي‌شود».


    7. جنايات بي‌شمار سفياني در بغداد
    از پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روايت شده كه سپاه سفياني بيش از پانصدهزار نفر را در بغداد به قتل مي‌رساند.34 اميرمؤمنان(علیه السلام) در فرازي از يك خطبة طولاني از كشته شدن هفتاد هزار نفر در بغداد خبر داده است. امام صادق(علیه السلام) از انتقال پايتخت عبّاسيان به زوراء (بغداد) خبر داده، در فرازي از آن مي‌فرمايد: «در آن هنگام سفياني خروج كرده بدترين شكنجه‌ها را روا مي‌دارد».


    8. درگيري‌هاي پراكنده
    امام باقر(علیه السلام) مي‌فرمايد: «هنگامي كه سفياني بر ابقع، منصور، كندي، ترك و روم چيره شود، به سوي عراق عزيمت مي‌كند... بر شهري سيطره پيدا مي‌‌كند، كشتار فجيعي در آن به راه مي‌اندازد، افرادي را ـ صبراً ـ مي‌كشد و شش تن از افراد برجستة بني‌العبّاس را به قتل مي‌رساند». و در حديث ديگري از درگيري سپاه سفياني در اصطخر، قومس، دولات ري، مرز زريخ... ري، بابل، مداين و نصيبين و حوادث مرگ‌بار در آنها سخن گفته است.


    9. ديگر جنايت‌ها
    آنچه گفته شد نمي از يَم و اندكي از جنايات بي‌شماري است كه سفياني در عراق مرتكب مي‌شود. در حديثي، امير بيان مولاي متّقيان(علیه السلام) شماري از جنايات او را بر شمرده كه در زير مي‌آوريم:
    1. دستگيره‌هاي اسلام را يكي پس از ديگري نابود مي‌كند،
    2. اهل دانش و فضيلت را مي‌كشد،
    3. قرآن‌ها را طعمة حريق مي‌سازد،
    4. مساجد را ويران مي‌كند،
    5. محرّمات را مباح مي‌سازد،
    6. دستور ساز و آواز در كوچه و بازار مي‌دهد،
    7. فرمان باده نوشي در گذرگاه‌ها صادر مي‌كند،
    8. كارهاي ناشايست را مباح اعلام مي‌كند،
    9. از انجام فرايض جلوگيري مي‌كند،
    10. در گسترش فسق و ستم تلاش مي‌كند،
    11. هر لحظه بر طغيان و سركشي خود مي‌افزايد،
    12. از روي دشمني با اهل‌بيت، هر كس را كه نامش: محمّد، احمد، علي، جعفر، حمزه، حسن، حسين، فاطمه، زينب، رقيّه، امّ كلثوم، خديجه و عاتكه باشد، به قتل مي‌رساند،
    13. كودكان را جمع مي‌كند، در ديگ با زيتون مي‌جوشاند،
    14. دو كودك را كه حسن و حسين نام دارند، دستگير كرده، به دار مي‌زند.39
    • افول قدرت سفياني و بشارت ظهور
    جنايات بي‌شمار سفياني موجب مي‌شود كه گروه‌هاي غيور با يكديگر پيمان بسته، عليه سفياني خروج كنند، كه به چند نمونه از آنها اشاره مي‌كنيم:
    1. سپاه سفياني بر عفّت سي هزار دوشيزه در كوفه تعدّي مي‌كنند، سپس سرهاي آنها را برهنه كرده، به عنوان برده در معرض فروش قرار مي‌دهند... خبر به اهل بصره مي‌رسد، از دريا و خشكي حمله مي‌كنند و زن‌ها را از دست آنها رهايي مي‌دهند.
    2. نيروهايي از كوفه و بصره هم پيمان شده‌اند، با سفياني به نبرد مي‌پردازند.
    3. سفياني چهل روز با آنها درگير مي‌شود، چون نيروي كمكي نمي‌رسد، ناگزير با روميان قرارداد صلح امضا مي‌كند، كه هيچ يك از طرفين، چيزي به طرف ديگر پرداخت نكند.
    4. سيّد هاشمي با پرچم‌هاي سياه به پرچم‌داري «شعيب بن صالح» از خراسان حركت مي‌كند، در دروازة اصطخر با سپاه سفياني درگير مي‌شود، نبرد سختي روي مي‌دهد، پرچم‌هاي سياه پيروز مي‌شوند و سپاه سفياني فرار مي‌كنند.
    5. به هنگام خروج سفياني از كوفه، دو سپاه متّحد شده، با سپاه او مي‌جنگند، آنها را از پاي در مي‌آورند، غنايم و اسيران جنگي را از دست آنها مي‌رهانند.
    6. جوان هاشمي، با خالي در كف دست چپ، با پرچم‌هاي سياه و جلوداري مردي از بني تميم به نام شعيب بن صالح، با سپاه سفياني نبرد مي‌كند و آن را شكست مي‌دهد.
    پرچم‌هاي سياه سپاه سفياني شكست داده، آنها را تا بيت‌المقدّس عقب مي‌رانند و زمينه را براي حكومت حضرت مهدي(علیه السلام) فراهم مي‌سازند.
    بشارت ظهور: پيشواي پرواپيشگان، اميرمؤمنان(علیه السلام) در فرازي از خطبة مفصّلي مي‌فرمايد: «هنگامي كه لشكر سفياني به سوي كوفه عزيمت نمود، منتظر ظهور بهترين آل‌محمّد(علیه السلام) باشيد».47 از طريق عمّار ياسر روايت شده كه چون سفياني وارد كوفه شود و ياوران آل محمّد(علیه السلام) را به قتل برساند، حضرت مهدي(علیه السلام) ظاهر شود و پرچم او را شعيب بن صالح حمل كند.48 امام زين‌العابدين(علیه السلام) مي‌فرمايد: «قائم(علیه السلام) از مدينه حركت نموده... وارد قادسيّه مي‌شود، در حالي كه مردم با سفياني بيعت كرده، در كوفه گرد آمده باشند».

    دستگيري سفياني: رئيس مذهب، حضرت امام صادق(علیه السلام) مي‌فرمايد: «قائم(علیه السلام) وارد نجف اشرف مي‌شود، سفياني با يارانش از كوفه حركت مي‌كند، حضرت با آنها محاجّه مي‌كند آنگاه پرچم پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به اهتزاز در مي‌آورد، فرشتگان بدر به ياري‌اش فرود مي‌آيند... . پس سپاه سفياني را شكست داده، تا داخل كوفه به عقب‌نشيني وادار مي‌كند.

    منادي حضرت ندا سر مي‌دهد: زخمي‌ها را نكشيد و فراري‌ها را دنبال نكنيد. پس با آنها همانند سيرة اميرمؤمنان(علیه السلام) در مورد اهل بصره رفتار مي‌كند».
    در خطبةالبيان منسوب به اميرمؤمنان(علیه السلام) آمده است: «سفياني با دويست هزار مرد جنگي از سواره و پياده حركت مي‌كند تا در حيره فرود آيد... در آنجا نبرد سختي بين او و حضرت مهدي(علیه السلام) رخ مي‌دهد. سپاه سفياني شكست مي‌خورد، سفياني با تعداد اندكي از يارانش فرار مي‌كند. يكي از ياران حضرت به نام «صيّاح» با گروهي از اصحاب، او را دنبال كرده، دستگير نموده، به نزد حضرت مي‌آورد».

    بيعت سفياني: امام باقر(علیه السلام) در مورد فرجام كار سفياني مي‌فرمايد: «به سفياني خبر مي‌رسد كه حضرت قائم(علیه السلام) به سوي او عزيمت نموده، با سپاهيانش به سوي آن حضرت حركت مي‌كند و تقاضاي ديدار مي‌نمايد. حضرت مهدي(علیه السلام) حجّت را بر وي تمام مي‌كند، او تسليم شده، بيعت مي‌كند. چون به سوي سپاهيانش بر مي‌گردد، آنها او را سرزنش مي‌كنند، پس بيعتش را مي‌شكند و آمادة نبرد مي‌شود و حضرت مهدي(علیه السلام) آنها را شكست مي‌دهد. اگر يكي از آنها پشت درخت، يا پشت سنگي مخفي شده باشد، آن درخت و آن سنگ مي‌گويد: «اي مؤمن، فرد كافري در پشت من مخفي شده است»
    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 8

    هنگامی که پرچم های سیاه از خراسان به راه افتاد به سویش بشتابید ولو با سینه خیز رفتن بر روی برفها باشد ، که صاحبان آن پرچم ها  طرفداران حق هستند ، آنها حق را مطالبه می کنند ولی به آنها داده نمی شود ، نبرد می کنند و پیروز می شوند ، آنچه می خواستند به آنها داده نمی شود ، نبرد می کنند و پیروز می شوند آنچه می خواستند به آنها داده می شود ولی آنها دیگر نمی پذیرند ، گویی با چشم خود می بینم که شمشیرها را حمایل کرده اند ، و پیش می تازند تا پرچم ها را به مهدی(عجل الله) تسلیم  کنند ، آگاه باش که آنها یاران مهدی اند و زمینه سلطنت جهانی او را فراهم می سازند ، دلهای آنها چون قطعات آهن است ، هنگامی که پرچم های سیاه را مشاهده کردید که از سوی مشرق به حرکت درآمده فارسیان را گرامی بدارید که دولت ما در میان آنها می باشد. غیبت شیخ طوسی ص 262 ، ملاحم و الفتن ص 27




    چون حکومت بنی فلان سپری شود، خداوند با مردی از ما اهل بیت(علیه السلام) بر آل محمد(صل الله) منت می نهد ، که با تقوا گام می سپارد و بر اساس هدایت رفتار می کند ، و در کارهایش رشوه نمی گیرد ، به خدا سوگند نام خود او و پدرش را می دانم ، آنگاه به محضر امام عادل از ما می رسد .....

    بشاره الاسلام ص 161

    چون نشانه های ظهور فرا رسد ، خداوند یکی از شیعیان ایرانی را برمی انگیزد که گرامی ترین اسب سوار عرب(هاشمی و بلندمرتبه است) است ، خداوند به وسیله آنها دین را یاری می کند. بشاره الاسلام ص 29

    وقتى که دیدید از طرف مشرق بیرقهاى سیاهى نمایان شد فارس را اکرام کنید، زیرا که دولت ما در میان آنها است. ملاحم و الفتن ص16



    شعیب بن صالح از دیدگاه روایات:


    ١) - در روایات از عمّار یاسر نقل شده که:
    «شعیب بن صالح، پرچمدار حضرت مهدی(عجل الله) است». ابن طاووس، ملاحم، ص 53.

    2) «از خراسان سپاهی حرکت می‌کند که کمربندهای سیاه و پیراهن سفید پوشیده‌اند، جزو پیش‌قراولان سپاه، فرمانده‌ای است به نام شعیب بن صالح... آنان سپاهیان سفیانی را شکست داده، گریزان می‌کنند و در بیت‌المقدّس فرود می‌آیند و زمینة ظهور حضرت مهدی(ع) را پایه‌ریزی می‌کنند»
    ابن حماد، همان، ص 84 و عقد الدرر، ص 125.

    3) امیرمؤمنان(علیه السلام) می‌فرمایند: «سفیانی و صاحبان پرچم‌های سیاه با یکدیگر روبرو می‌شوند در حالی که میان آنان جوانی از بنی‌هاشم است که در کف دست راستش، خال سیاهی است و در پیشاپیش لشکریان او، شخصی از قبیلة بنی تمیم به نام شعیب بن صالح قرار دارد».
    ابن حماد، فتن، ص 86.

    4) در منابع اهل سنّت نیز آمده است:
    إن على مقدمة جیش المهدی رجلاً من تمیم ضعیف اللحیة یقال له شعیب بن صالح
    «فرماندة لشگریان پیشرو حضرت مهدی(عجل الله) مردی از قبیلة بنی تمیم است که محاسن کمی دارد و او را شعیب بن صالح می نامند». شبلنجی، نور الابصار، ص 138

    5) «از خراسان سپاهی حرکت می‌کند که کمربندهای سیاه و پیراهن سفید پوشیده‌اند، جزو پیش‌قراولان سپاه، فرمانده‌ای است به نام شعیب بن صالح... آنان سپاهیان سفیانی را شکست داده، گریزان می‌کنند و در بیت‌المقدّس فرود می‌آیند و زمینة ظهور حضرت مهدی(ع) را پایه‌ریزی می‌کنند».
    ابن حماد، فتن، ص 84 و عقد الدرر، ص 125.

    6) امام سجاد (علیه السلام) فرمود:

    خروج شعیب‌ بن صالح، پس از عوف سلمی و پیش از خروج سفیانی است.

    شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص443.

    7) پیامبر اکرم(ص) : پرچم هایی از مشرق برمی خیزد که مردی از بنی تمیم به نام شعیب بن صالح آنها را رهبری می کند ، آنچه از اسیران کوفه در دستشان باشد ، می گیرد و طعمه شمشیر می سازد.
    الحاوی للفتاوی ج 2 ص 160
    مائتان وخمسون علامةحتى ظهور الإمام المهدی السید محمد علی الطباطبائی الحسنی ص" 62"

    8) جابر از امام باقر (ع)روایت می کند: جوانی از بنی هاشم از خراسان با پرچم های سیاه قیام می کند که در کف دست راست او خالی(خللی)است و پیشاپیش او مردی بنام شعیب بن صالح است که با لشکریان سفیانی می جنگد و آنها را شکست میدهد.
    الملاحم و الفتن باب97 ص52

    9) بدرستی که پرچمدار سپاه امام مهدی مردی از بنی تمیم است که ریش کم دارد و به او شعیب بن صالح می گویند. ابن حماد ص 86

    10) و عن محمد بن الحنفیة:
    سپس پرچم های سیاهی از خراسان که حاملان آنها کلاه های سیاه و لباسهای سفید بر تن دارند ، خروج می کنند پیشاپیش آنها مردی است بنام شعیب بن صالح از قبلیه بنی تمیم ، طرفداران سفیانی را شکست می دهد تا اینکه در بیت المقدس فرود آمده و زمینه ظهور حضرت مهدی(عج) را مهیا می نماید. ابن حماد / فتن

    11) ثم یسیر إلى الکوفة فیقتل أعوان آل محمد صلى الله علیه واله ویقتل رجلا من مسمیهم ثم یخرج المهدی على لوائه شعیب بن صالح

    بحار الأنوار للمجلسی (1111 هـ) الجزء52 صفحة207

    (12 شعیب بن صالح، جوان گندمگون و تیزفهمی از اهالی تهران که سرپرستی نیروهای خراسانی را بر عهده دارد. الممهدون المهدی، ص 54 به نقل از شش ماه پایانی، ص 94

    13) پرچمهای سیاه کوچکی به اهتزاز درمی آید که با مردی از اولاد ابوسفیان نبرد می کند و برای اطاعت از حضرت مهدی(عج) زمینه سازی می کند، در پیشاپیش این پرچم ها مردی به نام تمیم بن صالح حرکت می کند . بشاره الاسلام ص 212 و 184 ، و المهدی ص 190


    14) ... ... اذا رایتم ذالک فعلیکم بالفتی التمیمی...
    ... وقتی که آن را مشاهده کردید ، به سوی جوان تمیمی بشتابید که او از طرف مشرق می آید و او پرچمدار حضرت مهدی است الامام المهدی ص 64 ، الحاوی للفتاوی ج 2 ص 130


    15) ... آنگاه این مرد تمیمی – که خداوند بر سرزمینش باران رحمت فروریزد – با پرچم سیاه مهدوی با نصرت الهی و دعوت حقه پیش می تازد تا به محضر حضرت مهدی برسد و دست بیعت بدهد. الملاح و الفتن ص 112 و 41

    16) ... حضرت مهدی(ع) خروج می کند و شعیب بن صالح پرچمدار او می باشد.
    بشاره الاسلام ص 177- بحارالانوار ج 52 ص 208 ، الملاحم و الفتن ص 44 و ...

    17) سپاهیان خراسان به حرکت درمی آید ، شعیب بن صالح تمیمی در طالقان به آنها می پیوندد ، در خوزستان به یک سید موسوی بیعت می شود و ... الزام الناصب ص 213 ، بشاره الاسلام ص 73

    18) هنگامی که سپاه سفیانی به سوی کوفه عزیمت می کند ، سفیانی گروهی را به جستجوی اهل خراسان می فرستد ، که برای یاری حضرت مهدی(عج) خروج کرده اند ، سپاه سفیانی با سپاه سید هاشمی(سیدخراسانی) که پرچم های سیاهی دارند و پرچمدارش شعیب بن صالح است در دروازه اصطخر روبرو می شود .... ابن حماد ص86، الملاحم و الفتن ص 51 ، بشاره الاسلام ص 184 و ...

    19).... فرمانده آنها مردی از تمیم بنام شعیب بن صالح است ، بزرگ و کوچک شمشیر به دست گرفته و وارد کارزار می شوند ، سید حسنی (حسینی) که صورتش چون ماه تابان است در این نبرد شمشیر می زند... الزام الناصب ص 201 و 218 ، بحارالانوار ج 53 ص 15 و 35 و ....

    20) یخرج بالری رجل ربعه اسمر ، مولی لبنی تمیم ، کوسج ....
    مردی گندمگون ، متوسط القامه ، کم ریش و کوسه به نام شعیب بن صالح با چهارهزار نفر از ری خروج می کند کسی در برابرش ایستادگی نمی کند جز اینکه کشته شود. الملاحم و الفتن ص 42 ، الحوی للفتاوی ج 2 ص 139

    21) پرچم های سیاهی برای نبرد با سفیانی به حرکت درمی آید که در میان آنها جوانی از بنی هاشم هست که صورتش چون قرص قمر است و در دست راستش خالی(خللی) هست ، در پیشاپیش این سپاه شعیب بن صالح تمیمی است که کلاههای سپاهیانش سیاه است و جامه هایشان سفید. سپاه سفیانی را شکست می دهند و به سوی غرب پیش می روند و زمینه را برای حضرت مهدی فراهم می کنند ، فاصله بین خروج او تا تقدیم امور به حضرت مهدی(عج) هفتاد و دو ماه می باشد. الملاحم و الفتن ص 41 ، بشاره الاسلام ص 185

    22) و از محمد بن حنیفه : افرادی از خراسان با درفشهایی سیاه به رهبری سید خراسانی و فرماندهی نظامی فردی به اسم شعیب بن صالح ظهور خواهند کرد که رهبری افرادی با لباس های به رنگ سفید و کلا ه های سیاه بر عهده دارد آنها طرفداران سفیانی را شکست خواهند داد و در بیت المقدس فرود آیند تا دولت مهدی را پایه گذاری کنند و مهدی او را به فرماندهی قوای نظامی خود بر میگزیند ابن حماد

    23) درفش های سیاهی از بنی عباس و پس از آن درفش های سیاهی از خراسان خروج می کند که حاملان آنها کلاه سیاه و سفید برتن دارند ، پیشاپیش آنان مردی است که وی را صالح بن شعیب یا شعیب بن صالح می نامند ، او از قبیله بنی تمیم است ، آنان نیروهای سفیانی را شکست داده و در بیت المقدس فرود می آیند ، تا زمینه را برای حضرت مهدی(ع) فراهم کنند ، تعداد 300 تن دیگر از شام به او می پیوندند. فاصله بین خروج او تا تقدیم امور به حضرت مهدی(عج) هفتاد و دو ماه می باشد. نسخه خطی ابن حماد ص 84 و 74

    24) غلام حدث السن ، اسمراصفر، خفیف الحیه کوسج ...
    جوانی نورس ، زرد و گندمگون ، محاسن کم پشت (خفیف اللحیه) و کوسه ، کسی در برابر او نمی ایستد مگر اینکه او را می کشد ، اگر با کوهها درگیر شود ، از بن برمی کند تا وارد سرزمین قدس شود ، او پرچمدار حضرت مهدی(ع) خواهد بود. المهدی ص 190 ، الملاحم و الفتن ص 43 ، 57 ، 68 و ...

    25) شعیب بن صالح از سمرقند خروج می کند بحارالانوار ج 52 ص 213 ، المهدی ص 222


    از روایات فوق صفات دوازده گانه ای برای شعیب استخراج می شود که به شرح زیر است:

    1- رنگ چهره ای گندمگون و قهوه ای دارد
    2- محل خروج وی از ری(تهران) است
    3- محاسن کم پشتی دارد
    4- ضعیف الجثه و لاغر است
    5- صاحب ارده ای بسیار قوی و خلل ناپذیر است
    6- صاحب بصیرت و یقین است و فردی بسیار سخنور است به طوری که لقب خطیب الانبیاء را به او داده اند
    7- نام مستعار وی شعیب بن صالح است
    8- مورد اعتماد و تایید سید خراسانی قرار دارد
    9- از بنی تمیم می باشد یا با آنها ارتباط دارد
    10- هدف نهایی او بیت المقدس است
    11- شاب(سر زنده و باطراوت) و جوان است
    12- برای امام زمان(عج) زمینه سازی می کند
    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 3 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 22

    سؤال: علائم فرج امام زمان چيست؟ آيا ظهور نزديك است؟

    جواب:

    نشانه های ظهور حضرت:

    در روايات و احادیث بعضی از امور به عنوان نشانه هاي ظهور عنوان شده است. از جمله انحراف بني عبّاس و از هم گسستن حكومت آنها، جنگ صليبي، تسخیر قسطنطنيه به دست مسلمانان، بیرون آمدن پرچم هاي سياه از خراسان ایران، خروج مغربي در مصر و تشكيل دولت فاطميان، وارد شدن تركها در منطقه بين النّهرين، ورود روميان در منطقه رمله و شام، رها شدن كشورهاي عرب از قيد قدرت های ظالم (استعماری)، بالا آمدن آب رودخانه دجله و سرازير شدن آن به كوچه و پسکوچه هاي كوفه، بسته شدن پل روي دجله در بين بغداد و كرخ، اختلاف بين شرق و غرب و جنگ و خونريزي فراوان، خروج سفياني، خروج يماني، خروج دجال، صيحه آسمانی، قتل نفس زكيه، فراگير شدن جهان از ظلم، رواج علوم ديني در قم و نشر آن در ساير بلاد مردم و...(1)

    ليكن از اين امور نميتوان قضاوت نمود كدام يك حتمي و كدام يك غير حتمي است، نيز كداميك به وقوع پيوسته و كدام يك در آينده به وقوع ميپيوندد و آن چه به وقوع پيوسته، همان است كه در روايات آمده.

    براي روشن شدن اين مطالب لازم است اموري بدين شرح بيان گردد.

    1- نامعلوم بودن وقت ظهور: اگر از نشانه هاي ظهور سخن به ميان ميآيد، به این معنا نيست كه از اين طريق وقت ظهور حضرت مهدی (عجل الله) را مشخص كنيم. بنا به مصالحي زمان ظهور حضرت مشخص نشده است. هيچكس جز خدا از وقت دقيق ظهور حضرت آگاه نيست. بارها از امامان (علیه السلام) در مورد زمان خروج قائم پرسيدند، اما آنان از مشخص نمودن آن نهي نمودند و زمان ظهور را مثال علم به قيامت در انحصار خدا معرّفي كرد.(2)

    شيخ طوسي در اينباره ميگويد: زمان ظهور مهدی (عجل الله) به روشني بر ما مشخص نيست، بلكه او تا آنگاه كه خداوند اجازه خروج بدهد، از ديدگاه ما پنهان است.(3)

    بنابر اين نشانه هاي ظهور تنها بيانگر نزديك شدن زمان ظهور است. بيش از آن نبايد انتظار داشت. حال اگر حدیثی باشد كه در آن زمان ظهور حضرت مشخص شده است، ناگزير بايد آن را توجيه نمود و يا به كناري نهاد.

    2- مراد از نشانه هاي ظهور: مقصود از نشانه هاي ظهور اين نيست كه با تحقق هر يك ظهور حضرت وقوع مييابد، بلكه مراد، رخدادهايي است كه بر اساس پيشگويي معصومان(ع) پيش و يا در آستانه ظهور حضرت مهدي (عجل الله فرجه) پديد خواهند آمد كه تحقق هر يك امید نزديكتر شدن ظهور حضرت است، به گونهاي كه با وقوع تمامي آن رخدادها و به دنبال آخرين نشانه هاي ظهور، حضرت قيام خواهد نمود.

    3- انواع نشانه هاي ظهور: با نگاهي به روايات معصومان(علیه السلام) ميتوان نشانه هاي ظهور را بدين شرح تقسيم و دسته بندي نمود:

    ألف) نشانه هاي حتمي و غير حتمي: نشانه هاي شماري به روشني به عنوان علائم حتمي ظهور ياد شده است؛ به این معنا كه بدون هيچ قيد و شرطي قطعاً تحقق خواهند يافت و ظهور حضرت منوط به پيدايش آنها ميباشد، امّا نشانه هاي غير حتمي به نشانه هايي گفته ميشود كه مقيد و مشروط به اموري هستند كه در صورت تحقق آنها، به عنوان نشانه به شمار ميآيند.(4)

    ب) نشانه هاي عادي و غير عادي: برخي از نشانه هاي ظهور به روال طبيعي و عادي تحقق مييابد، مانند زوال دولت عباسيان، ولي برخي به روال غير طبيعي و غير عادي است مانند صيحه آسماني و طلوع خورشيد از مغرب.

    اين دسته روايات را بايد به نوعي خاص معنا نمود، چون پديدار شدن آنها عادتاً ممكن نيست. اينها را يا ميبايست در چار چوب معجزه قرار داد و توجيه نمود، يا از معناي ظاهري آن دست كشيد و به معناي كنايه و مجازي آن دانست.

    ج) نشانه هاي متصل و غير متصل: در روايات شماري از نشانه هاي ظهور به گونهاي بيان شده است كه از آنها استفاده ميشود بين آنها و ظهور حضرت فاصله اي وجود ندارد، بلكه به زمان ظهور متصل ميباشند، مانند خروج سفياني و يماني. اينها نشانه هاي اتصال یافته به ظهورند، امّا بيشتر نشانه ها به گونهاي ديگر است كه بين تحقق آنها و زمان ظهور حضرت مهدي ممكن است فاصله زيادي وجود داشته باشد، به عنوان مثال در روايات آمده: يكي از نشانه ها در آمدن پرچم هاي سياه از خراسان است. حال اگر اين را به خروج ابو مسلم خراساني و سپاه سياه جامگان تفسير كنيم، بين اين نشانه و ظهور حضرت مهدي زمان طولاني فاصله است.

    4- شمار نشانه هاي ظهور: در مورد شمار نشانه هاي ظهور پاسخ دقيق و روشني وجود ندارد.

    برخي از عالمان بزرگ مانند شيخ مفيد در بحث علامات قيام القائم با اشاره به اخبار و آثاري كه از معصومان خدا (علیه السلام) رسيده، بيش از پنجاه نشانه را بيان كرده است.(5) برخي ديگر همانند علامه مجلسي شمار بيشتري را متذكّر شدهاند.(6)

    عالمان قید اهل سنت در كتابهاي خويش به برخي امور ديگر اشاره كردهاند. هنگامي كه به اين آثار و نشانه ها و روايات دقت كنيم، متوجه ميشويم كه:

    برخي از علائم تنها نشانه ظهورند و برخي نشانه ظهور و برپايي قيامت.

    بعضي كلي هستند و برخي به امور جزئي پرداخته اند. برخي از نظر سند مشكل دارند و پاره اي مشكل ندارند. برخي در دلالت معنايي مشكل دارند و بعضي ندارند، بنابراين نميتوان در مورد و تعداد نشانه هاي ظهور قاطعانه سخن گفت.

    5- خلط بين نشانه هاي ظهور و برپايي قيامت: برخي از نشانهها مانند خروج دجال و طلوع خورشيد از مغرب کره زمین، در پارهاي از منابع روايي، از نشانههاي برپايي قيامت و شراط الساعة آمده است اما در بعضي ديگر از نشانه هاي قيام حضرت مهدي(عجل الله)، به نظر ميرسد در برخي روايات بين اين دو دسته نشانهها جابجايي صورت گرفته باشد. بعيد نيست برخي از نشانههاي غير عادي كه در پارهاي از منابع روايي، از نشانه هاي ظهور حضرت آمده است، نشانههاي برپايي قيامت باشند، نه نشانه هاي ظهور، چون اين گونه امور با اشراط الساعة بيشتر تناسب دارد.

    6- خلط بين قائم و مهدي موعود: در روايات گاهي سخن از حضرت مهدي آمده است و گاهي از قائم ال محمد، نميتوان تمامي مواردي را كه واژه قائم به كار رفته است، به مهدي موعود حمل نمود، چرا كه اين واژه به تمامي امامان(علیه السلام) اطلاق شده است. در روايت آمده است كلّنا قائم بأمراللَّه واحدٌ بعد واحد؛(7) همه ما يكي پس از ديگري قيام كننده به حكم خدا هستيم.

    نيز به غير امامان هم اطلاق شده، چرا كه قائم به معناي قيام كننده است. هر كسي كه انقلاب كند و مردم را بر ضد ظلم فرا خواند، قائم ال محمد است. امام علي(علیه السلام) در خطبه اي كه در مورد حوادث آينده ايراد كرد فرمود: إذا قام القائم بخراسان... و قام منّا قائم بجيلان؛(8) هنگامي كه قائم در خراسان قيام كند و قيام كنندهاي از ما در سرزمين گيلان قيام كند.... اين احاديث را نميتوان درباره حضرت مهدي (عجل فرجه) دانست.

    7- خلط بين فرج و ظهور حضرت مهدي (عج): گرچه ظهور حضرت مهدي (عج) براي اهل بيت پيامبر (صل الله علیه و اله) و اهل بيت پيامبر خدا (صل الله علیه و اله) است، ليكن همه جا واژه فرج را نميتوان به ظهور حضرت مهدي حمل نمود. متأسفانه گاهي چنين خلطي يافت ميشود.

    پيش گويي هاي معصومان در مورد رخدادهاي دوران حكومت امويان و عباسيان و چگونگي فروپاشي آنها و حركت هايي كه در مقابل آنها شكل ميگيرد، گاه از آنها به علائم فرج ياد شده است، كه لزوماً به معناي نشانه های ظهور حضرت مهدی (عجل الله) نيست، بلكه ميتواند به معناي لغوي فرج؛ يعني گشايش در كار شيعيان باشد.

    8- احتمال جعل و تحريف: اهميّت بحث مهدويّت به ويژه بهره مندي آن از بار سياسي از يك شو، و علاقه شديد مسلمانان به آگاهي از چگونگي رخدادهاي آينده و پديدار شدن نشانه هاي ظهور از سوي ديگر، سبب شد كه برخي در پي تحريف و جعل روايات در زمينه مهدويّت و نشانه هاي ظهور برآيند.

    با دقت در رواياتِ نشانه هاي ظهور اين سخن تأييد ميشود، زيرا بسياري از رواياتي كه در زمينه نشانه هاي ظهور وجود دارد، از نظر سند ضعيف و قابل مناقشه است و دلالت آنها نيز با مشكل مواجه است.

    از مطالبي كه بيان شد، به اين نتيجه نايل ميشويم كه در زمينه علائم ظهور حضرت مهدي صاحب الزمان (عج)، و اين كه كدام يك از آنها به راستي به وقوع پيوسته است، نميتوان قضاوت قاطعي را ابراز نمود.




    پي نوشت ها:

    1- سيد محمد صدر، تاريخ الغيبه الكبري، ج 2، ص 472 به بعد؛ كتاب الغيبة، محمد بن ابراهيم نعماني، ص 283-247سفينة البحار، ج 2، ص 445.

    2 - مجلسي، بحارالأنوار، ج 52، ص 182.

    3 -الغيبه، ص 425.

    4 -مجله حوزه، شماره 72، ص 240.

    5 -ارشاد، ج 2، ص 368 به بعد.

    6 -بحار، ج 52، ص 279 - 180.

    7 -كليني، كافي، ج 1، ص 536.

    8 -مجلسي، بحار، ح 52، ص 235.

     
    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 6

    صیحه آسمانی

    این مقاله مختصر واکاوی در این بزرگترین نشانه ظهور پاک مهدی(عج) است که از سایت اینترنتی شبکه امام مهدی" target="_blank">امام مهدی ارواحنا فداه برگرفته شده است. نگارنده کنکاشی را نیز در آینده نزدیک تقدیم خواهدکرد "قل کل متربّص فتربّصوا بگو همه منتظرند پس منتظر باشید".

    حضرت امام رضا(علیه السلام) می فرماید: "هفوَ الَّذى یفنادى مفناد مفنَ السَّماءف بفافسْمفه، یَسْمَعفهف جَمیعف اَهْلف الاَْرْضف بفالدفعاءف افلَیْهف."(1) "او کسى است که منادى از آسمان نام او را فریاد مى کند، و به سوى او مى خواند که همه اهل زمین مى شنوند


    چون راه طولانى غیبت به انتها برسد و روزگار نشستن پایان پذیرد و پرده هاى حجاب، دامن از چشم خلق برچیند و هنگام ظهور و تجلى نور فرا رسد، از فراز گنبد گردون و از میان آسمان نیلگون صداى دلرباى امین وحى و سیّد اهل آسمان ها حضرت جبرئیل(علیه السلام) در مشرق و مغرب عالم طنین انداز شود و عالمیان را بر سر سفره بیعت الهى صلا زند.(2) و نام بلند آن حجت الهى و خلیفه حضرت رسالت پناهى را با نام نامى پدر مطهرشان بر عالمیان گوشزد نماید، انشاء الله.(3) و این است دعوت او: اى منتظران بپا خیزید که آن ذخیره الهى قیام کرده، به سوى او آیید که اینک وقت قیام است و پایان انتظار. اى دلسوختگان! زمان خونخواهى حسین(علیه السلام) فرارسیده.(4) و اى اهل ایمان وعده الهى تحقق یافته.(5) و هر قومى به زبان خویش ندا را متوجه شود، تا حجت بر همه تمام گردد و هیچ کس را عذر و بهانه اى نباشد. زیرا اوست که تمام ادیان را محو و نابود مى کند، و دین خدا را بر همه عالم غالب مى کند.(6) و این ندا را رمزى دیگر نیز مى باشد، که علامت حتمى ظهور باشد


    ظهور حضرت حجت چنان واقعه عظیمی است که نشانه عظمتی بس سترگ را می طلبد. از طرفی این نشان باید راه را بر ادعاهای دروغین مدعیان بربندد. واقعه "صیحه آسمانی"، "فریاد آسمانی"، "دست اشارتی از آسمان" و . . . همگی مصداق های این امر عظیم اند. سیطره تکنولوژیکی انسان عصر فضا نیز بیشک نشانه ای عظیم را می طلبد تا مرهم دردهای رنج دیدگان زمین باشد! و چنین امری در ظهور نواده پاک رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) مهدی موعود(علیه السلام) رخ می نماید. به طوری که شیاطین زمینی و آسمانی به دست و پا افتاده و درصدد تخطیه ندای آسمانی برمی آیند. ولی "حقیقت ماندنی و باطل رفتنی است


    امام صادق(علیه السلام) فرمودند: "علامت را بشناس"(7) تا به گمراهى نیفتى و در ضلالت قدم ننهى، دزدان راه و مدعیان دروغین نتوانند تو را به سوى خویش دعوت کنند، و این نشانى روشن براى حقیقت است. و این ندا نداى فجرصادق است که در صبح صادق دمیده خواهد شد، و در آخر روز، شیطان آخرین تلاش خویش را براى گمراهى خلق مى نماید، و مردم را به کفر و شرک مى خواند.(8) (افنَّ الشَّیْطانَ لفلاْفنْسانف عَدفوٌّ مفبینٌ)(9)

    ظهور حضرت حجت چنان واقعه عظیمی است که نشانه عظمتی بس سترگ را می طلبد. از طرفی این نشان باید راه را بر ادعاهای دروغین مدعیان بربندد. 'صیحه آسمانی'

    منبع:

    1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 322 حدیث 29.

    2 ــ بحار الانوار: ج 52 ص 290 حدیث 32.

    3 ــ بحار الانوار ج 51 ص 38.

    4 ــ «ثم یخرج المنتصر و یطلب بدم الحسین و دماء أصحابه.» بحار الانوار ج 53 ص 145 حدیث 2.

    5 ــ(وَعَدَالله الَّذینَ آمَنفوا مفنْکفمْ وَعَمفلفواالصّالفحات لَیَسْتَخْلفَنَّهفمْ فی الأرْضف....) سوره نور آیه: 55

    6 ــ ( هفوَ الّذی اَرسَلَ رَسفولَهف بفالْهفدى وَدینف الحَقّف لفیفظْهفرَهف عَلَى الدّینف کفلّفهف...)سوره توبه، آیه: 33.

    7 ــ «اعرف العلامة.»

    8 ــ «ثمّ ینادى ابلیس فی آخرالنهار من الأرض: ألا إنّ الحق مع عثمان وشیعته» ارشادمفید: باب 40 ح3.

    9 ــ یعنى: بدرستى که شیطان دشمن آشکارى براى انسان است. سوره یوسف: 5.
    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 7


    مشهورترین دعای ما یا مهدیست 
    فرمانده و مقتدای ما یا مهدیست 
    اینجا همگی به نام او می‌گذرند 
    اسم شب کوچه‌های ما یا مهدیست  


    سید حسنی سید بزرگواریست زیبا رو که خالی در دست راست خود دارد ودر بعضی از روایات آمده که او اهل دیلم است که توسط مردم به رهبری انتخاب میشود ولی خود او رغبتی به ان ندارد مردم صدای او را با این جمله میشنوند که : ای مردم، مضطر و بی پناه را دریابید که گنج های طالقان او را اجابت می کنند . گنج هایی که از طلا و نقره نیستند بلکه انسانهایی استوار هستند. سید حسنی نیز شعیب بن صالح را به عنوان فرمانده نظامی خود بر می گزیند. و سپس به خراسان و اصفهان وقم رفته و انجا را آرام ساخته و امنیت بر پا می کند. و سپس به خوزستان رفته و تهاجمی که در آنجا واقع شده را دفع می کند و سپس به کوفه رفته و با لشگر سفیانی که دشمن امام زمان(عج) است در گیر شده و لشگر سفیانی را شکست می دهد . سپس خبر می آورند که شخصی در مکه خروج کرده و خود را امام زمان می نامد . وقتی لشگریان او در مورد آن شخص میپرسند . سید حسنی میگویید: باید برویم و ببینیم که او کیست . این در حالی است که او می داند که آن شخص حضرت صاحب زمان (عج) است . ولی می خواهد تا واقعیت آن بر یارانش روشن شود . لذا به سوی مکه حرکت می نمایید. از طرفی هم ممکن است منظور از سید حسنی همان سید خراسانی باشد.

    یکى دیگر از نشانه هاى ظهور که در روایات بدان اشاره شده است پدیدار شدن پرچم خراسانى است البته آنچه که از سخنان معصومان ـ علیهم السلام ـ بدست مى آید ، پرچم خراسانى مهمترین پرچمهاست. و به این اعتبار ازآن برایات شرقى تعبیر شده که داراى پرچم هاى سیاه هستند.

    نکته ى دیگر اینکه در روایات به سه پرچم از خراسان اشاره شده است که در سه مرتبه قیام مى کنند که دو مورد از آنها تحقق یافته یکى بیرقهاى سیاه ابو مسلم خراسانى که براى تشکیل دولت بنى العباس بوده است و دوم پرچم مغول که از ناحیه خراسان آمد و دولت بنى العباس را بر هم زد لیکن سوم باقیمانده و اوست که متصل به ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ خواهد بود و با سفیانى خواهد جنگید. حضرت باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:

    «آنگاه که لشکر سفیانى در کوفه مشغول قتل و غارت باشند بیرقهایى از طرف خراسان برسند که منزلها را بسرعت طى کنند و با ایشان چند نفر از اصحاب قائم ـ ارواحنا فداه ـ باشد»

    قال رسول اللّه ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ :


    (انّا أهل البیت، اختار اللّه لنا الآخرة على الدنیا وانّه سیلقى أهل بیتی من بعدی تطریداً وتشریداً حتّى ترفع رایات سود من المشرق فیسألون الحقّ فلا یعطون فیقاتلون فینصرون فیعطون الذی سألوا فمن أدرکهم منکم أو من أبنائکم فلیأتهم ولو حبواً على الثلج، فانّها رایة الهدى یدفعونها إلى رجل من أهل بیتی یملأ الأرض قسطاً وعدلاً بعدما ملئت جوراً وظلماً).

    براى ما اهل بیت خداوند آخرت را بر دنیا برگزیده است. همانا پس از من دودمانم آواره و مطرود مردم واقع خواهند شد تا آنگاه که پرچمهاى سیاه از سوى مشرق پدیدار شود پس آنان حق را طلب کنند لیکن به ایشان داده نشود پس مى رزمند و پیروز مى شوند پس هر کس از شما و یا نسل شما ایشان را درک کرد باید خود را به آنان رساند اگر چه بر روى یخها بخزد آنان امر را به مردى از خاندان من مى سپارند که زمین را از عدل و داد لبریز مى سازد پس از آنکه از ظلم و جور مالامال شود

    یکى دیگر از نشانه هاى ظهور امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ که بوى حتم و یقین به خود گرفته است، خروج فردى به نام سید حسنى است.

    او جوانمردى از بنى هاشم و از نسل پیامبر خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ است و در دست راست او خالى وجود دارد ـ که البته بنا بر برخى روایتها در دست چپ او چنین نشانه اى ست ـ و از خراسان حرکت و جنبش خود را آغاز مى کند.

    او شیعه و پیرو خاندان وحى و رسالت است بر عقیده ى خویش پایبند و استوار و داراى نفوذ گسترده و محبوبیّت در دلهاست او همان کسى است که پیش از سپاه سفیانى و قتل و غارت آنها وارد کوفه مى شود و همزمان با ورود او یمانى نیز از یمن به وى مى پیوندد و سپاه سفیانى را در خارج کوفه از بین مى برند و بعد از آن امر را به امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ تسلیم مى کند و با او بیعت مى کند.

    امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمودند:

    یخرج شاب من بنی هاشم بکفّه الیمنى خال، ویأتی من خراسان برایات سود بین یدیه شعیب بن صالح، یقاتل أصحاب السفیانی فیهزمهم

    امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمودند:

    جوانى از نسل هاشم که در دست راست وى خالى هست از طرف خراسان با پرچمهاى سیاه خروج مى کند فرمانده لشکر او شعیب بن صالح است و او با لشکر سفیانى نبرد کرده و آنان را متلاشى مى نماید.

    خروج سید حسنى از نشانه هایى است که در آستانه ظهور حضرت مهدى (ع) رخ مى دهد .خروج سید حسنى با یارانش براى یارى آن حضرت است . سید حسنى جوان خوش صورتى است که از طرف دیلم و قزوین خروج مى کند و با صداى بلند فریاد مى زندکه به فریاد قائم آل محمد(ع) برسیدکه از شما یارى مى طلبد.

    این سید حسنى ظاهر از فرزندان امام حسن مجتبى (ع) مى باشد. او از مکان خود تاکوفه را از لوث وجود ظالمان پاک مى کند. چون با اصحاب خود واردکوفه مى شود، به او خبر مى دهند که حضرت حجت (ع) ظهورکرده و از مدینه به کوفه تشریف آورده است. پس با اصحاب خود، خدمت آن حضرت مشرف مى شوند و از آن حضرت مطالبة دلائل امامت و مواریث انبیاء را مى نماید. او مى داندکه مهدى (ع) بر حق است، ولکن مقصودش این است که حقیقت امام را بر مردم و اصحاب خود ظاهر نماید. پس آن حضرت دلائل را براى او ظاهر مى کند. وقتى سید حسنى یقین به صدق امام ندا مى کند، مى گوید: الله اکبر دستت را بده تا با تو بیعت کنم . با آن حضرت بیعت مى کند و به پیروى از او، سپاهش نیز بیعت مى کنند

    این حادثه نیز، در منابع دینى به عنوان نشانه ظهور بیان شده و در مورد آن ، روایاتى از معصومان (ع ) رسیده است . مضمون این روایات آن است که پیش از ظهور مهدى (ع ) در منطقه خراسان (خراسان قدیم : قسمتهاى زیادى از ایران ، افغانستان ، ترکمنستان ، تاجیکستان و ازبکستان انقلابى برپا مى شود و مردم در حالى که پرچمهاى سیاه را به اهتزاز در آورده اند، به حرکت در مى آیند .

    ظاهرا، پدیدار شدن این نشانه در آستانه ظهور و یا اندکى پیش از آن است ، به گونه اى که در زمان ظهور، آنان هستند، و حضرت مهدى آنان را به سوى خویش فرا مى خواند.

    امام باقر مى فرماید : تنزل الرایات السود التى تخرج من خراسان الى الکوفة ، فاذا ظهر المهدى (ع ) بعث الیه بالبیعة .

    بیرقهاى سیاهى از خراسان بیرون مى آید و به جانب کوفه به حرکت در مى آیند. پس چون مهدى (ع ) ظاهر شود، اینان وى را دعوت به بیعت مى کنند.

    غیر از روایت فوق روایات دیگرى نیز وجود دارد که نشان مى دهد، خروج پرچمهاى سیاه از خراسان قیامى است که در آینده و در آستان ظهور برپا مى شود. در حقیقت ، آن پرچمهاى سیاه را یاران مهدى (ع ) به همراه خواهند آورد

    برخى احتمال داده اند که منظور از خروج پرچمهاى سیاه از خراسان ، همان قیام ابومسلم خراسانى در سال 140 ه - . ق . علیه حاکمیت هزار ماهه بنى امیه است که به از هم گسستن حکومت بنى امیه و روى کار آمدن بنى عباس انجامید.

    مستند اینان ، روایت زکار از امام صادق (ع ) و برخى قرائن و مؤ یدات تاریخى است . در این روایت ، با اشاره به نام و مشخصات ابومسلم خراسانى ، از وى به عنوان صاحب پرچمهاى سیاه ، یاد شده است .

    ولى این احتمال درست نیست ، زیرا روایت زکار، که مهم ترین مستند و دلیل آن به شمار مى رود، از نظر سند ضعیف و غیرقابل اعتماد است . افزون بر این ، تطبیق این نشانه بر شورش ابومسلم خراسانى در پیش از یک قرن قبل از تولد مهدى (ع ) و نشانه ظهور دانستن آن ، بسیار بعید است .

    به نظر مى رسد تبیین حوادث و وقایع دوران بنى امیه و بنى عباس ، در برخى روایات ، به منظور هوشیار ساختن مسلمانان و آگاهى دادن به آنها نسبت به وظایف حساس خویش در آن دوران است نه تبیین علام ظهور.

    پیش گویى این حوادث ، به خاطر اهمیت فوق العاده آن براى مسلمانان آن زمان و نسلهاى آینده بود.

    این نکته نیز در خور توجه است که حاکمان بنى عباس تلاش مى کردند، قدرت را از دست بنى امیه بگیرند، از این روى ، ((نفس زکیه )) را مهدى معرفى مى کردند و از جانب دیگر سعى مى کردند شورش ابومسلم خراسانى را در راستاى قیام مهدى (ع ) و نشانه ظهور وى قلمداد کنند. بر این اساس ، همان گونه که پیش از این هم یادآور شدیم ، بعید نیست حاکمان بنى عباس ، به دلخواه خویش ، در این روایات دست برده باشند و آنها را با خود تطبیق کرده باشند

    امیرالمومنین علی(ع) در این خصوص می‌فرمایند:

    پیش از قیام سفیانی، سید هاشمی (حسنی) از گیلان خروج می‌کند و سید مشرقی (خراسانی) او را یاری می‌کند، سپس (سید هاشمی) به سوی بصره می‌تازد و آن را ویران می‌کند و به سوی کوفه عزیمت کرده و آن را آباد می‌کند، آنگاه سفیانی برای نبرد با او (سیدهاشمی) آماده می‌شود و با سپاهیانش برای نابودی او حرکت می‌کند[.


    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 6 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 108

    بررسی یکی از علائم حتمی ظهور خسف بیداء و زلزله شام

    شعر:

    هرکس قدمی بهر خدا بر دارد
    آینه ی سینه اش جلا بر دارد
    من معتقدم یوسف زهرا آید
    گر فاطمه دستی به دعا بر دارد

     

    چون دو لشكر در شام درگير شوند ، يكي از آيات بزرگ الهي ظاهر مي شود و آن زلزله شام است كه بيش از صد هزار نفر در شام هلاك مي شود. اين حادثه براي مؤمنان رحمت و براي كافران نقمت است. چون اين حادثه روي دهد، منتظر پرچمهاي زرد و سپاهيان سبكبال يابو سواري باشيد كه از سوي مغرب مي آيند و وارد شام مي شوند وآن به هنگام مرگ سرخ واضطراب برزگ است 

    بررسی یکی از علائم حتمی ظهور : خسف بیداء و زلزله شام

    در روایات متعددی از معصومین آمده است که ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سالی پر از زلزله و سرما اتفاق می افتد . از مهمترین این زلزله ها ، زلزله شدید در شام، زلزله ری ( تهران)، خسف زوراء ( بغداد) ، خسف بیداء ( منطقه ای بین مکه و مدینه که هلاکت سپاه سفیانی در آن است) و خسف بصره، خسف خرشنا یا ( حرستا) یا جابیه در شام. و در روایات متعددی آمده در سال ظهور سه خسف اتفاق می افتد : خسف در مشرق ، خسف در مغرب و خسف در شبه جزیره . 

    امام محمدباقر(ع) در حديثي شرايط موجود قبل از شروع دوران طلايي زندگي بشر را اينگونه توصيف کرده اند: "حضرت قائم(ع) قيام نمي کنند مگر آنکه ترس همه را فرا گرفته باشد، زلزله ها زياد شده باشد، فتنه ها و بلاها دامن مردم را گرفته باشد، و طاعون همه را مبتلا کند." )الغيبه نعماني، ص 235)

    مرحوم خراساني دركتاب مهدي منتظر(عجـّـل الله تعالي فرجه الشّريف ) گويد: درآن سال [سال ظهور] زلزله بسيار باشد و از جملهزلزله بزرگي در شام ... وقوع اين حادثه بعد از ورود بيرقهاي زرد به مصر خواهد بود . 

    اهمیت زلزله شام به جهت مقارن بودن آن با ظهور سفیانی از شام است و یکی ازعلائمی است که می تواند به شناخت شخصیت سفیانی و زمان قیام او کمک کند. و اهمیت خسف بیداء به لحاظ ذکر آن به عنوان یکی از علائم حتمی ظهور قائم و بشارت نابودی سفیانی به دست مولا مهدی (عج) می باشد.

    در این مقاله ابتدا به احادیث و روایات مربوطه و سپس به بررسی امکان زلزله شام و خسف بیداء و خرشنا و بصره و بغداد می پردازیم . 

    1- از علامات نزدیکی ظهور ، زلزله ای بزرگ در شام و خسف خرشنا

    در اينجا حديثي از كتاب روزگار رهايي مي آوريم: 

    " چون دو لشكر در شام درگير شوند ، يكي از آيات بزرگ الهي ظاهر مي شود و آن زلزله شام است كه بيش از صد هزار نفر در شام هلاك مي شود. اين حادثه براي مؤمنان رحمت و براي كافران نقمت است. چون اين حادثه روي دهد، منتظر پرچمهاي زرد و سپاهيان سبكبال يابو سواري باشيد كه از سوي مغرب مي آيند و وارد شام مي شوند وآن به هنگام مرگ سرخ واضطراب برزگ است.

    هنگامي كه اين مرگ و مير و اضطراب شديد واقع شود منتظر خسف يكي از آبادي هاي شام به نام خرشنا باشيد هنگامي كه خرشنا خسف شود منتظر خروج سفياني ...   (حديث ادامه دارد)

    در كتاب سيماي حضرت مهدي (عليه السّـلام) در قرآن ، سلسله حوادث بدين صورت آمده است :

    1- اختلاف فرزندان فلان 2- مناديي كه از سوي آسمان ندا كند  3- صداي فتح از جانب دمشق 4- خسف جابيه  5- فرو ريختن بخشي از سمت راست مسجد دمشق  6- شورش گروهي از ترك ها  7- آشفته شد ن اوضاع روم 8- فرود آمد ن برادران ترك در جزيره ( در شمال سوريه)9- منزل گرفتن روم در رمله (درفلسطين) .

     اي جابر پس آن همان سال است كه اختلاف بسياري در هر زمين از ناحيه مغرب [ياغرب] پديد خواهد آمد و نخستين سرزميني كه خراب مي شود شام است. در آن هنگام بر سه پرچم اختلاف خواهند نمود.  پرچمي سرخ وسفيد و پرچمي سياه و سفيد و پرچم سفياني .

    * خرشنا یا حرستا یا جایبه هر سه اشاره به مکانی در سوریه (شام) می باشد.

    2- خسف بيدا

    در يك سال قبل از ظهور سه موضو ع كاملاً آشكار, پديدار خواهد شد :

     الف- مناطق مختلفي در سراسر شرق و غرب دنيا خسف شده و به زمين فرو مي رود كه مهمترين آن ها خسف بيدا است كه جزءعلائم حتمي مي باشد.

     در كتاب ”سيماي حضرت مهدي [عليه السـّـلام ] در قرآن “ ذيل آيه 47 سوره مباركه نساء در حديثي طولاني آمده است:

     ” و فرمانده لشكريان سفياني در بيابان بيدا فرود مي آيد سپس منادي از آسمان بانگ مي زند : اي بيدا ،اين قوم را نابود كن كهزمين بيدا آن ها را به كام خود فرو مي كشد و جز سه تن كسي از

     آن ها جان سالم به در نبرد. خداوند صورت هاي آن سه را به پشت بر مي گرداند و آنان از قبيله كلب مي باشند و در باره آن ها اين آيه نازل شده : اي كساني كه كتاب آسماني به آن ها عطا شده،به آنچه نازل كرديم – كه آنچه را نزد خود داريد تصديق مي كند - ايمان آوريد. پيش از آنكه صورت هايي را تغيير دهيم و آن ها را به پشت برگردانيم ... تا آخر آيه٭

    در همين كتاب ذيل آيه 148 سوره بقره در حديثي تأويل آيه 51 سوره سبأ را مربوط به خسف بيدا مي داند: اگر ببيني هنگامي كه وحشت زده مي شوند و از دست نمي روند بلكه از مكان نزديكي گرفته مي شوند. ٭توضيح اينكه : سرزمين بيدا بين مكـّه و مدينه قرار دارد و از لشكر سفياني جز دو يا سه نفر باقي نمي ماند. يكي از  آن ها براي بشارت به سوي مكـّه حركت مي كند و حضرت [عليه السـّـلام ] را مژد گاني مي دهد و ديگري به سوي سفياني باز مي گردد و او را انذار داده، از عاقبت شومش مي ترساند.

    در احادیث آمده  تعداد سپاهیان خسف شده سفیانی در این مکان هفتاد هزار نفر است.

    3- خسف بصره

    یکی دیگر از مکانهای دیگر که به خسف آن در احادیث اشاره شده ، بصره می باشد.

    الف - پيامبر اكرم (صلـّي الله عليه وآله) خطاب به جعفر طيّار فرمودند: « بصره توسط يكي از فرزندان تو ويران مي شود كه زنجي ها از او پيروي مي كنند. »

    ب- « ... گويي با چشم خود [ اميرالمؤمنين ( عليه السـّـلام) ] مي بينم كه شهر شما را آب فراگرفته است . از ساختمانهاي شهر جز گنبد مسجد تان ديده نمي شود كه همانند سينه ي مرغي در اقيانوس بيكران شناور به نظر مي رسد. هنگامي كه ديدند كوخهاي بصره تبديل به كاخ شده و باغهاي اطراف آن تبديل به قصر شده ، بدانند كه عمر بصره به پايان رسيده ، ديگر بصره اي وجود نخواهد داشت . »

    ج – « اي بصره ! واي بر تو از سپاهي كه نه گرد بر انگيزد ونه احساس دارد ولي فتنه اي بر پا كند كه  خانه ها را ويران سازد،آبادي ها را بر خاك نشاند، ثروت ها را بر باد دهد و زنها را به اسارت سپارد . »

    د -  « هنگامي كه بصره ويران شود وامير اميران بر خيزد . »

    ه - « سپس بصره خسف مي شود و ويران مي گردد و وحشت بسيار شديدي برسراسر عراق حكمفرما ميشود كه احدي آسايش وآرامش نمي يابد ... »

    ـــ‌  مؤلـّف عصر ظهور ضمن بررسي چند خطبه از نهج البلاغه گويد: بصره از جمله شهر هاي مؤ تفكه (زير و رو شده ) است كه در قرآن مجيد آمده است ... سه مرحله زير و رو شده و مرحله  چهارم هنوز واقع نشده است .

     4- خسف بغداد و خرابی ری

    از دیگر علامات نزدیکی ظهور خسف بغداد و خرابی ری یا تهران می باشد که در دو روایت از آن یاد شده.

    "المفيد" بسنده عن الصادق«ع»و ذكر بعض علامات المهدي الى ان قال و خسف ببغداد و خسف ببلد البصرة و دماء تسفك بها و خراب دورها و فناء يقع في اهلها و شمول اهل العراق خوف لا يكون لهم معه قرار.

    المفید با ذکر سند از امام صادق علیه السلام نقل می کند که بعضی از علامات ظهور مهدی فرورفتن بغداد و بصره و خونریزی در آن و نابودی اهل آن و فرا گرفتن ترس اهل عراق را که از آن خوف قرار نداشته باشند.

     

    به این مطلب امتیاز بدهید : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 88

    السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی
    طرح ختم صلوات برای تعجیل در ظهور منجی
    •◄ طرح ختم صلوات برای ظهور حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حتما شرکت کنید!










    مطالب تصادفی مهدویت :
    عضويت سريع با یک صلوات
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    ورود کاربران با یک صلوات
    نام کاربری :
    رمز عبور :

    رمز عبور را فراموش کردم ؟
    خبرنامه مهدویت
    براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    آمار سایت مهدویت
    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 73
    کل نظرات کل نظرات : 81
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 3
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 59

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 56
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 894
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 1
    بازدید هفته بازدید هفته : 56
    بازدید ماه بازدید ماه : 18,302
    بازدید سال بازدید سال : 30,749
    بازدید کلی بازدید کلی : 3,408,324

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آِ ی پیآِ ی پی : 54.224.83.221
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :